اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین

0
اصول
اصول

جواز انشای تکلیف برای معدومین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا بررسی می‌کنند که آیا خطابات و تکالیف شرعی در مقام انشاء می‌توانند شامل افراد معدوم و نسل‌های آینده نیز بشوند یا نه، و تفاوت میان فعلیت تکلیف و اصل انشای آن را توضیح می‌دهند. سپس با تبیین حقیقت احکام شرعی و نحوه تعلق آنها به موضوعات، نشان می‌دهند که احکام به‌صورت کلی جعل شده‌اند و اختصاصی به موضوعات موجود در عصر شارع ندارند. در ادامه بحث به مسئله مصالح و مفاسد احکام، نقد نگاه اعتباری صرف به اوامر و نواهی الهی، و نسبت اراده شارع با حکمت و غایت‌مندی تشریع کشیده می‌شود. بخش مهمی از جلسه نیز به نقش سیره عقلائیه در معاملات، معیار حجیت آن و امکان اعتبار معاملات و موضوعات جدید در فقه اختصاص دارد. حاصل بحث روشن شدن مبنای شمول احکام شرعی نسبت به افراد و موضوعات پدیدآمده در زمان‌های بعد است.

بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • تعلق تکلیف نسبت به غایبین از زمان انشاء 

  • [در جلسات گذشته] عرض شد که این بحث در سه زمینه جای نزاع و بحث دارد؛ زمینۀ اوّل راجع به تعلق تکلیف نسبت به غایبین از زمان انشاء است؛ منظور از غایبین، هم غایبین در خود مهابط وحی است و هم غایبین به معنای معدومین. شکی در این نیست که تکلیف نسبت به غایبین به معنای عدم حضور آنها در زمان وحی به‌واسطۀ بلاغ و وصول، منجز می‌شود و فعلیت پیدا می‌کند و اما تعلق آنها به افراد معدوم چطور است؟ آیا نسبت به آنها هم منجز است یا اینکه در مقام انشاء این تکالیف نسبت به آنها مُنشَأ می‌شود ولی مشروط به وجود آنها است و مشروط به تحقق شرایط برای تعلق تکلیف است؟ این یک بحث است البته ما در ثمره و نتیجۀ این بحث مطالبی عرض خواهیم کرد.

  • بعضی‌ها معتقدند به اینکه تکلیف معلول و مسبَب و نتیجه‌ از انشائاتی است که شارع آن انشائات را نسبت به حاضرین القاء می‌کند و تکلیف به‌واسطۀ آن انشاء انتزاع می‌شود. حالا این مطلب خیلی جای بحث و نزاع ندارد، به‌جهت اینکه یا آن تکلیف به معدومین به معنای اعمّ از حاضرین و غایبین تعلق گرفته است یا اینکه آن تکلیف تعلق نگرفته است.

  • اگر قائل شویم بر اینکه جایز است که تکلیف به انشاء واحد به معدومین تعلق بگیرد؛ فرض کنید که موصی در مقام وصایت یک زمین یا منزلی را برای وارثین خودش وقف می‌کند و آن وقف را به وارثینِ وارثین ادامه می‌دهد و همین‌طور به وارثینِ وارثینِ وارثین و نسلاً بعد نسل، جیلاً بعد جیل1 ادامه پیدا کند، آیا تعلق ملکیتِ موقته و مشروطۀ وارثین نسبت به این مال و نسبت به این ملک، بر موت احد الوُرّاثین فی مرتبة الأولیٰ متوقف است؟! آیا تا آنها از دنیا نروند اصلاً به ورّاث مرتبۀ بعد ملکیت تعلق نمی‌گیرد؟! آیا می‌توانیم این‌طور بگوییم؟! یا اینکه نه، این ملک از اوّل به انشاء صیغۀ وقف برای آنها نسلاً بعد نسل ملک معلّق و مشروط شد و نیازی ندارد به اینکه آنها بمیرند تا بعد به او برسد، الآن ملک برای آن افرادی شد که بعداً می‌آیند. به اجرای صیغۀ وقف در وصیت، نه‌تنها ملک برای این افرادی که در جیل اوّل و طبقۀ اولیٰ هستند بلکه به انشاء واحد، ملکیت معلّقه برای آنها پیدا می‌شود، همان‌طوری‌که وجود آنها فعلاً وجود معلّقه در ظرف خودش است و وجود مشروط به تحقق شرایط موجودیت در زمان خودش است، این ‌هم همین‌طور است.

    1.  لغت‌نامه دهخدا: «جیل: گروه مردم.»