
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
توضیحات:
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
5تلمیذ: یعنی هر پنجتا آنیۀ زید را پیدا کردیم؟
استاد: نه. یکی، شک اقل و اکثر در آنیۀ زید داریم، نمیدانیم یک اناء از این دهتا برای زید است یا پنجتا.
تلمیذ: ما تفصیلاً به یک اناء برخورد کردیم.
استاد: بقیهاش شک بدوی میشود.
تلمیذ: نسبت به آنیههای دیگر؟!
استاد: شک بدوی میشود، بنابراین بقیه برای زید نیست. میدانیم یکی برای زید است بقیه شک بدوی میشود و علم اجمالی منحل میشود پس بقیه همه از این نظر طاهر هستند. از آن نظر هم که قطرۀ دَم در بین آنها مختلط و مشتبه بود آن هم خارج میشود و برای همین بقیه طهارتشان به حال خود باقی است.
نقد دیدگاه مرحوم نائینی
و فیه اشکال: این مسئله با آن مبنایی که قبلاً عرض کردیم جور در نمیآید؛ یعنی هیچ فرق نمیکند قضیه امر بین متباینین یا امر بین غیر متباینین باشد. اتفاقاً همین مطلب را هم خود مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ پذیرفته بودند چون اشکالی در این تقریرات ندیدم. در بعضی جاها میدیدم اشاره به حواشی آخر میکردند ولی در اینجا ندیدم.
انتساب اناء به زید که موجب احراز تکلیف نیست، تکلیف به نفس شیء خارجی تعلق میگیرد نه به انتسابش به زید یا به غیر انتسابش به زید و شک در متباینین با شک در اقل و اکثر از نقطهنظر انحلال و عدم انحلال علم اجمالی هیچ فرقی نمیکند، چه فرقی میکند؟! چه متباینین باشند یا نباشند. منبابمثال من نمیدانم که از حیث زمین به زید مدیون هستم یا از حیث مال؛ نمیدانم به کدام یک از این دو مدیون هستم. اگر یک وقت در [ذهن] من این باشد که آیا اضافۀ بر این مال، زمین هم مدیون هستم؟ این یک صورت مسئله است. یک وقت اینطور است که میگویم: یا مال به زید بدهکارم یا زمین، این صورتی است که امر دائر بین طرفین باشد، در اینجا وقتی که یقین پیدا کردم بر اینکه مال محرز میشود دیگر معنا ندارد در بقیه شک داشته باشم و سراغ آنها بروم.
