اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

تبیین و نقد بیان مرحوم آقاضیاء در تمسک به اطلاق

14٬048
اصول

عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا احکام و خطاب‌های شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب می‌شوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمی‌گیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز می‌شود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی می‌گردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل می‌شود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده می‌شود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد می‌شود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح می‌گردد.

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

توضیحات:

عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا احکام و خطاب‌های شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب می‌شوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمی‌گیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز می‌شود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی می‌گردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل می‌شود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده می‌شود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد می‌شود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

12
  • تلمیذ: مثل بیعت عقبه.

  • استاد: احسنت! مثل بیعت عقبه که در آنجا فقط اختصاص به اینها دارد نه به غیر از اینها. اما اگر نه، درهای مسجد باز است، من‌باب‌مثال شش‌تا در است، یکی می‌آید، یکی می‌رود، یکی خرش را می‌بندد، یکی بارش را می‌گذارد، یکی می‌آید می‌نشیند و به حرف‌های پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم گوش می‌‌دهد، آیا به ذهن کسی می‌آید که در اینجا خطاب فقط متعلق حاضرین است؟! نمی‌آید. حالا اگر در این ظرف منظور پیغمبر فقط حاضرین باشند باید بیان کند. پس قیود ملازم در عدم تمسک به اطلاق مربوط به قیود ملازم غیر خفی است؛ اما در قیود ملازم خفی که خود مخاطب هم ملتفت به این قید نیست، اگر منظور مولا تحیُّثِ این تکلیف به این حیثیت است و تقیُّدِ این تکلیف به این قید است باید بیان کند، اگر بیان نکرد ما در اینجا می‌توانیم به اطلاق عمل کنیم.

  • ایشان نظیر می‌آورد و می‌گوید که ما همین مطلب را در باب قصد قربت و همین‌طور در باب قصد تمییز و قصد وجه بیان می‌کنیم و می‌گوییم که قصد قربت و تمییز و وجه از این قیودی هستند که غیر ملتَفَت مخاطبین است. التفاتی به این قیود ندارند، حالا که التفاتی ندارند، اگر منظور شارع دخالت قصد قربت باشد و احراز قصد قربت یا قصد وجه باشد که مثلاً وجوب است یا قصد تمییز باشد و امثال‌ذلک، در اینجا باید بیان کند و چون بیان نکرده است لذا ما در اینجا به این واسطه اینها را دفع می‌کنیم.1

  • البته در این مسئله اشکال وارد می‌شود که این قصد قربت اصلاً یک قضیۀ ارتکاز عقلائیه است. وقتی که مولا حکمی را بیان می‌کند معلوم است عقل حکم می‌کند بر اینکه این تکلیف به‌عنوان قصد قربت باید انجام بگیرد یا به‌عنوان قصد وجه یا قصد تمییز و اینها باید انجام بگیرد و خود یک ارتکاز عقلائی است که در همۀ افراد وجود دارد و شارع بیان نکرده است. عدم بیان شارع احاله به یک ارتکاز عقلائی است نه احاله به عدم ارتکاز شارع به عدم وجوب اینها، هر شخصی که در مقام صلاة می‌ایستد که نماز بخواند، می‌داند چون مولا گفته است باید نماز را خواند.

    1.  نهایة الافکار، ج 1، ص 536.
/ 260