
مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام
لزوم فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دو مبنای مشهور در این مسئله را بررسی میکنند: دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی که وجوب فحص را بر سیره عقلایی استوار میداند و نظریهای که منشأ فحص را قرار گرفتن عام در اطراف علم اجمالی میشمارد. سپس با تحلیل دیدگاه آیتالله حکیم، بحث انحلال علم اجمالی و نسبت آن با یافتن مخصص مورد بررسی قرار میگیرد و تفاوت میان علم تفصیلی و علم اجمالی از زاویه بقاء موضوع و جریان استصحاب توضیح داده میشود. در ادامه با مثالهایی از شبهات محصوره و غیرمحصوره، مبانی مختلف نقد میگردد. نتیجه بحث این است که مسئله فحص از مخصص بیش از آنکه تابع قواعد خشک علم اجمالی باشد، تابع فهم عرفی و سیره عقلایی در تشخیص احتمال وجود مخصص است.
مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام
7حالا اشکال در اینجا است؛ اگر یکی از این اطراف بیرون آمد؛ منبابمثال از پیش خود یک متر مربعِ دقیق و مشخص را از این فرش طاهر کردیم آیا علم اجمالی ما به حال خود باقی است یا باقی نیست؟ شما نمیتوانید در اینجا بگویید که الآن هم معلوم بالإجمال ما سر جای خودش است معلوم بالإجمال ما این بوده که ما علم داشتیم قطعاً یک قطعۀ یک متری از این فرش نجس است و الآن شک داریم، آیا با طهارت این یک متر، آن یک متر ازبین رفته است یا نرفته است؟ استصحاب بقاء موضوع میکنیم و در اینجا مترتب است اشتغال ذمه. اینجا جای استصحاب است دیگر؛ استصحاب بقاء ذمّه همین است. ما آن موقع یقین داشتیم یک متر اختفائاً در ضمن این پنجتا واجب الاحتراز شده است، الآن که شک ما بهحال خودش باقی است، این یک متری که الآن طاهر شد آیا ما را از شک خارج میکند یا نمیکند؟ خارج نمیکند باز هم الآن شک داریم که آیا آن یک متر نجس است یا نجس نیست؟ شاید آن یک متری که در جای دیگر هست باشد اما این علم اجمالی ما منحل میشود. چرا منحل میشود؟ بهجهت اینکه دوام این علم اجمالی به وجود استصحاب بود؛ یعنی شما وقتی به این علم اجمالی ترتیب اثر میدادید که استصحاب برای شما این موضوع را احراز کند. اول که شما علم اجمالی داشتید چند قطعه برای شما موضوع برای این استصحاب بود؟ اول پنج قطعه بود، الآن دیگر پنج قطعه نیست، الآن چهار قطعه است. پس تغیّر موضوع در اینجا شده است، قبلاً که نجاست به یک متر تعلق گرفته بود، یک متر در پنج قطعه بود، الآن یک متر در چهار قطعه است، این یک قطعه را که یقین دارید پس این یک قطعه از تحت موضوع علم اجمالی ما بیرون آمد. پس آنچه را که الآن شما دارید استصحاب میکنید، آن استصحاب، استصحاب یک در پنج قطعه است آنچه را که ما الآن بالوجدان داریم یک در چهار قطعه است؛ بنابراین موضوع در اینجا تفاوت پیدا کرده است. مثل اینکه شما فرض کنید یک لباس دارید که این لباس شما دو تکه است میدانید که یا به این تکۀ لباس نجاست تعلق گرفته است یا به تکۀ دیگر آن تعلق گرفته است؛ یعنی دَوَران امر بین احدهما است یعنی آن موضوعی که محقِّق حکم است که احتراز باشد، عبارت است از ثُوبَیْن، آن موضوع برای شما احتراز آورده است ولی الآن یکی از این دوتا را شما دور انداختید و آتش زدید و دیگر یک ثوب بیشتر برای شما باقی نمانده است الآن شما در اینجا به چه ملاکی میگویید که باید از این احتراز کرد؟!
