
بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام
مبنای وجوب فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا جایگاه اصول عملیه و اصول لفظیه را تبیین کرده و تفاوت مبنای حجیت در این دو حوزه را بررسی میکنند. سپس توضیح میدهند که در اصول عملیه، عقل و فطرت انسان اجازه نمیدهد مکلف با وجود احتمال دسترسی به احکام شرعی، بدون جستوجوی دلیل به برائت و اباحه تمسک کند. در ادامه، بحث به اصول لفظیه کشیده میشود و دو مبنای مهم برای لزوم فحص از مخصص و مقید، یعنی آگاهی از روش شارع در بیان احکام و وجود علم اجمالی به مخصصات و مقیدات، مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین نقش مراجعه گسترده به منابع روایی، نقد اکتفا به نقلهای تقطیعشده و شرایط دستیابی به اطمینان در فرایند اجتهاد بررسی میشود. این جلسه مبانی عقلی و علمی ضرورت فحص پیش از تمسک به عمومات را روشن میسازد.
بیان مرحوم نائینی در وجوب فحص از مخصِّص قبل از عمل به عام
9تلمیذ: ... ؟
استاد: نه! اینطور هم که نمیتوانیم بگوییم، ضِعاف کجا بود؟ دَعائم کتاب آسانی نیست که ایشان از دعائم اینطور نقل میکند، کتاب معتبری است که حالا فرض کنید بهجهتی از جهات، اسناد را حذف کرده است، همانطوریکه قبلاً عرض کردیم به ضم و ضمیمۀ این روایات با روایات دیگر اصلاً ممکن است این تأیید شود برای یک روایات دیگری و حتی بر روایتی که مثلاً سند دارد غلبه پیدا کند. ما نمیتوانیم همۀ آنچه را که اینها نقل کردهاند را رد کنیم.
علت مقبولیت روایات جعلی ابوهریره و عایشه
مثلاً در یک روایت ابوهریره نقل کرده است که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «إذا حانت زمانٌ إذا کان اُمراءُکُم جُهالُکُم و امورکم بید نسائکم فبطن الأرض خیرٌ من ظهر الأرض»،1 حالا صرفاً چون ابوهریره این روایات را بیان کرده است اصلاً بهطورکلی آن را کنار بگذاریم و در مسئلۀ تصدی زن در امور و این حرفها بگوییم که دلیلی نداریم؟! یعنی وقتی که فقیه ـ بینه و بین الله ـ نگاه میکند به این روایتی که ولو ابوهریره نقل کرده است؛ وقتی که اُمَراء شما از جهال شما هستند؛ میبیند این واقعاً صحیح است، امیر یک مملکت، امیر یک حکومت را شخص نادان تشکیل بدهد، این دیگر مسئلهای است که به مقتضای عقل و تجربه است، یعنی هم سیرۀ عقلائیه و هم تجربه و هم عقل بر این مسئله حاکم هستند و نمیدانم چه و چه و همینطور میگوید! و «أمورکم بِیدِ نسائُکم؛ امور شما و زمام شما دست زنهای شما است»، آدم به صرف اینکه این روایت از ابوهریره است [آن را طرد میکند؟!] اگر این روایت را با کلامی که از امیرالمؤمنین علیهالسّلام است یا با کلامی که از امام حسن علیهالسّلام است و یا از ابیبکر نقل شده است و امثالذلک، منحیثالمجموع نگاه کنیم، میبینیم ابوهریره اینجا راست گفته است.
ابوهریرهای که حدیث جعل میکرد و مورد قبول واقع میشد بهخاطر این بود که از دهتا روایت هفتتا را راست میگفت، مورد اعتماد مردم بود، شما خیال میکنید ابوهریره یک آدم ریش تراش سه تیغهای بود که مگس روی صورتش بکسوات2 میکرد و فلان و این حرفها؟! کراوات هم میزد و زُنّار میبست و یک کفش زرق و برقی میپوشید و امثالذلک؟! اینطوری نبود بلکه عمامه داشت، چه و چه داشت، با پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بود و نقل میکرد، در زمان پیغمبر نقل میکرد، مردم از او میپذیرفتند، وقتی که خوب جا افتاد، شروع کرد ریشۀ اسلام را زدن و این دروغها را درآوردن!
- سنن الترمذي، ج 4، ص 264؛ تحف العقول، ج ۱، ص ۳۶:
عن أبی هریرة، قال: قال رسول الله صلّى الله علیه و سلّم: ”إذا كان أمراؤكم خیاركم، و أغنیاؤكم سمحاءكم، و أموركم شورىٰ بینكم، فظهر الأرض خیر لكم من بطنها، و إذا كان أمراؤكم شراركم، و أغنیاؤكم بخلاءكم، و أموركم إلى نسائكم؛ فبطن الأرض خیر لكم من ظهرها“.» - بُکسُوات (روسی: буксовать، buksovat': لغزش) به عمل لیز خوردن و درجا زدن چرخهای خودرو گفته میشود.
- سنن الترمذي، ج 4، ص 264؛ تحف العقول، ج ۱، ص ۳۶:
