اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اقسام علم اجمالی و مدرکیت آن برای فحص از مخصص

0
اصول
اصول
جلسات

المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص‏

اقسام علم اجمالی و مدرکیت آن برای فحص از مخصص

6
  • بنابراین ما چه ملزمی داریم بر اینکه حتماً باید به دفتر مراجعه شود؟! انسان یا احتیاط می‌کند یا ترک می‌کند یا اینکه اصلاً موضوع برداشته می‌شود؛ قبل از اینکه انسان بخواهد به دفتر مراجعه کند اصلاً موضوع ازبین می‌رود. فرض کنید که اگر من در همین مانحن‌فیه پنج درهم را پرداخت کنم، آیا علم اجمالی من منحل می‌شود یا نه؟ منحل می‌شود چون شک من [بعد از پرداخت] شک بدوی می‌شود، وقتی شک بدوی شد دیگر اصلاً تکلیفی باقی نمانده است تا به دفتر مراجعه کنم گرچه می‌دانم که اگر به دفتر مراجعه کنم علم تفصیلی پیدا می‌کنم؛ اما مُلزِم برای مراجعه به دفتر دیگر در اینجا باقی نمی‌ماند درحالی‌که همۀ عقلا بر این هستند که او باید به دفتر مراجعه کند.

  • تلمیذ: خود علم اجمالی موجب می‌شود که باید به دفتر مراجعه شود.

  • استاد: نه، چرا؟! اینکه علم اجمالی ...

  • تلمیذ: اینکه پنج تومان بدهد شک بدوی نمی‌کند، شک بدوی در صورتی است که از همان اول علم اجمالی نباشد.

  • استاد: نه، این دو علم اجمالی ...

  • تلمیذ: در هر کجا که می‌دانم یکی از این دو اناء نجس است، علم اجمالی اقتضاء می‌کند که اجتناب کنم، یکی را می‌ریزم، آیا این شک بدوی می‌شود؟!

  • استاد: بله، مبنای ما هم همین است، شک بدوی می‌شود دیگر.

  • تلمیذ: نه، شک بدوی نمی‌شود.

  • استاد: پس بحث‌های قبلی ما چه بود؟!

  • تلمیذ: شک بدوی این است که اول من شک دارم ...

  • استاد: نه.

  • تلمیذ: علم اجمالی با ارائۀ یکی ...

  • استاد: عرض من در آنجا این بود که اینکه می‌گفتند: ما بقای تکلیف می‌کنیم، در صورتی است که موضوع برای استصحاب باقی باشد. در جایی که علم اجمالی برای ما اشتغال ذمه آورد، احد الإنائین بود، الآن إنائین دیگر وجود ندارند بلکه یک اناء است، این اناء با آن علم اجمالی اول یکی است؟! موضوع یکی است؟! من وقتی گفتم که یک متر از این فرش نجس شده است، الآن موضوع علم اجمالی در اینجا چیست؟! یکی از خمسة أقسام، الآن واحد مِن خمسة أقسام در اینجا نجس است یا متنجس است من‌باب‌مثال یک متر معین از این فرش را طاهر کردم آیا موضوع در اینجا با موضوع اول یکی است یا تفاوت پیدا کرد؟! الآن می‌شود أحدٌ من أربعة أقسام نه خمسة أقسام چون یکی از دایرۀ علم اجمالی بیرون آمد یعنی یقین دارم بر اینکه این یک متر خاص دیگر از دایرۀ علم اجمالی بیرون است، شبهه روی أحدٌ من الأربعة می‌رود، أحدٌ من الأربعة با أحدٌ من الخمسة تفاوت ندارد؟! پس شما چه چیزی را در اینجا استصحاب می‌کنید؟! آن چیزی که برای شما مُلزِم بود أحدٌ من الخمسة بود که الزام احتراز و اشتغال را آورد، أحد الأربعة که نبود. اول علم و ذهن شما به أحدٌ من الخمسة تعلق گرفت، واحدٌ من الخمسة وجوب احراز را برای شما آورد، الآن شما واحدٌ من الأربعة دارید؛ پس الآن با چه حکمی شما در اینجا وجوب اجتناب را استصحاب می‌کنید؟! به چه ملاکی؟!