
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
وجوب فحص از مخصص بر پایه علم اجمالی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بیان تفاوت مبانی وجوب فحص در اصول عملیه و اصول لفظیه، دیدگاه کسانی را بررسی میکند که تنجیز علم اجمالی را دلیل لزوم جستوجو از مخصصات و مقیدات میدانند. در ادامه، اشکالات وارد بر این مبنا را مطرح کرده و مسئلۀ علم اجمالی کبیر و صغیر، انحلال علم اجمالی و تأثیر آن بر بقای وجوب فحص را بهتفصیل تحلیل میکند. سپس پاسخ مرحوم نائینی و تقسیم علم اجمالی به مرسل و معین را بررسی و نقد مینماید. حاصل بحث آن است که وجوب فحص را نمیتوان صرفاً بر علم اجمالی مبتنی دانست، بلکه سیرۀ عقلائیه و روش متعارف شارع در بیان عام و خاص، نقش اساسی در اثبات لزوم فحص از مخصصات و مقیدات دارند.
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
9پاسخ مرحوم نائینی به اشکال: تقسیم علم اجمالی به مرسل و معیّن
مرحوم نائینی در اینجا جوابی دارند؛ ایشان میفرمایند که ما دو نوع علم اجمالی داریم؛ یک علم اجمالی مُرسَل داریم یک علم اجمالی معیَّن یا مُعلَّم داریم یا به تعبیر ما معنون داریم.1
معنای علم اجمالی مرسل
علم اجمالی مرسل این است که آن مورد مشکوک که موجب علم اجمالی شده است، معنون بهعنوانی نشده است و مُعلَّم به علامتی نشده است؛ بلکه مرسل است. منبابمثال میدانیم بین پنج تا دهتا از این قطیعۀ غنم، موطوئه هستند؛ حالا آن پنجتا در بین سفیدها هستند یا سیاهها نمیدانیم، همینقدر میدانیم که پنجتا از این قطیعۀ غنم موطوئه هستند، این را علم اجمالی مرسل میگویند؛ یعنی آن موردی که موجب علم اجمالی شده است و طرف برای علم اجمالی هست معنون بهعنوان و مُعلَّم به علامتی نیست. یک وقت میگوییم که در سفیدها، یک وقت هم اصلاً میگوییم که بین پنج تا دهتا موطوئه هستند، در چنین موردی چون معنون بهعنوانی نیست، وقتی که علم تفصیلی ما به پنجتا تعلق گرفت و فهمیدیم که این، این، این و ...، موطوئه هستند اینها از تحت قطیعۀ غنم خارج میشوند و شبهه نسبت به بقیه شبهۀ بدوی میشود. [شبهه میشود که] آیا بقیه یعنی آن پنجتای اضافی ـ در آنجا که علم اجمالی بین اقّل و اکثر است ـ در این قطیعۀ غنم وجود دارند یا وجود ندارند؟ این شبهۀ بدوی میشود و در اینجا حکم به برائت و امثالذلک میکنیم، این علم اجمالی مرسل میشود.
معنای علم اجمالی معیّن
علم اجمالی معلّم این است که این علم اجمالی، آن مورد، نهاینکه مرسل است؛ بلکه اولاًبلااول علم اجمالی ما بهعنوانی تعلق گرفته است که داخل و تحت آن عنوان، افراد برای وجوبالإجتناب در علم اجمالی وجود دارد. ایشان مثال میزنند و میفرمایند که اگر یک وقت علم اجمالی شما تعلق گرفته باشد بر اینکه من یا پنج تومان به زید بدهکارم یا ده تومان، الآن این قضیۀ منفصلۀ حقیقیۀ من به دو قضیه منقسم میشود؛ من پنج تومان به زید بدهکار هستم، من ده تومان به زید بدهکار هستم، إمّا هذا و إمّا هذا.
- فوائد الاصول، ج 2، ص 543.
