
تمسک به عام عنوان ثانوی در شبهۀ مصداقیه
و بحثی در عناوین اولیه و ثانویه
تمسک به عام در شبهه مصداقیه عناوین ثانوی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا اشکال تمسک به عموم برای اثبات موضوع را توضیح میدهند و نشان میدهند چرا این کار مستلزم دور است. سپس به بررسی معنای عناوین اولیه و ثانویه در فقه و اصول میپردازند و دیدگاه مشهور درباره اضطرار، اکراه و نذر را نقد میکنند. در ادامه تبیین میشود که بسیاری از مواردی که به عنوان عنوان ثانوی شناخته میشوند، در حقیقت از ابتدا در چارچوب موضوعات و شرایط گوناگون احکام اولیه قرار میگیرند. استاد با طرح نمونههایی مانند شرب خمر در حال اضطرار، نماز بیمار و نذر نماز شب، معیار صحیح تفکیک عناوین اولیه و ثانویه را توضیح میدهند و در پایان نتیجه میگیرند که در مواردی مانند نذر و شرط، تمسک به عام برای اثبات موضوع در شبهه مصداقیه امکانپذیر نیست.
تمسک به عام عنوان ثانوی در شبهۀ مصداقیه
توضیحات:
تمسک به عام در شبهه مصداقیه عناوین ثانوی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا اشکال تمسک به عموم برای اثبات موضوع را توضیح میدهند و نشان میدهند چرا این کار مستلزم دور است. سپس به بررسی معنای عناوین اولیه و ثانویه در فقه و اصول میپردازند و دیدگاه مشهور درباره اضطرار، اکراه و نذر را نقد میکنند. در ادامه تبیین میشود که بسیاری از مواردی که به عنوان عنوان ثانوی شناخته میشوند، در حقیقت از ابتدا در چارچوب موضوعات و شرایط گوناگون احکام اولیه قرار میگیرند. استاد با طرح نمونههایی مانند شرب خمر در حال اضطرار، نماز بیمار و نذر نماز شب، معیار صحیح تفکیک عناوین اولیه و ثانویه را توضیح میدهند و در پایان نتیجه میگیرند که در مواردی مانند نذر و شرط، تمسک به عام برای اثبات موضوع در شبهه مصداقیه امکانپذیر نیست.
تمسک به عام عنوان ثانوی در شبهۀ مصداقیه
11تصور عناوین ثانویه در بعض موارد
اللهمّ إلّا أن یقال فقط در بعضی از موارد ما میتوانیم عنوان ثانوی در آنجا درست کنیم. مثلاً مانند نذر، اگر این عنوان ثانوی مترتّب باشد بر یک عنوان اوّلی که آن عنوان اوّلی باید دارای خصوصیتی باشد سوای آن احراز موضوعی که در این عنوان ثانوی هست؛ عنوان ثانویه متصور است.
مثال بزنم فرض کنید که اضطرار، اضطرار یک عنوان ثانوی بنا بر مصطلح است. این اضطرار وقتی که میآید کاری ندارد به اینکه این اضطرار به چه میخواهد تعلق بگیرد؟ میگوید که من در هر ظرفی که هستم، من خودم برای خودم جعل حکم میکنم، کاری ندارم آن متعلق من قبلاً دارای چه حکمی باشد؛ آن متعلق من خمر باشد، حرمت باشد، من آن را حلالش میکنم؛ آن متعلق من ماء باشد و مباح باشد من آن را واجبش میکنم؛ آن متعلق من مستحب باشد، من واجبش میکنم؛ من خودم حکم درست میکنم، من خودم موضوع هستم، که با این تحقق موضوع، طبعاً آن حکم مترتّب خواهد شد.
اضطرار کاری به حکم قبلی ندارد، حکم قبلی هرچه میخواهد، باشد. ولی نذر اینطور نیست، نذر نمیگوید که حکم قبلی هرچه میخواهد باشد باشد، نذر باید در ظرفی باشد که متعلق آن رجحان داشته باشد، یعنی نذر مثل اطاعت امر والدین و امثالذلک است، یا اجابت اخوان مسلمین که استحباب دارد، است یا عمل به شرط و امثالذلک است.
در شرط شما چه موقعی میتوانید به شرط عمل کنید؟ ﴿أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِ﴾1 المؤمنون عند عهدهم؛ «المؤمنون عند شروطهم»2 در چه ظرفی است؟ در ظرفی که شرط ما مخالف با کتاب و سنت نباشد. اما اگر همین شرط مخالف با کتاب و سنت بود، اوفوا بالشروط آن را نمیگیرد؛ اگر بگیرد میشود دور؛ همان دوری که مرحوم آخوند در اینجا در تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه ذکر میکنند. یعنی ما یک ﴿أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِ﴾ داریم، «المؤمنون عند شروطهم» و امثالذلک داریم؛ در یک مورد شک میکنیم آیا این مورد موافق با کتاب هست یا موافق با کتاب نیست؟ آیا به «المؤمنون عند شروطهم» به لحاظ عمومش میتوانیم تمسک کنیم و این شرط را به آن لحاظ واجب الوفاء بدانیم؟ این میشود تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه.
- سوره مائده (5) آیه1.
- مستدرك الوسائل، ج 13، ص 301.
