اقسام علم اجمالی و مدرکیت آن برای فحص از مخصص
5احتیاط، مکفی از علم تفصیلی
مگر در هرجا که میتوانیم به علم تفصیلی برسیم حتماً باید در آنجا به علم تفصیلی عمل کنیم؟! در خیلی از موارد هست که احتیاط مکفی از علم تفصیلی هست؛ مثلاً ما میتوانیم در مراجعۀ به روایات، احکام و امثالذلک به علم تفصیلی برسیم ولی احتیاط میکنیم و منبابمثال انجام نمیدهیم، این چه اشکالی دارد؟!
تلمیذ: خود عمل کردن به ظواهر موجب علم تفصیلی است، به ظاهر عمل میکنیم.
استاد: نه، این در جایی است که وصول به علم تفصیلی برای ما ممکن باشد، اگر ظواهر نباشد ممکن نیست.
تلمیذ: ممکن است نص پیدا کند ولی همین که ظاهر آمد به آن عمل میکند.
استاد: همان.
تلمیذ: مؤید همان مطلب است.
استاد: نه، ما هم میتوانیم این مطلب را بیان کنیم که با وجود علم تفصیلی، انسان میتواند یا نه؟ این یک ...
تلمیذ: ... او که میتواند علم تفصیلی پیدا کند اما لازم نیست، همان مقدار که ظاهر حدیثی باشد، ظاهرش این باشد، میتواند عمل کند.
استاد: یعنی ولو اینکه منبابمثال انسان به علم برسد؟!
تلمیذ: نه، اگر میتواند علم پیدا کند.
استاد: اگر میتواند، یعنی اگر میتواند ...
تلمیذ: یعنی میتواند عمل به ظاهر کند.
استاد: بنابراین بنا بر عقیدۀ شما وجوب فحص از عمومات و اطلاقات و امثالذلک نداریم بهجهت اینکه میتواند بدون اینکه به مخصِّصات مراجعه کند به اصالةالعموم و ...
تلمیذ: این مقدار از ظواهر حجت میشود ...
استاد: حجیتش اقتضائی است، در حجیت ...
تلمیذ: اگر احتمال قید میدهد، احتمال خصوصیت میدهد دنبال کند بعد از آن [عمل کند.]
استاد: هان، بله این درست است. آن در جایی است که برای او اطمینان پیدا شود بر اینکه [نیست] اما فرض در جایی است که علم قطعی میتواند برای ما پیدا شود و ما بدون اینکه علم قطعی پیدا کنیم ـ همینطور کتاب جلوی ما است طبعاً میتوانیم دو صفحه ورق بزنیم ـ و حکم را بهدست بیاوریم، بگوییم که نه! ما در اینجا احتیاط میکنیم، ما میتوانیم، در اینجا این میشود.

