
بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین
جواز انشای تکلیف برای معدومین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا بررسی میکنند که آیا خطابات و تکالیف شرعی در مقام انشاء میتوانند شامل افراد معدوم و نسلهای آینده نیز بشوند یا نه، و تفاوت میان فعلیت تکلیف و اصل انشای آن را توضیح میدهند. سپس با تبیین حقیقت احکام شرعی و نحوه تعلق آنها به موضوعات، نشان میدهند که احکام بهصورت کلی جعل شدهاند و اختصاصی به موضوعات موجود در عصر شارع ندارند. در ادامه بحث به مسئله مصالح و مفاسد احکام، نقد نگاه اعتباری صرف به اوامر و نواهی الهی، و نسبت اراده شارع با حکمت و غایتمندی تشریع کشیده میشود. بخش مهمی از جلسه نیز به نقش سیره عقلائیه در معاملات، معیار حجیت آن و امکان اعتبار معاملات و موضوعات جدید در فقه اختصاص دارد. حاصل بحث روشن شدن مبنای شمول احکام شرعی نسبت به افراد و موضوعات پدیدآمده در زمانهای بعد است.
بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین
توضیحات:
جواز انشای تکلیف برای معدومین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا بررسی میکنند که آیا خطابات و تکالیف شرعی در مقام انشاء میتوانند شامل افراد معدوم و نسلهای آینده نیز بشوند یا نه، و تفاوت میان فعلیت تکلیف و اصل انشای آن را توضیح میدهند. سپس با تبیین حقیقت احکام شرعی و نحوه تعلق آنها به موضوعات، نشان میدهند که احکام بهصورت کلی جعل شدهاند و اختصاصی به موضوعات موجود در عصر شارع ندارند. در ادامه بحث به مسئله مصالح و مفاسد احکام، نقد نگاه اعتباری صرف به اوامر و نواهی الهی، و نسبت اراده شارع با حکمت و غایتمندی تشریع کشیده میشود. بخش مهمی از جلسه نیز به نقش سیره عقلائیه در معاملات، معیار حجیت آن و امکان اعتبار معاملات و موضوعات جدید در فقه اختصاص دارد. حاصل بحث روشن شدن مبنای شمول احکام شرعی نسبت به افراد و موضوعات پدیدآمده در زمانهای بعد است.
بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین
7تلمیذ: دلخواه او هم توأم با مصلحت است؟
استاد: آن را نمیگویم...
تلمیذ: چرا دیگر! آخر تفاوت اشعریون با شیعه در همین است که آنها میگویند که احکام دائر مدار مصالح و مفاسد نیست اما اینها میگویند که دائر مدار مصالح و مفاسد است ولی خدا دلش خواسته است که امر کند، امر او هم مصلحتزا است؟
استاد: نه، اصلاً بحث اشاعره بر این است که اوامر خدا دائر مدار مصلحت نیست لذا آنها امر به محال را جایز میدانند پس مصلحتی درنظر نمیگیرند.
تلمیذ: تفاوتش با شیعه در همین شد که اینها میگویند که مصلحت هست؟
استاد: حالا من به شیعه کاری ندارم چون شیعه هم خودش هفتاد و دو ملت است آن افرادی...
تلمیذ: در اینجا ادعای اجماع میکنند.
استاد: این بحثهای جدیدی که خیلیها مطرح کردهاند، صحبتشان در این است که اصلاً بهطورکلی اوامر و نواهی که از ناحیۀ شرع میآید بهدست خدا است. خدا هرطوری که خودش میخواهد اقتضاء میکند، نه هرطوری که مصلحت ما اقتضاء میکند. اینکه بگوییم که هر طوری که مصلحت ما اقتضاء میکند یعنی ما خدا را مقیّد و محدود کرده و در زنجیر کردهایم که راهی نرود مگر همان راهی را که برای ما مصلحت دارد. این با مقام ربوبیت منافات دارد. آن خدایی خدا است که علی کلّ شیءٍ قدیر است و قادر علی الإطلاق است و غنی بالذات است که هیچکس نتواند برای او تکلیفی تعیین کند. هر امری که میکند براساس دلخواه خودش و براساس اعتبار خودش است، این خدا میشود.
تلمیذ: آنوقت میگویند که مثلاً این امر مجرد از مصلحت است؟!
استاد: نه به این کار ندارند، میگویند که خدا خودش گفته است که دو رکعت، فردا دلش میخواهد بگوید که سه رکعت! به ما ربطی ندارد، ما نمیدانیم. اصلاً صحبت مصلحت نیست؛ اصلاً صحبت این است که دلخواه است او رب است و ما مطیع.
تلمیذ: مصلحت باشد حرف ایشان میچسبد دیگر.
