
عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)
تبیین و نقد بیان مرحوم آقاضیاء در تمسک به اطلاق
عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش میپردازد که آیا احکام و خطابهای شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب میشوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمیگیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز میشود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی میگردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل میشود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار میگیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده میشود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد میشود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح میگردد.
عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)
توضیحات:
عمومیت خطاب و قید حضور محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این پرسش میپردازد که آیا احکام و خطابهای شرعی تنها شامل مخاطبان حاضر در زمان صدور خطاب میشوند یا غایبان و معدومان را نیز دربرمیگیرند. بحث از تبیین معنای حضور آغاز میشود و تفاوت میان حضور صرف در مجلس خطاب و حضوری که در تعلق حکم و تکلیف دخالت داشته باشد بررسی میگردد. سپس دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره تمسک به اطلاق برای نفی قید حضور و تعمیم حکم به غایبان تحلیل میشود. در ادامه، تفاوت قیود مفارق و قیود ملازم و نقش آنها در جریان اطلاق مورد بررسی قرار میگیرد و اشکالات وارد بر این مبنا توضیح داده میشود. در پایان نیز نسبت میان خطاب حقیقی، عناوینی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و قاعده اشتراک نقد میشود و مبنای دیگری برای فهم شمول خطابات شرعی مطرح میگردد.
عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (2)
8تلمیذ: برای خود تکلیف قید مفارق است دیگر برای مکلف قید مفارق ...
استاد: نه، وقتی که شارع در مقام خطاب بیان میکند، خطاب بنا بر مبنای آقایان، به این افرادی که حاضر هستند تعلق گرفته است، وقتی که اینها در اینجا حاضر هستند آیا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میتواند بگوید که خطاب من به شماها که در اینجا حاضر هستید تعلق میگیرد؟! [واضح است] وقتی که حاضر نبودید تعلق نمیگرفت. معلوم است که تعلق نمیگرفت.
تلمیذ: مکلفین فقط حاضرین نیستند.
استاد: ما به آن کار نداریم. ببینید ما احتمال میدهیم که حضور در اینجا قید باشد و با این احتمال که حضور در اینجا قید است آیا پیغمبر باید این قید را بیان کند یا نباید بیان کند؟! ما میگوییم که لازم نیست بیان کند؛ بهخاطر اینکه خود خطاب در ظرف حضور است. همینکه شما آمدید و در اینجا نشستید یعنی من شما را اهل دانستم برای اینکه خطابم را متوجه شما کنم. اگر شما نمیآمدید به درودیوار خطاب کنم؟! اینکه نمیشود. خود حضور شخص قید ملازم میشود؛ قیدی که ملازم با مکلف است. پس مولا در این زمینه خطاب را القاء میکند. حالا در چنین زمینهای که دیگر شارع وظیفه ندارد این قید را بیان کند یعنی خود حضور در اینجا مجوّز برای القاء خطاب است آیا ما برای رفع این قید میتوانیم تمسک به اطلاق کنیم؟! نمیتوانیم چون شارع باید آن قیودی را بیان کند که مفارق هستند و خطاب به لحاظ آن قید در اینجا تعلق گرفته است؛ یعنی آن قید در این بیان شارع مدخلیت داشته است چون ممکن بود که این شخص به اشتباه بیفتد. فرض کنید که سفر و حضر بودن که از قیود مفارق هستند، اگر شارع حضریت را شرط نداند ممکن است شخص برود و در سفر صوم را انجام بدهد یا اگر صحت را شرط نداند ممکن است مریض روزه بگیرد. بنابراین صحت، سفر، حضر و امثالذلک از قیود مفارقی هستند که درصورت عدم بیان شارع، مکلف به اشتباه میافتد پس باید بیان کند.
