اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی

0
اصول
اصول
جلسات

وجوب فحص از مخصص بر پایه علم اجمالی، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بیان تفاوت مبانی وجوب فحص در اصول عملیه و اصول لفظیه، دیدگاه کسانی را بررسی می‌کند که تنجیز علم اجمالی را دلیل لزوم جست‌وجو از مخصصات و مقیدات می‌دانند. در ادامه، اشکالات وارد بر این مبنا را مطرح کرده و مسئلۀ علم اجمالی کبیر و صغیر، انحلال علم اجمالی و تأثیر آن بر بقای وجوب فحص را به‌تفصیل تحلیل می‌کند. سپس پاسخ مرحوم نائینی و تقسیم علم اجمالی به مرسل و معین را بررسی و نقد می‌نماید. حاصل بحث آن است که وجوب فحص را نمی‌توان صرفاً بر علم اجمالی مبتنی دانست، بلکه سیرۀ عقلائیه و روش متعارف شارع در بیان عام و خاص، نقش اساسی در اثبات لزوم فحص از مخصصات و مقیدات دارند.

بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی

5
  • تلمیذ: یقین نداریم که این لباس نجس است.

  • استاد: نه.

  • تلمیذ: اوّل من یقین داشتم که یک‌پنجم این لباس نجس است، یک‌پنجم این را گتره‌ای شستم، امکان دارد این یک‌پنجمی که من شستم ...

  • استاد: منطبق بر همان باشد، درست است.

  • تلمیذ: بنابراین دیگر علم ندارم یعنی دیگر نمی‌توانم بگویم به حضرت عباس این نجس است!

  • استاد: ولی دوباره شما در اینجا شک دارید که ممکن است ...

  • تلمیذ: شک بدوی است.

  • استاد: این شک در اینجا باعث می‌شود که حکم علم اجمالی را برمی‌دارد؛ اما حقیقتاً آن شک را ازبین نمی‌برد؛ یعنی آن شکی که علت برای علم اجمالی بود ـ علم تفصیلی که علت نبود ـ را در اینجا برنمی‌دارد ولی موضوع را به‌طورکلی عوض می‌کند.

  • در اینجا هم مسئله همین‌طور است، مرحوم نائینی به این اشکال جواب می‌دهند. بنابراین دوباره وجوب فحص از آنچه که در أیدی ما از کتب هست به حال خودش باقی است، یعنی ما باید فحص کنیم. پس علت این وجوب فحص، علم اجمالی نیست؛ چون اگر علم اجمالی بود با انحلال علم اجمالی، وجوب فحص هم برداشته می‌شد درحالی‌که وجوب فحص به حال خودش باقی است.

  • ایشان می‌فرمایند که مسئلۀ ما شبیه این است که در یک قطیعه غنمی که اینها مرکب از سود و بیض هستند؛ غنم اسود و غنم ابیض در این قطیعه و گله وجود دارند، ما یک علم اجمالی داریم بر اینکه در مجموع این قطیعۀ غنم من‌باب‌مثال ده‌تا موطوئه هستند، این را می‌دانیم یا مثلاً می‌دانیم که من‌حیث‌المجموع در اینجا موطوئه هست و مقدارش را نمی‌دانیم. از یک طرف ما علم اجمالی داریم بر اینکه در آن قطیعۀ بیض از غنم، موطوئه هست. حالا ما علم تفصیلی پیدا کردیم بر اینکه این گوسفند خاص، این غنم خاص یا این دو غنمین، موطوئه هستند، علم اجمالی صغیر ما با علم تفصیلی منحل می‌شود ولی آن علم اجمالی اول به حال خودش باقی می‌ماند که ما گفتیم: «در آن قطیعۀ غنم هنوز موطوئه وجود دارد»، چون آن علم اجمالی در آنجا وجود دارد پس باید از همۀ‍ آن اجتناب کرد؛ یعنی باید هم از اسود و هم از ابیضش اجتناب کرد که آن به حال خودش هست. به عبارت دیگر این علم اجمالی صغیر ما، حکم جداگانه برای خودش درست کرده است، اما آن حکم علم اجمالی کلی ما به حال خودش باقی می‌ماند؛ یعنی ما در اینجا احتمال می‌دهیم که در همین قطیعۀ بیض دوباره موطوئه وجود داشته باشد. یک وقت علم تفصیلی ما می‌گوید که یک موطوئه در این است و لاغیر، پس اصلاً این قطیعۀ بیض از دایرۀ علم اجمالی به‌طورکلی بیرون می‌آید. به این نحو است، یعنی علم تفصیلی خورده است به اینکه فقط یک موطوئه در قطیعۀ بیض از غنم وجود دارد که آن هم همین است؛ پس به‌طورکلی این اصلاً از قطیعۀ بیض بیرون می‌آید، فقط قطیعۀ اسود باقی می‌ماند؛ سود در غنم. به مقتضای علم اجمالی اولی کبیری که داشتیم فقط در اینجا علم اجمالی به این قطیعۀ سود تعلق گرفته است و باید از این اجتناب کرد، اما قطیعۀ بیض از دایره بیرون می‌رود ولی در اینجا علم تفصیلی ما نمی‌گوید که این موطوئه است و لاغیر، نه! می‌گوید که این موطوئه است. احتمال می‌دهیم که آن علم اجمالی که ما داشتیم منطبق بر آن باشد. بله، آن علم اجمالی ما من‌باب‌مثال در اینکه الآن در اینجا قطیعۀ بیض هست، این یک مورد این را خارج می‌کند، وقتی که این را خارج کرد از علم اجمالی صغیر ما کنار می‌رود. کاملاً مثل مسئلۀ ثوب نجس و متطهر که در آنجا مثال زدم است. آن قطیعۀ سود در اینجا به حال خودش باقی می‌ماند و می‌گوید که ممکن است در قطیعۀ سود موطوئه باشد، ممکن است غیر از این علم تفصیلی شما، یک گوسفند دیگر هم در اینجا موطوئه باشد، احتمالش هست چون من‌باب‌مثال ما علم اجمالی کلی داریم.