اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام

0
اصول
اصول
جلسات

لزوم فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دو مبنای مشهور در این مسئله را بررسی می‌کنند: دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی که وجوب فحص را بر سیره عقلایی استوار می‌داند و نظریه‌ای که منشأ فحص را قرار گرفتن عام در اطراف علم اجمالی می‌شمارد. سپس با تحلیل دیدگاه آیت‌الله حکیم، بحث انحلال علم اجمالی و نسبت آن با یافتن مخصص مورد بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان علم تفصیلی و علم اجمالی از زاویه بقاء موضوع و جریان استصحاب توضیح داده می‌شود. در ادامه با مثال‌هایی از شبهات محصوره و غیرمحصوره، مبانی مختلف نقد می‌گردد. نتیجه بحث این است که مسئله فحص از مخصص بیش از آنکه تابع قواعد خشک علم اجمالی باشد، تابع فهم عرفی و سیره عقلایی در تشخیص احتمال وجود مخصص است.

مبنای لزوم فحص از مخصّص قبل از عمل به عام

4
  • یعنی آن موقع کشف می‌کنیم بر اینکه این عام ما مخصِّص ندارد؛ ولی چون این کشف، کشف ظنی هست، اصالةالعموم در اینجا حاکم است و اصالةالعموم موجب می‌شود که ما در اینجا به عام عمل کنیم ـ یعنی اشکالی که ایشان می‌کنند این است ـ البته درصورتی‌که این علم تفصیلی ما به مقدار آن علم اجمالی به مخصِّص باشد، یعنی در وقتی آن علم تفصیلی برای ما موجب رفع ید می‌شود و موجب می‌شود که ما به اصالةالعموم تمسک کنیم که آن مقدار معلوم بالإجمال ما به‌واسطۀ علم تفصیلی معیّن، محدّد و مبیّن شود. 

  • من‌باب‌مثال اگر علم اجمالی داشته باشیم به اینکه حداقل پنج‌تا مخصِّص در مورد این عام وجود دارد و در مورد تفحص ما به دوتا مخصِّص رسیده‌ایم، آن علم اجمالی ما سر جای خود هست و هنوز منحل نشده است،انحلال علم اجمالی در صورتی است که این علم تفصیلی ما به مقدار همان معلومِ بالإجمال باشد؛ یعنی همان مقدار معلومِ بالإجمال را در اینجا بیان کند.

  • مسئله‌ای در باب انحلال علم اجمالی

  • مسئله‌ای در باب انحلال علم اجمالی وجود دارد که اگر خدا توفیق داد ما در آنجا مشروحاً عرض می‌کنیم. یک نکتۀ دقیقی در آنجا هست که باعث شده این مسائل مختلف در اطراف علم اجمالی، شبهات محصوره، غیر محصوره، خروج بعض‌الاطراف عن دائرة علم اجمالی و امثال‌ذلک، پیش بیایند و آن این است که اولاً افرادی که قائل هستند بر اینکه اگر عام در اطراف علم اجمالی داخل باشد ـ همان‌طوری که عرض کردیم ـ ما نیاز به فحص داریم و باید فحص شود، اینها مقدار آن موارد علم اجمالی را بیان نکردند به‌طورکلی وقتی که یک عامی از طرف مولا صادر می‌شود، یا اینکه متکلم می‌داند در این مورد مخصِّص آمده است منتهی مخصِّصش [را نمی‌شناسد] یا نمی‌داند و نمی‌تواند تشخیص دهد، حالا اینکه مخصِّصش چندتا است؛ یکی است، دوتا، یا سه‌تا در اینجا مطرح نیست، صحبت در این است که متکلم به‌نحو علم بالإجمال می‌داند که در اینجا مخصِّصی وجود دارد، اگر بتواند در اینجا تشخیص دهد که دیگر علم اجمالی نیست، بالنسبة به این محدوده تفصیلی می‌شود، همین‌قدر وقتی که یک عامی در کتاب‌الله آمد، در یک روایت آمد، با توجه به اینکه ما مِن عام اِلّا و قد خُصّ و امثال‌ذلک، ما احساس می‌کنیم که این عام هم ممکن است مخصِّصی داشته باشد؛ همین مقدار، بیشتر از این نمی‌توانیم مدعی شویم بر اینکه در اینجا دوتا مخصِّص دارد سه‌تا مخصِّص دارد و امثال‌ذلک. بنابراین اگر من‌باب‌مثال فحص کردیم و مخصِّصی را پیدا کردیم آیا علم اجمالی ما به‌واسطۀ وجود یک مخصِّص منحل می‌شود یا منحل نمی‌شود؟ مرحوم آقای حکیم می‌گویند که منحل نمی‌شود الاّ اینکه آن علم تفصیلی ما به مقداری باشد که معلوم بالإجمال ما، اول آن مقدار در آن تعیین شده باشد،1 اگر ما بالإجمال اولاً بدانیم که دوتا مخصِّص در اینجا هست منتهی نمی‌دانیم چه مخصِّص‌هایی هست و ما در تفحص به علم تفصیلی به مخصِّصین رسیدیم، در اینجا این علم تفصیلی می‌آید و این علم اجمالی را منحل می‌کند؛ اما اگر من‌باب‌مثال اول فهمیدیم که مخصِّص‌هایی در اینجا هست، بعد دوتا مخصِّص را پیدا کردیم، هنوز علم اجمالی ما منحل نشده است، دوباره نیاز به تفحص داریم، آن‌وقت اگر تفحص کردیم و نیافتیم، این همان علم اجمالی دومی است قرین با علم اجمالی اول که ما عرض کردیم مستصحب است بر اینکه در کنار علم اجمالی اول که یک‌سری مخصِّص‌هایی داریم، در کنارش یک علم اجمالی دیگری هم داریم که ما یک‌سری مخصِّص‌هایی داریم که اگر تفحص کنیم به آن می‌رسیم و چون نرسیدیم کشف می‌کنیم از اینکه دیگر ظناً مخصِّصی وجود ندارد پس ما در اینجا به اصالةالعموم تمسک می‌کنیم.

    1.  حقائق الأصول، ج 1، ص 517.