
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
وجوب فحص از مخصص بر پایه علم اجمالی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بیان تفاوت مبانی وجوب فحص در اصول عملیه و اصول لفظیه، دیدگاه کسانی را بررسی میکند که تنجیز علم اجمالی را دلیل لزوم جستوجو از مخصصات و مقیدات میدانند. در ادامه، اشکالات وارد بر این مبنا را مطرح کرده و مسئلۀ علم اجمالی کبیر و صغیر، انحلال علم اجمالی و تأثیر آن بر بقای وجوب فحص را بهتفصیل تحلیل میکند. سپس پاسخ مرحوم نائینی و تقسیم علم اجمالی به مرسل و معین را بررسی و نقد مینماید. حاصل بحث آن است که وجوب فحص را نمیتوان صرفاً بر علم اجمالی مبتنی دانست، بلکه سیرۀ عقلائیه و روش متعارف شارع در بیان عام و خاص، نقش اساسی در اثبات لزوم فحص از مخصصات و مقیدات دارند.
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
6مرحوم نائینی در اینجا میفرماید که شما باید ببینید دایرۀ علم اجمالی شما در اینجا چیست.1 آیا حدی برای علم اجمالی کبیر در اینجا تصور کردهاید یا نکردهاید؟ وقتی که شما میگویید که من علم دارم بر اینکه در مجموع این قطیع غنم، چه سود و چه بیض، موطوئه وجود دارد آیا گفتهاند که دهتا؟ آیا گفتهاند که پنجتا یا نگفتهاند؟ همین قدر میدانم که منبابمثال در این مجموعه از این قطیع موطوئهای وجود دارد، این از این. از آنطرف من میدانم که در این سفیدِ بهخصوصش هم موطوئه وجود دارد، یعنی دو علم اجمالی دارم؛ علم اجمالیای که تحت علم اجمالی دیگر است. وقتی که ما به علم تفصیلی برسیم بر اینکه یکی از این قطیعِ بیض، موطوئه است ممکن است همین منطبَق باشد بر آنطرف علم اجمالی که به مجموع قطیع غنم تعلق گرفته است، آیا احتمال نمیدهید؟! احتمال میدهید دیگر. در اینجا علم اجمالی کبیر شما مورد را زیادتر نکرده است بلکه فقط دایرۀ علم اجمالی وسیعتر است. مثل اینکه یک وقت علم اجمالی شما به یک متر از این فرش تعلق میگیرد که جایی از این یک متر بهخصوص در گوشۀ غربی بهاندازۀ یک وجب نجس شده است، الآن علم اجمالی به یک محدودۀ خاص ـ این یک وجب ـ تعلق گرفته است. یک وقت علم اجمالی به همین یک وجب تعلق گرفته است، ولی دایرۀ این یک وجب وسیعتر است. علم اجمالی کبیر، طرف قابل احتراز را زیادتر نمیکند، همان مقدار است ولی دایرۀ اجمالش را بیشتر میکند. یعنی میگوید که اگر دایرۀ اجمال در یک متر بود، حالا دایرۀ اجمال در ده متر شده است ولی اینطور نیست که مقدار زیادتر شود.
بنابراین وقتی علم تفصیلی به یک موطوئۀ خاص تعلق میگیرد، در اینجا ممکن است که بر هردو قابل انطباق باشد؛ بنابراین اصلاً فرقی بین قطیع بیض و قطیع سود نیست. منحیثالمجموع علم تفصیلی بر یک فرد تعلق گرفته است و این فرد قابل انطباق بر همان علم اجمالی کبیر و علم اجمالی صغیر است و وقتی که این را بیرون آوردیم بقیه شبهۀ بدوی میشود.
- فوائد الاصول، ج 2، ص 542.
