اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مخصِّص لبّی

بررسی انظار مرحوم شیخ، مرحوم آخوند و مرحوم کمپانی

0
اصول
اصول

مخصص لبی و تمسک به عام در شبهات مصداقیه، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقسیم مرحوم آخوند درباره مخصص لبی را توضیح می‌دهد و تفاوت مخصص‌های روشن و غیرصریح را بررسی می‌کند. سپس مبنای تمسک به عام در موارد شک را نقد کرده و نشان می‌دهد که در ادله شرعی، نمی‌توان مولا را جدا از مخصص‌های لبی دانست. در ادامه، دیدگاه‌های مرحوم شیخ انصاری و مرحوم کمپانی درباره نسبت عام و مخصص لبی، نقش ظهور، حجیت و تردد میان عام و خاص تحلیل می‌شود. حاصل بحث این است که مخصص لبی نیز مانند مخصص لفظی در مراد واقعی مولا دخالت دارد و صرف شک در شمول مخصص، مجوز تمسک به عام نخواهد بود. این جلسه مبانی مهمی از بحث عام و خاص و جایگاه مخصص‌های لبی در استنباط احکام را روشن می‌کند.

مخصِّص لبّی

3
  • مطلبی که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که آقایان در این مطلب انگار به‌طورکلی غفلت کرده‌اند که در مخصص لبّی به‌طورکلی دائرۀ ظهور را منحاز از دائرۀ تخصیص لبّی قرار داده‌اند؛ کأنَّ متکلم و آن مخصص در دو وادی حرکت می‌کنند؛ متکلم در بیان عام خودش است، آن مخصص هم در بیان تخصیص منافی خودش است و به هم کاری ندارند؛ در یک مورد که مورد اشتراک است و مورد اجتماع است تصادم دارند و به‌جهت اظهریت خاص بر عام، در اینجا آن فرد خارج می‌شود و در دو مورد که مورد افتراق است آنها با همدیگر کاری ندارند؛ عام در مورد غیر از آن فرد مشتبه، خاص هم در مورد غیر از آن فردی که در تحت عام داخل است.

  • ولی نکته در اینجاست که ما باید متکلم را ناظر به این مخصص لبّی قلمداد کنیم، نه یک فردی که به کلی بَرّانی از این تخصیص است. متکلمی که خودش وارد و آگاه است و نسبت به این مخصص اطلاع دارد با آن متکلمی که از این مخصص خبر ندارد خیلی فرق می‌کند.

  • یک وقت متکلم اصلاً از این مخصص غافل است و عام را بیان می‌کند. یعنی در مقام ایراد آن بیان، غافل است از اینکه یک همچنین مخصصی وجود دارد، غافل است از اینکه من‌باب‌مثال یک هم‌چنین مخصصی در شرع آمده است، غافل است از اینکه بنای عقلاء بر عدم توجه به این افراد است.

  • مثلاً [متکلم] می‌گوید که به تمام افرادی که در محلۀ ما هستند هزار تومان بدهید اینها بروند با آن کار کنند. درحالی‌که در این محله من‌باب‌مثال چند نفر مجنون زندگی می‌کنند. خُب بنای عقلاء بر عدم پرداخت مال به دیوانه است، یا بنای شرع بر عدم اعطاء مال به مجنون است. پس الآن این متکلم اصلاً از این بنای عقلاء غافل است یا از بنای شرع غافل است، ما در اینجا همان‌طوری که قبلاً عرض کردیم می‌توانیم بگوییم که به مقتضای غفلت خودش، یک کلام نفسی در اینجا منعقد می‌شود، به مقتضای آن کلام نفسی، آن کلام لفظی از باب حکایتِ با آن کلام نفسی ظهور دارد در همۀ افراد، غیر از آن فرد معلوم الخروج؛ و چون این فرد مشکوک است بنابراین حجّیت عام و حجّیت ظهور مانحن‌فیه را شامل می‌شود. در اینجا ما می‌توانیم این مطلب را بگوییم.