
مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام
لزوم فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دو مبنای مشهور در این مسئله را بررسی میکنند: دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی که وجوب فحص را بر سیره عقلایی استوار میداند و نظریهای که منشأ فحص را قرار گرفتن عام در اطراف علم اجمالی میشمارد. سپس با تحلیل دیدگاه آیتالله حکیم، بحث انحلال علم اجمالی و نسبت آن با یافتن مخصص مورد بررسی قرار میگیرد و تفاوت میان علم تفصیلی و علم اجمالی از زاویه بقاء موضوع و جریان استصحاب توضیح داده میشود. در ادامه با مثالهایی از شبهات محصوره و غیرمحصوره، مبانی مختلف نقد میگردد. نتیجه بحث این است که مسئله فحص از مخصص بیش از آنکه تابع قواعد خشک علم اجمالی باشد، تابع فهم عرفی و سیره عقلایی در تشخیص احتمال وجود مخصص است.
مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام
10اشکال به آیةالله حکیم در بحث انحلال علم اجمالی
بنابراین اینکه مرحوم آقای حکیم در اینجا میفرمایند که ما در بحث انحلال علم اجمالی گفتیم که وقتی علم اجمالی منحل میشود که علم تفصیلی ما به مقدار آن علم اجمالی باشد، جای بحث است و آن اینکه اگر همینقدر یکی از اطراف علم اجمالی مشخص و معلوم گردد، علم اجمالی منحل میگردد مگر اینکه ما واقعاً در آنجا علم به دوتا داشته باشیم فرض کنید که ثلاثة آنیه در اینجا وجود دارند و ما علم اجمالی داریم که دوتای از این آنیهها نجس هستند آن یک حرف دیگری است ولی ما در مورد عام که چنین مسئلهای نداریم. وقتی که مولا عامی را القا میکند ما همینقدر علم اجمالی داریم که با توجه به اینهمه مخصِّصهایی که در اینجا آمدهاند الآن این عام هم بالأخره یک جایی از قرآن یک جایی از روایات یا از سنت در اینجا تخصیص خوردهاند. همینقدر که شما به یک مورد در اینجا ظفر پیدا میکنید و علم اجمالی منحل میشود، میتوانید به اصالةالعموم تمسک کنید، دیگر نیاز ندارید که دوباره تفحص کنید.
اشکال به مرحوم آخوند و آیةالله حکیم: عرفیبودن مسئلۀ عام
بله اشکال از جای دیگر است ـ البته این بحث علم اجمالی را خیلی بالإجمال عرض کردم، صحبتش در بحث برائت و اینها باید بیاید ـ اشکال در اینجا است که شما خیال میکنید مسئلۀ عام با مسائل دیگر فرق میکند! مسئلۀ عام یک موضوع عرفی است! یعنی اشکال هم به کلام آخوند و هم به مرحوم حکیم وارد میشود و آن اینکه مسئلۀ عام مثل بقیۀ ظهورات است؛ یک وقت مولا عامی را میگوید، مخاطب با توجه به اطراف، خصوصیات و قرائنی که به ذهنش میرسد و استشمام میکند بهنظرش میرسد که نمیشود این عام بدون مخصِّص باشد؛ لذا باید در اینجا تأمل کند. درست مثل ظواهر، یعنی سیرۀ عقلائیه بر این است. یک وقت هم مولا عامی را میگوید ولی انسان میگوید که با توجه به دأب و دَیْدَن مولا در اینجا بعید است که مخصِّص داشته باشد اصالةالعموم در اینجا میآید. این هم مثل بقیۀ موارد؛ شما چطور اصالةالظهور را حجت میدانید؟! چطور اصالةالإطلاق و امثالذلک را حجت میدانید؟! شما چطور اصالة عدمالقرینة و امثالذلک را حجت میدانید؟! این هم همین است، مثل این است. ما در اینجا چیز دیگری نداریم یعنی هم افرادی که گفتهاند: «اصلاً عمل به عام قبل از فحص از مخصِّص جایز نیست»، هم افرادی که میگویند: «فقط فحص از مخصّص در عامی است که در اطراف علم اجمالی باشد والاّ اگر در اطراف علم اجمالی نباشد، مخصص لازم نیست و در اینجا میشود به عام عمل کرد»، هردوی اینها اشتباه میکنند.
