
بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام
مبنای وجوب فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا جایگاه اصول عملیه و اصول لفظیه را تبیین کرده و تفاوت مبنای حجیت در این دو حوزه را بررسی میکنند. سپس توضیح میدهند که در اصول عملیه، عقل و فطرت انسان اجازه نمیدهد مکلف با وجود احتمال دسترسی به احکام شرعی، بدون جستوجوی دلیل به برائت و اباحه تمسک کند. در ادامه، بحث به اصول لفظیه کشیده میشود و دو مبنای مهم برای لزوم فحص از مخصص و مقید، یعنی آگاهی از روش شارع در بیان احکام و وجود علم اجمالی به مخصصات و مقیدات، مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین نقش مراجعه گسترده به منابع روایی، نقد اکتفا به نقلهای تقطیعشده و شرایط دستیابی به اطمینان در فرایند اجتهاد بررسی میشود. این جلسه مبانی عقلی و علمی ضرورت فحص پیش از تمسک به عمومات را روشن میسازد.
بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام بیانی دارند،1 تقریباً میشود گفت که جامعالاطراف است. من گفتم که بیان ایشان را عرض کنیم و به صرف اشارۀ آن اکتفا نکنیم. بهطورکلی چه در باب اصول لفظیه و چه در باب اصول عملیه، در وهلۀ اول ما باید بدانیم که موطن و موقف این اصول در کجاست و به عبارت دیگر مدرک برای جریان این اصول چیست.
مدرک در اصول عملیه و اصول لفظیه
مدرک آن در اصول عملیه یا عبارت است از عقل که قبح عقاب بلابیان است و یا عبارت است از شرع که ادلۀ استصحاب است و حدیث رفع و بعضی از ادلۀ شرعیۀ دیگر که اختصاص به اینها ندارد مثل ادلۀ اباحه، دلیل حلّ و طهارت و امثالذلک. همینطور مدرک در اصول لفظیه هم عبارت است از سیرۀ عُقلائیه و بنایِ عقلاء در تمسک به اصالةالعموم، اصالةالاطلاق و اصالةالظهور و امثالذلک.
ملاک وجوب فحص در اجرای اصول عملیه
الف ـ اگر مدرک اصل، عقل باشد
فرق در این است که در اصول عملیه، صحبت از حجیت این اصول و دلیل است و به عبارت دیگر بحث در اقتضای حجیت است اما در اصول لفظیه بحث در حجیت آن بعد از فراغ از اقتضاء است، حجیت اقتضائیه نیست؛ بلکه حجیت دلالیۀ آن بهعنوان دلالت بر مراد مولا است و ما در اصول لفظیه از وجود مانع و عدم وجود مانع برای این اقتضاء صحبت میکنیم چون ملاک در اصول عملیه عبارت است از بنای عقلاء و عقلاء جریان اصول را در ظرف عدمِ بیان میدانند، قبح عقاب بلابیان، و عقل مستقل است به اینکه این قبح در صورت بیان مرتفع میشود و عبد باید برای وصول به بیان فحص و جهد کند تا به آن برسد و نمیتواند در جای خود بنشیند و بگوید: به صرف اینکه این بیان ابلاغ نشده است؛ بنابراین قبح عقاب بلابیان در اینجا مُحَکَّم است.
- فوائد الأصول، ج 2، ص 539.
