اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

تبیین و نقد بیان مرحوم آقاضیاء در تمسک به اطلاق

14٬048
اصول

عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا احکام و خطاب‌های شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب می‌شوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمی‌گیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز می‌شود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی می‌گردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل می‌شود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده می‌شود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد می‌شود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح می‌گردد.

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

توضیحات:

عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا احکام و خطاب‌های شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب می‌شوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمی‌گیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز می‌شود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی می‌گردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل می‌شود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده می‌شود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد می‌شود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

13
  • تلمیذ: اصل در اوامر تعبدی است؟

  • استاد: بله تعبدی است لذا اصلاً همین ارتکاز عقلائی موجب می‌شود که خود آن مصلی به‌عنوان ارتکاز اینها را باید انجام دهد و اصلاً در اینجا غفلتی وجود ندارد؛ من‌باب‌مثال اگر شخصی نه به‌عنوان تقرب بلکه اصلاً به غیر از عنوان تقرب مثلاً به‌عنوان ورزش [نماز بخواند] یعنی در عین حال یک ورزشی را برای خودش ملزم می‌داند و می‌‌گوید که در عین اینکه ورزش می‌کنیم نماز صبحمان را هم می‌خوانیم. این نماز قطعاً باطل است، لاشک در اینکه این نماز باطل است. این مربوط به اینجا بود.

  • تلمیذ: در مورد خطور می‌توانیم این حرف ایشان را بزنیم، خطور دادن ...

  • استاد: اصلاً کسی خطور را نگفته است.

  • تلمیذ: الآن بعضی‌ها خطور دادن را لازم می‌دانند.

  • استاد: نه اصلاً خطور لازم نیست، در مورد قصد و قصر و امثال‌ذلک هم همین‌طور است.

  • تلمیذ: می‌گوید: اگر خطور لازم بود چون از قیود خفیه است باید شارع بگوید.

  • استاد: ببینید در اینجا اصلاً به‌طورکلی مبنا غلط است. مثل همین می‌ماند که شخص می‌گوید: وقتی به مسافرت رفتم بیست روز هم می‌مانم ولی قصد عشره نکردم! همین‌که می‌بینی بیست روز می‌‌مانی این قصد است، اینجا دیگر خطور معنا ندارد. همین‌که پیش مولا می‌ایستد این خودش قصد قربت است لذا شارع نگفته است. 

  • و اما اشکالی که بر مرحوم آقا ضیاء وارد می‌شود از این نقطه است. ابتدا در اینجا این مطلب ایشان را بیان کنیم بعد به دنبال قضیه برویم.

  • امکان جریان قاعده اشتراک در مسئله 

  • ایشان می‌گویند که ما به همین واسطه می‌توانیم قاعدۀ اشتراک را در اینجا جاری کنیم، چطور؟ اینکه بگوییم: ما دو چیز در اینجا لحاظ می‌کنیم؛ لحاظ اوّل اینکه ما اخذ به اطلاق در مورد مخاطبین می‌کنیم، در واقع نسبت به مخاطب باید ببینیم که آیا حضور در تعلق تکلیف به آنها دخالت دارد یا ندارد؟ ما در اینجا می‌گوییم که وقتی کلام پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده است: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ﴾ و ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ﴾ بدون اینکه پیغمبر قید حضور را که مغفولٌ‌عنه است ـ با در‌نظر گرفتن این قضیه ـ در اینجا دخالت بدهد پس این خطاب نسبت به مخاطبین مطلق است و مقیّد به حضور نیست. نسبت به آنها مطلق می‌شود وقتی که خطاب مطلق شد ما با قاعدۀ اشتراک این حکم را به بقیه تسریه می‌دهیم.

/ 260