اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ظهور الفاظ خطابات عام شارع

آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

شمول خطابات شرعی به غایبین و معدومین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی، خطابات شارع را به چند دسته تقسیم کرده و تفاوت میان خطاب حقیقی، خطاب انشائی و خطاب ادعایی را تبیین می‌کنند. در ادامه، معنای واقعی مخاطب و مقصود بالافهام مورد بررسی قرار می‌گیرد و نسبت میان حضور در مجلس خطاب و تعلق واقعی تکلیف تحلیل می‌شود. استاد سپس اشکالات وارد بر برخی تقریرات مشهور درباره شمول احکام نسبت به غایبین و معدومین، قاعده اشتراک و الغای خصوصیت را مطرح کرده و مبنای خود را در تفسیر خطابات عام قرآن و سنت توضیح می‌دهند. حاصل بحث روشن شدن معیار حقیقی مخاطب در خطابات شرعی و چگونگی سرایت احکام به مکلفان در همه زمان‌ها است.

ظهور الفاظ خطابات عام شارع

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • دسته‌بندی خطابات مولا در کلام مرحوم آقا ضیاء

  • مرحوم آقا ضیاء خطاباتی که از ناحیۀ‌ مولا به مخاطبین تعلق دارند را بر سه دسته تقسیم کرده‌اند:1

  • دستۀ اوّل 

  • دستۀ اوّل: خطاباتی است که لسان متکلم، شخص خاصی را مدّنظر قرار نداده است که او مورد تعلق خطاب باشد مثل اینکه شخصی بگوید: «هر کسی که دارای این خصوصیت است باید این کار را انجام دهد» یا اینکه «بر مسافر واجب است که نمازش را قصر بخواند»، در اینجا مخاطب معیّنی مدّ‌نظرش نیست؛ وقتی که این‌طور شد دیگر لاشک در اینکه معنا ندارد که بحث شود آیا حاضرین مقصود بالإفهام و مخاطب هستند یا اینکه غیر حاضرین، به‌جهت اینکه لحن کلام لحنی است که بر ماهیت موصوفۀ به این صفت، علیٰ فرض وجود، تعلق می‌گیرد؛ لذا در این مسئله کسی شک نکرده است که این به اعمّ از حاضرین و غایبین و معدومین تعلق می‌‌گیرد. این یک دسته از خطابات شارع.

  • دستۀ دوم

  • دستۀ دوم: خطاباتی است که خصوص الفاظ خطاب در اینجا مورد استعمال قرار گرفته است مثل «یَجب علیکم الصیام» یا «یَجب علیکم الصلاة» در اینجا خصوص «کُم» که دلالت بر خطاب دارد، دلالت می‌کند بر اینکه آن افراد حاضر در اینجا مقصود بالإفهام هستند؛ چون این دلالتِ خطاب، دلالتِ حقیقی است و معنا ندارد که خطابِ حقیقی به غیر غایبین تعلق بگیرد، الاّ به قاعدۀ اشتراک که در آنجا صحبتش می‌آید و این مسئله با مسئلۀ تکلیف فرق می‌کند. در قضیۀ اوّل چون اصلاً به‌طورکلی خطاب به آن ماهیت تعلق گرفته است این خطاب، خطابِ ادّعایی و انشائی و ایقاعی می‌شود نه خطاب حقیقی، از اوّل می‌گوید: «یَجِبُ علی الحاضرِ التمام و یَجِبُ علی المسافرِ القصر» این نحوۀ بیان مطلب، شخص خاصی را قطعاً مورد نظر قرار نداده است؛ همان‌طور که ممکن است اصلاً آن افراد هم مورد نظر نباشند؛ مثلاً در منزل خود نشسته است و جعل قوانین می‌کند، هیچ‌کس هم نیست، همۀ اینها را در کاغذ می‌نویسد و بعد منتشر می‌شود.

    1.  نهاية الافكار، ج 1، ص 531.