
بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام
مبنای وجوب فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا جایگاه اصول عملیه و اصول لفظیه را تبیین کرده و تفاوت مبنای حجیت در این دو حوزه را بررسی میکنند. سپس توضیح میدهند که در اصول عملیه، عقل و فطرت انسان اجازه نمیدهد مکلف با وجود احتمال دسترسی به احکام شرعی، بدون جستوجوی دلیل به برائت و اباحه تمسک کند. در ادامه، بحث به اصول لفظیه کشیده میشود و دو مبنای مهم برای لزوم فحص از مخصص و مقید، یعنی آگاهی از روش شارع در بیان احکام و وجود علم اجمالی به مخصصات و مقیدات، مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین نقش مراجعه گسترده به منابع روایی، نقد اکتفا به نقلهای تقطیعشده و شرایط دستیابی به اطمینان در فرایند اجتهاد بررسی میشود. این جلسه مبانی عقلی و علمی ضرورت فحص پیش از تمسک به عمومات را روشن میسازد.
بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام
11ما نمیتوانیم این کار را انجام دهیم، چون میبینیم این روایت با اصول ما تطبیق میکند، اینها با اصول ما تطبیق میکنند حالا در جای دیگر هزارتا روایت دروغ هم گفته است؛ پیاز عکّه در مکه و از این حرفها هم منبابمثال زده است.1
تلمیذ: در این صورت چه استفادهای میشود از کلام ابوهریره کرد؟ آیا بهعنوان حجت تعبد میشود استفاده کرد؟!
استاد: نه، اگر دیدیم روایتی که او نقل کرده است، نظیرش در روایات ما هم آمده است، آنوقت میتوانیم بهوسیلۀ این روایات اهل تسنن، این روایات را تأیید بیاوریم و وقتی که این روایات مؤید شدند، روایات ضعیفی که در مقابلِ این هستند را کنار بزنیم. ولی بهعنوان اینکه نفس این روایت ابوهریره تنها، لو خُلَّی و طبعه بخواهد مورد استفاده قرار بگیرند نه، ما این کار را انجام نمیدهیم.
تلمیذ: پس قرائنی که موجب علم شود ...
استاد: آهان، بله این هم جزء قرائن میشود.
تلمیذ: میشود حجت باشد؟
استاد: نه، تنها نمیتوانیم این کار را انجام دهیم.
تلمیذ: یعنی پشت سر هم قرار دادن اخبار ضعیف خودبهخود موجب قوّت میشود؟
استاد: بله.
تلمیذ: من یک اشکال ریاضی میکنم، میگویم من دهتا صفر را پشت سر هم میآورم ...
استاد: دهتا یک است، چرا صفر است؟! ضعیف باشد صفر نیست بلکه قابل تأمل است. اینطور نیست که صفر باشد، چرا علامۀ مجلسی اینهمه روایت ضعیف را در بحار نقل میکند؟!
تلمیذ: از باب تیمّن و تبرک است.
استاد: اگر صفر باشد که تیمن و تبرک هم ندارد.
تلمیذ: مثل اخبار متواتر، متواتر علم میآورد.
استاد: نه، وقتی که تواتر باشد زیاد باشد علم میآورد. شما وقتی که به یک روایت نگاه کنید ـ اصلاً به سندش هم نگاه نکردید، اصلاً سندش ضعیف است ـ آیا صرف نگاه کردن به این روایت، بهعنوان اینکه یک عالم شیعه این روایت را نقل کرده است، در اینجا برای شما ظنِّ به صدور نمیآید؟! صرف همین، اصلاً کاری به سند نداریم، روایت دوم را نگاه میکنید، میبینید که فلان شخص هم این را نقل کرده است، روایت سوم هم فلان شخص بدون سند نقل کرده است، پس معلوم میشود چیزی بوده است که سندش حذف شده است و الاّ همه نقل نمیکردند، چرا میگویند که فرض کنید مراسیل ابن أبیعمیر مثل مسانید میماند؟! اینهمه ما در اینجا داریم. چون شخص راوی وقتی که روایتی را نقل میکند و ما وثاقت صدوری نسبت به این راوی داریم، این دیگر ما را از این سند بینیاز میکند، نه فتوایی، بلکه صدوری، یعنی نفسِ روایت را نقل کند، وقتی مرحوم شیخ صدوق نفس روایت را بیان کند، برای ما این مطلب حاصل میشود که این روایت صادر شده است، بله اگر این در مقام معارضۀ با یک روایت صحیح و عالیالسند قرار بگیرد، ما نمیتوانیم این را بر آن حاکم کنیم و به متقضای ادله باید آن را بگیریم؛ اما اینکه نفس این روایت برای ما قابل تأمل باشد از حیث اینکه علماء نقل کردهاند و بعد این ضمیمه شود با یک روایات دیگر، قرینه شود برای روایات دیگر منحیثالمجموع یک روایت بر روایت دیگر ترجیح پیدا میکند [صحیح نیست].
- این روایت در منابع شیعه و سنی یافت نشد، اما در مجموعه آثار مرحوم مطهری رحمةاللةعلیه ج 16، ص 105 این مطلب نقل شده است.
