اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ادامه بررسی دیدگاه‌ میرزای قمی

14٬045
اصول

حجیت ظواهر برای غیر مخاطبان مستقیم، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی نظریه میرزای قمی، دیدگاه ایشان را درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالخطاب نقد می‌کند. در این بحث ابتدا تفاوت میان «ظهور» و «حجیت ظهور» تبیین می‌شود و سپس این ادعا بررسی می‌گردد که آیا تحقق ظهور نیازمند ارتباط ویژه میان متکلم و مخاطب است یا خیر. استاد با استناد به سیره عقلائیه، مکاتبات، وصایا و شیوه متعارف محاورات عرفی نشان می‌دهد که فهم و حجیت خطابات اختصاصی به مخاطبان حاضر ندارد. همچنین مسئله ظهور شخصی و ظهور نوعی، نقش ارتکازات ذهنی مخاطبان در فهم کلام و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور مورد بحث قرار می‌گیرد. حاصل بحث آن است که خطابات شرعی و احکام کلی الهی به‌گونه‌ای بیان شده‌اند که اختصاص به مشافهین نداشته و شامل غایبان و نسل‌های بعد نیز می‌شوند.

ادامه بررسی دیدگاه‌ میرزای قمی

توضیحات:

حجیت ظواهر برای غیر مخاطبان مستقیم، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی نظریه میرزای قمی، دیدگاه ایشان را درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالخطاب نقد می‌کند. در این بحث ابتدا تفاوت میان «ظهور» و «حجیت ظهور» تبیین می‌شود و سپس این ادعا بررسی می‌گردد که آیا تحقق ظهور نیازمند ارتباط ویژه میان متکلم و مخاطب است یا خیر. استاد با استناد به سیره عقلائیه، مکاتبات، وصایا و شیوه متعارف محاورات عرفی نشان می‌دهد که فهم و حجیت خطابات اختصاصی به مخاطبان حاضر ندارد. همچنین مسئله ظهور شخصی و ظهور نوعی، نقش ارتکازات ذهنی مخاطبان در فهم کلام و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور مورد بحث قرار می‌گیرد. حاصل بحث آن است که خطابات شرعی و احکام کلی الهی به‌گونه‌ای بیان شده‌اند که اختصاص به مشافهین نداشته و شامل غایبان و نسل‌های بعد نیز می‌شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادامه بررسی دیدگاه‌ میرزای قمی

14
  • صله‌رحم کنید یعنی هر کاری که دلتان می‌خواهد کنید؟! نه! صله‌رحم کنید یعنی به منزل همدیگر بروید، آیا منظور از صله چیز دیگر است؟! خیر، یعنی اوساط الناس در ارتباطات خودشان وقتی در مقام بیان مسائل کلی هستند این جهت را رعایت می‌کنند و هیچ نظر به جنبۀ خصوص در یک قضیه ندارند. آن‌وقت چه برسد به اینکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم که در مقام بیان احکام کلی إلی یوم القیامة است! چطور ممکن است که این ارتباط در آنجا مطرح باشد؟! اصلاً چنین چیزی عقلاً محال است. پیغمبر وحی را برای همه تا روز قیامت می‌آورد، احکام را برای همه می‌آورد. می‌گوید که «حلالُ مُحمّدٍ حلالٌ إِلی یومِ القِیامةِ و حرامُهُ حرامٌ إِلی یومِ القِیامةِ»1 آن‌وقت در اینجا مقصود بالخطاب مورد نظر پیغمبر است؟! اصلاً احکام در اینجا مطرح نیست.

  • ردّ کلام میرزای قمی دربارۀ اختصاص خطاب به مشافهین

  • و لذا می‌توانیم بگوییم که این مطلبی که مرحوم میرزا فرمودند فقط جوابش این است که اولاً ما در سیرۀ عقلائیه چنین مسئله‌ای را مشاهده نمی‌کنیم که در خطابات خودشان ناظر به ارتباط بین متکلم و رمز و رموزاتی که بین متکلم [و مخاطب است باشند] به‌اصطلاح قرائن حالیه یعنی به حال آنها برگردد، قرائن حالیۀ آنها به آن قرائن باشد، اصلاً این‌طور نیست و ثانیاً اینکه مقام اصلاً چنین مقامی نیست. مقام، مقام بیان احکام کلی و مقام شرع است بنابراین مطلب اینجا جا ندارد. إن‌شاءالله در جلسۀ بعد بحث راجع به ادوات را بگوییم.

  • تلمیذ: ... شخصی حکم داده می‌شود... مردم در تشخیص معانی یا مصادیق این تشخیصات چه چیزی از این قرینه می‌فهمند؟

  • استاد: درست است, این در آن مطالبی است که خود انسان هم در تحقق آن دچار اشکال می‌شود، فرض کنید که خود انسان نفهمد، ممکن است خیلی حرف‌ها را نفهمد. فرض کنید که مولا حرفی بزند انسان نفهمد؛ مولا می‌گوید: ﴿فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا﴾،2 ما هم معنای «صعید» را نمی‌فهمیم، لازم نیست هرچه که او می‌گوید را بفهمیم. به لغت، به عرف و به آن زمان مراجعه می‌کنیم وقتی که متوجه شدیم، می‌گوییم که منظور از «صعید» من‌باب‌مثال التراب الخالص است.

    1.  الکافی, ج ۱، ص 5۸:
      «عن زرارة قال: سألت أباعبدالله علیه السّلام عن الحلال و الحرام فقال: ”حلال محمّد حلال أبدا إلی یوم القیامة و حرامه حرام أبدا إلی یوم القیامة لا یکون غیره و لا یجیء غیره“ و قال: قال علی علیه السّلام: ”ما أحد ابتدع بدعة إلاّ ترک بها سنّة“.»
    2. سوره نساء (4) آیه 43. افق وحى، ص 401:
      «اگر يكى از شما از قضاء حاجت فارغ گشت يا اينكه با زنان آميزش نموديد و آب در اختيارتان نبود، پس بايد با خاك پاكيزه تيمّم نمایید.»
/ 260