اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

تبیین و نقد بیان مرحوم آقاضیاء در تمسک به اطلاق

14٬048
اصول

عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا احکام و خطاب‌های شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب می‌شوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمی‌گیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز می‌شود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی می‌گردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل می‌شود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده می‌شود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد می‌شود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح می‌گردد.

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

توضیحات:

عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا احکام و خطاب‌های شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب می‌شوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمی‌گیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز می‌شود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی می‌گردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل می‌شود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده می‌شود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد می‌شود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)

7
  • پس شارع باید قیود مفارق و حالات غیر ملازم با مکلف که گاهی می‌آیند گاهی هم می‌روند را بیان کند که این تکلیف در ظرف این قید تنجّز پیدا می‌کند و در غیر از ظرف این قید، این تکلیف تنجّز پیدا نمی‌کند. اما اگر حالاتی بود یا قیودی بود که قیود ملازم است، وقتی که قید ملازم شد دیگر لازم نیست که شارع این را بیان کند. چرا شارع در اینجا بیان کند؟! قید حضور را فرض کنید؛ وقتی که افرادی در مهابط وحی حاضر هستند دیگر معنا ندارد که این قید در اینجا قید مفارق باشد، یعنی گاهی باشند، گاهی نباشند، خود متکلم می‌بیند این افرادی که در مقابلش هستند حاضرند. آیا این حضور بازهم نیاز به بیان دارد؟! وقتی که می‌بیند اینها هستند خطاب را هم متعلق به همین‌ها می‌کند، دیگر معنا ندارد بگوید که من این خطاب را متوجه شما می‌کنم چون شما حاضر هستید!

  • حضور، وصف ملازم با مخاطب در مقام تلقّی خطاب

  • حضور از اوصافی است که در مقام تلقّی وحی ملازم با مخاطب است و در مقام القاء وحی این حضور مفارق نیست، بالأخره افراد یا هستند یا نیستند، آن افرادی که هستند دیگر معنا ندارد بگوییم که این افراد هستند ولی حضورشان مفارق است یعنی ممکن است باشند ممکن است نباشند. وقتی که شما در این مجلس نشسته‌اید من هم دارم با شما صحبت می‌کنم آیا می‌‌توانم بگویم که این حرف‌هایی که من برای شما بیان می‌کنم به‌خاطر این است که شما در اینجا نشسته‌اید و اگر نبودید اصلاً بیان نمی‌کردم؟! اصلاً بیان کردن معنا ندارد. بله، یک وقت می‌‌گویم که چون شما دارای این خصوصیت هستید مثلاً شخص امینی هستید، شخص با فکری هستید و امثال‌ذلک، من این مطالب را به شما می‌گویم، اینها از مسائل مفارقات است؛ گاهی اوقات ممکن است یکی عقل داشته باشد یا نداشته باشد، امانت باشد یا نباشد به‌جایش خیانت است و امثال‌ذلک؛ ولی در آن جایی که خود کلام اصلاً القاء نمی‌شود الاّ اینکه حضوری در آنجا باشد آیا باز هم در آنجا بیان این قید و بیان این حضور برعهدۀ شارع است؟!

/