
تبیین تعمیم خطابات شارع
تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک میکند و توضیح میدهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق میگیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی میپردازد و این دیدگاه را نقد میکند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران بهواسطه قاعده اشتراک مشمول میشوند. در ادامه با مثالهایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیهالسلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان میدهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.
تبیین تعمیم خطابات شارع
توضیحات:
تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک میکند و توضیح میدهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق میگیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی میپردازد و این دیدگاه را نقد میکند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران بهواسطه قاعده اشتراک مشمول میشوند. در ادامه با مثالهایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیهالسلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان میدهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.
تبیین تعمیم خطابات شارع
19تلمیذ: همان نوری آقاخان؟!
استاد: نه، [امام] اسماعیلیه. یا اینکه خیلی موارد پیدا میشوند؛ منبابمثال اسم زنی زهرا است، دختر بچهای ـ این اصلاً بحث مفصلی است ـ به همان زبان بچه میگوید: «اسم این ”زیزی“ است» بعد این به آن میگوید: «زیزی، زیزی و ...» اصلاً دیگر اسم او «زیزی» میشود! زهرا میشود زیزی! یا زهرا میشود زری! چون یک بچۀ کوچک این حرف را و این کلمه را استعمال کرده است بقیه هم خوششان آمده است، کمکم برای او اسم میشود بعد هم در شناسنامهشان مینویسند زیزی! اصلاً اسمش میشود زیزی! آقا این اسم معنا ندارد! لازم نیست معنا داشته باشد، اسم است دیگر خوشم میآید! اصلاً از اوّل ممکن است که بگوید: «”اسد“ اصلاً چه معنا میدهد؛ الف و سین و دال یعنی چه؟!» هیچ. صرف اسم است دیگر، این اسم است که برای شیر وضع شده است، اصلاً شما از «اسد» هیبت نمیفهمید، کلۀ بزرگ و یال نمیفهمید، هیچ نمیفهمید. اگر به شما بگویند: «اسد» خیال میکنید که گربۀ ملوس یا فرض کنید که نان قندی است! اگر به کسی که نمیداند، یک حیوان نشان دهید و بگویید که این همان اسد است، میگوید: «عجب! این اسمش بود؟! من تابهحال نمیدانستم چیست! میگفت: ”خودش را بیاور اسمش را نیاور!“»
دیدید بعضیها اسمهای خوبی دارند آدم خیال میکند اینها اصلاً یک آدمهای [خوبی هستند، بعد که میبینیم] یک انسانهای بدی هستند! مثلاً اسم او را نازی گذاشتهاند اما تا [میبینی، متوجه میشوی] عجب! قیافهای مثل اورانگوتان دارد و هیچگونه تشابهی بین مسمّیٰ و اسم وجود ندارد!
آنوقت این نزاع در اینجا اصلاً بهطورکلی نزاع عقلی میشود که آیا عقل سلیم این الفاظ را در معانی کلی وضع کرده است یا در معانی جزئی وضع کرده است؟ اگر ما به بحثها و مطالب قبل نظر کنیم میبینیم که وضع در اینجا وضع عام نسبت به کلی است، بنابراین هم از نظر محور تکلیف، هم از نظر محور خطاب و هم از نظر محور الفاظی که دلالت بر خطاب میکنند چه در آیات کریمه و چه در خطابات شفاهیۀ قرآنیه و غیر قرآنیه، مقصودین بالإفهام إلی یوم القیامة تمام مؤمنین و تمام مکلفین هستند.
