اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام

0
اصول
اصول
جلسات

مبنای وجوب فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا جایگاه اصول عملیه و اصول لفظیه را تبیین کرده و تفاوت مبنای حجیت در این دو حوزه را بررسی می‌کنند. سپس توضیح می‌دهند که در اصول عملیه، عقل و فطرت انسان اجازه نمی‌دهد مکلف با وجود احتمال دسترسی به احکام شرعی، بدون جست‌وجوی دلیل به برائت و اباحه تمسک کند. در ادامه، بحث به اصول لفظیه کشیده می‌شود و دو مبنای مهم برای لزوم فحص از مخصص و مقید، یعنی آگاهی از روش شارع در بیان احکام و وجود علم اجمالی به مخصصات و مقیدات، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین نقش مراجعه گسترده به منابع روایی، نقد اکتفا به نقل‌های تقطیع‌شده و شرایط دستیابی به اطمینان در فرایند اجتهاد بررسی می‌شود. این جلسه مبانی عقلی و علمی ضرورت فحص پیش از تمسک به عمومات را روشن می‌سازد.

بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام

10
  • این‌همه ابوهریره روایات دارد! همین عایشه؛ بسیاری از روایاتی که عایشه نقل می‌کند، مقبوله هستند، زن پیغمبر است. من‌باب‌مثال روایاتی که عایشه دربارۀ سیمای پیغمبر نقل می‌کند؛ فرض کنید که موهای صورت حضرت رسول این‌طور بود، آیا می‌گوییم که چون عایشه است پس روایتش مردود است؟! موهای پیغمبر تا گوش حضرت آمده بود، موهای حضرت بلند بود، حضرت این‌طور عطرها را استعمال می‌کرد، آیا چون عایشه نقل کرده است، مردود است؟! داعی ندارد در اینجا دروغ بگوید، صورت پیغمبر سفید بود یا اینکه اصفر بود، بینی پیغمبر این شکل بود، این خصوصیات داشت، حالا چون عایشه هست پس اصلاً این روایات مردود هستند؟! چه فرق می‌کند؟! چطور شما اینها را می‌گیرید و در سُننتان نقل می‌کنید؟!1 خود شما این روایت را در سنن نقل می‌کنید. اینکه صرفاً آنها کذاب هستند و این حرف‌ها [دلیل بر طرد نیست]، اگر فرض کنیم که یک روایت از آنها ببینیم و نتوانیم سندی برای این روایت درنظر بگیریم و با ادلۀ ما نخواند، آن‌وقت می‌گوییم که این روایت کاذب است و این روایت را کنار می‌گذاریم.

  • قرائن صحت روایت ابوهریره دربارۀ امارت زنان

  • ولی اگر این روایتی که فرض کنید همین ابوهریره نقل کرده است و با مطالب کلی ما می‌خواند، با اجماعِ فقهای ما که عدم مشورت با زن است می‌خواند، با سیرۀ عقلائیه و ضرورة من الدین و سیرۀ از زمان ائمه علیهم‌السّلام الیٰ زماننا هذا این روایت می‌خواند، [دلیلی بر طرد آنها نداریم] این‌همه فقهایی که در زمان گذشته بودند و همه این روایات را دیده‌اند، چرا عمل نکرده‌اند؟!

  • چرا زن را بر مسند حکومت قرار نداده‌اند، بااینکه این‌همه زن‌های فاضله در طول شریعت داشتیم؟! امثال دختران مجلسی، دختر علامۀ حلّی، استاد صاحب ریاض یک زن بود اما هیچ‌کدام از اینها قاضی نشدند، مرجع نشدند، حداقل اینها می‌آمدند از کتاب می‌نوشتند، فتوا می‌دادند، ترویج می‌کردند، مدارسی در اصفهان بود که مختص به تعلیم و تربیت زنان بود. زن درس می‌داد، معلم زن بود، لمعه درس می‌دادند، معالم درس می‌دادند، در تاریخ اینها ذکر شده است. این کتاب‌هایی که مربوط به تاریخ و رجال و اینها هست، مربوط به زنان و مردان است را نگاه کنید، قصص العلماء تنکابنی را نگاه کنید و ببینید که مربوط به زنان فاضله و این حرف‌ها چه چیزهایی در آن نوشته است؛ ولی هیچ‌کدام از اینها نیامدند فرض کنید که زن را بر مسند قضا و اینها متصدی کنند. حالا اگر در این زمان یک روایت از ابوهریره نقل کردیم، تا نقل کردیم بگوییم که کنار بگذاریم؟!

    1.  طبقات الکبری، ج 1، ص 324؛ دلائل النبوة، ص 286؛ المعجم الکبیر، ج 22، ص 155.