
مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام
لزوم فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دو مبنای مشهور در این مسئله را بررسی میکنند: دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی که وجوب فحص را بر سیره عقلایی استوار میداند و نظریهای که منشأ فحص را قرار گرفتن عام در اطراف علم اجمالی میشمارد. سپس با تحلیل دیدگاه آیتالله حکیم، بحث انحلال علم اجمالی و نسبت آن با یافتن مخصص مورد بررسی قرار میگیرد و تفاوت میان علم تفصیلی و علم اجمالی از زاویه بقاء موضوع و جریان استصحاب توضیح داده میشود. در ادامه با مثالهایی از شبهات محصوره و غیرمحصوره، مبانی مختلف نقد میگردد. نتیجه بحث این است که مسئله فحص از مخصص بیش از آنکه تابع قواعد خشک علم اجمالی باشد، تابع فهم عرفی و سیره عقلایی در تشخیص احتمال وجود مخصص است.
مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام
5مطلبی که در اینجا هست این است که بهطورکلی انحلال علم اجمالی در چه صورت است؟ آیا در صورتی است که ما علم تفصیلی به مقدار معلوم بالإجمال پیدا کنیم یا اینکه نیازی به علم تفصیلی نیست؟ در موردی که ما علم تفصیلی به یک مورد پیدا کردیم، یعنی الآن در دستهبندی بین علم تفصیلی و علم اجمالی ما به این نکته برمیخوریم، منبابمثال الآن در یک جا میبینیم که این مکانِ بهخصوص و این جایِ بهخصوص نجس شده است؛ یعنی علم تفصیلی پیدا میکنیم بر اینکه این جایِ بهخصوص الآن نجس شده است، بعد شک در رافع میکنیم که آیا رافع برای نجاست در اینجا آمده است یا نیامده است ما در اینجا به مقتضای اشتغال و به مقتضای استصحاب اشتغال ذمّه، حکم به نجاست و احتراز از این موضع داریم این در مورد علم تفصیلی است و بحث هم در اینجا منقّح و صحیح است، چرا؟ بهجهت اینکه علم تفصیلی ما که ازبین رفته است سابق ما علم تفصیلی داشتیم بر اینکه اینجا نجس است آیا الآن هم علم تفصیلی داریم؟! الآن که دیگر علم تفصیلی نداریم. علم تفصیلی ما ازبین رفته است. پس موجب برای نجاست، استصحاب است؛ استصحاب میآید؛ با توجه به این نکته، با توجه به بقاء موضوع، موضوع مشخص و معلوم بالتفصیل سابقاً این موضوع را میکشاند الیٰ زماننا و نجاست را با خودش استصحاب میکند.
بقاء موضوع، فارق علم تفصیلی و علم اجمالی
پس ما در علم تفصیلی بقاء موضوع داریم، این بزنگاه و محور فرق بین علم تفصیلی و علم اجمالی است، آنچه که موجب میشود ما در علم تفصیلی قائل به اشتغال شویم، آنچه که موجب میشود ما در علم تفصیلی، چه حدث، چه خبث، چه بقاء موضوع، چه بقاء حکمی؛ هرچه، قائل به استصحاب اشتغال شویم این است که در علم تفصیلی موضوع برای ما محرز است، موضوع برای ما عوض نشده است. حالا سراغ معلوم بالإجمال آمدیم، منبابمثال اگر ما علم اجمالی داریم بر اینکه یک نقطه از این فرش بهخصوص که فرض کنید چهار متر در پنج متر است نجس شده است، نجاست آن هم به مقداری است که یَجِبُ الإحتراز عَنِ الجمیع، فرض کنید که یک وقت بهاندازۀ یک بند انگشت از این فرش نجس میشود این داخل در شبهۀ غیر محصوره است، محصوره نیست!
