اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام

0
اصول
اصول
جلسات

لزوم فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دو مبنای مشهور در این مسئله را بررسی می‌کنند: دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی که وجوب فحص را بر سیره عقلایی استوار می‌داند و نظریه‌ای که منشأ فحص را قرار گرفتن عام در اطراف علم اجمالی می‌شمارد. سپس با تحلیل دیدگاه آیت‌الله حکیم، بحث انحلال علم اجمالی و نسبت آن با یافتن مخصص مورد بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان علم تفصیلی و علم اجمالی از زاویه بقاء موضوع و جریان استصحاب توضیح داده می‌شود. در ادامه با مثال‌هایی از شبهات محصوره و غیرمحصوره، مبانی مختلف نقد می‌گردد. نتیجه بحث این است که مسئله فحص از مخصص بیش از آنکه تابع قواعد خشک علم اجمالی باشد، تابع فهم عرفی و سیره عقلایی در تشخیص احتمال وجود مخصص است.

مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام

9
  • دوام اشتغال و استصحاب براساس بقاء موضوع

  • دوام اشتغال و دوام استصحاب براساس بقاء موضوع است، بر پیشانی آن اِناء دیگر ثبت نشده است که وجوب احتراز. وجوب احتراز از این اِناء براساس تکیۀ به اِناء دیگر است. مثل اینکه مولا اکرام زید و عمرو را مترتب کرده است بر اینکه توأم باشند، به‌خاطر اینکه اینها را آشتی دهد پس هر وقتی که زید و عمرو با هم باشند شما هم باید اکرامشان کنید و هر وقتی که این رفت به یک شهر و او هم به شهر دیگر رفت، دیگر اکرام لازم نیست. بنابراین حالا ما اینها را اکرام می‌کنیم فردا آن یکی می‌گوید که من دلم می‌خواهد به آن شهر بروم دیگر نمی‌توانیم بگوییم که بقاء اکرام دیگری استصحاب می‌کنیم! نه دیگر، اکرام ازبین می‌رود این اکرام بر سر این آمده است درصورتی‌که منضمّ با دیگری باشد حالا که دیگر منضم نیست، ازبین رفته است.

  • بنابراین در علم اجمالی در دوران بین الإنائین، آنچه که موجب ترتب حکم و اشتغال ذمّه است، نفس‌الاِنائین است، خمری که در انائین است موجب اشتغال ذمّه است. اگر از اول خمری نبود هر دو اناء را سَر می‌کشیدید. اگر خمری بود و در یکی بود، از این احتراز می‌کردید و از آن احتراز نمی‌کردید. حالا که در اینجا خمری هست و مشتبه بین این دوتا می‌باشد، شما تا وقتی که این دوتا هستند باید احتراز کنید اگر یکی از اینها رفت، حکم هم ازبین می‌رود، چون حکم دائر مدار بقاء موضوع است. من‌باب‌مثال خمری در اینجا هست و بر اثر استحاله متبدل به ماء شود، طاهر می‌شود، شکی در آن نداریم. مگر خمر تبدیل به سرکه نمی‌شود؟! با استحاله تبدیل به سرکه می‌شود دیگر، خب این هم تبدیل به این می‌شود.

  • در إنائین مشتبهین نفس التوأَمیّةَ و المعیّة فی الإنائین، موجب اشتغال و احتراز است و این اشتغال و احترازی ـ اینجا آن نکتۀ دقیق است ـ که بر انائین آمده است، آمده روی سر این انائین تا مادامی که این انائین هستند، وقتی که موضوع ازبین رفت و شد یکی، این هم پر می‌زند و می‌رود. لذا ما در استصحاب در اینجا بقاء موضوع نداریم، استصحابی که در مورد علم تفصیلی می‌کردیم موضوع باقی بود، شک در رافع داشتیم، شک ما در اینجا در مورد بقاء موضوع و عدم بقاء موضوع است. موضوع ما خمسة اطراف بود، ما خمسة اطراف را استصحاب می‌کردیم که آیا یکی از این اطراف متبدل به طهارت شده است یا متبدل نشده است حالا که شک در رافع داشتیم، احتراز را در علم اجمالی استصحاب می‌کردیم. حالا الآن موضوع ما اربعة اطراف است نه خمسة اطراف، بین اربعه و بین خمسة فرقی نیست؟! از نظر موضوع با هم فرق نمی‌کنند؟! چه‌بسا اگر اول به شما اربعة اطراف می‌دادند، این شک، شکّ بدوی بود و دیگر شکّ استقراری و شک به ناحیۀ علم اجمالی در اینجا نبود. بنابراین آن شک ما که براساس علم اجمالی است در اینجا منحل به شکّ بدوی می‌شود، در شکّ بدوی هم قاعده‌، برائت است.