
ثمرۀ بحث تعلق خطابات نسبت به مشافهین و غیرمشافهین
بیان و نقد تتمۀ مطالب مرحوم آقا ضیاء عراقی
ثمره بحث خطابات مشافهین و غیرمشافهین در اصول فقه، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی را درباره اطلاق خطابات و کشف مصلحت بررسی میکند و سپس به نقد این مبنا میپردازد. در ادامه، نسبت میان حجیت ظهور، مخاطبان اصلی خطاب و قاعده اشتراک تحلیل میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا غیرمشافهین نیز میتوانند به ظهورات و اطلاقات ادله شرعی تمسک کنند یا خیر. استاد با تبیین نقش قاعده اشتراک نشان میدهد که بسیاری از ثمرات مطرحشده در این بحث، در عمل نتیجه مستقلی ندارند و تعمیم حکم به غیر مخاطبان از همان مبنای اشتراک قابل استفاده است. حاصل بحث، روشن شدن جایگاه واقعی خطابات شرعی، حدود حجیت ظهور و ارزیابی فایده عملی نزاع میان اختصاص یا عدم اختصاص خطابات به مشافهین است.
ثمرۀ بحث تعلق خطابات نسبت به مشافهین و غیرمشافهین
3همانطور که ایشان میفرمایند خود هیئت در اتیان مأمورٌبه ظهور دارد، سواءٌ اینکه عجز از قدرت داشته باشد یا نداشته باشد. این مطلب هم کاملاً بر خلاف است و مسئله عکس است؛ همینکه خطاب به مخاطب القاء میشود ظهور در اتیان فعل دارد. معنا ندارد بگوییم که این در مطلق اتیان ظهور دارد، در مطلق مأمورٌبه؛ سواءٌ قَدَرَ علَی الفِعل أو لم یَقدِر علی الفعل، سواءٌ عَجَزَ أو لم یَعجز. کجا چنین ظهوری در اینجا هست؟! وقتی که مولا به بنده خطاب میکند: «إفعل» آیا صحیح است بگوییم: خطاب میکند حتی درصورتیکه تو عاجز باشی؟! چنین چیزی از کجا استفاده میشود؟! این خلاف وجدان است بلکه در اتیان فعل ظهور دارد و چون فعل را میخواهد خطاب میکند. الاّ اینکه به لحاظ عنایاتی از باب اختبار باشد یا از باب مجاز باشد که آنها مسائل دیگری است. ما از هیئت چنین ظهوری که دلالت بر اتیان به مطلق فعل [باشد] استفاده نمیکنیم.
ثمرۀ این بحث
مسئلۀ دوم این است که با توجه به آنچه که گفته شد ثمرهای که در اینجا ذکر کردهاند بهنظر میرسد که اصلاً وجهی نداشته باشد. بنا بر مبنای آقایان ثمره در دو جا است:
اول. حجیت ظهور نسبت به غیر مقصودین بالافهام بنا بر عمومیت
در وهلۀ اوّل حجّیت ظهور است به غیر مَن قُصِدَ إفهامُه و غیر مخاطبین حقیقی بنا بر اینکه ما قائل باشیم به اینکه خطاب اختصاص به مشافهین ندارد.
دوم. عدم حجیت ظهور بالنسبة بغیر من قصد افهام بنا بر اختصاص
و [در وهلۀ دوم] عدم حجّیت ظهور بالنسبه به غیر مَن قُصِدَ إفهامُه و غیر مخاطبین به خطاب حقیقی بنا بر مبنای آقایان و غیر مشافهین.
اشکال به ثمرۀ بحث
در اینجا هم ما باید عرض کنیم که اگر شما قاعدۀ اشتراک را مهمل میگذارید و به قاعدۀ اشتراک توجه ندارید و آن را لحاظ نمیکنید؛ بنابراین این مسئله در اینجا صحیح است. در واقع اگر خطاب اختصاص به مخاطبین داشته باشد در اینصورت به غیر مخاطبین تسرّی پیدا نمیکند و ظهور بالنسبه به غیر مخاطبین حجّیت ندارد. ولی چنانچه ما قاعدۀ اشتراک را لحاظ کنیم، که اینطور هم هست و لم یَقُل اَحدٌ بِعَدَمِ لحاظه و بإهماله، بنابراین این ظهور هم برای مخاطبین و هم برای غیر مخاطبین حجّیت دارد و حجّیتش از این باب است که اگر ما قاعدۀ اشتراک را در اینجا لحاظ کنیم، به ما این را میرساند که آن مفادی که از این ظهور استفاده شده است، با توجه به لحاظ قرائن لفظیۀ معهودۀ بین مولا و عبد و با توجه به لحاظ قرائن حالیه و مقامیه، آن ظهور و آن مفاد بالنسبه به غیر مشافهین حجّیت دارد. اگر آن مفاد بحدوده و جوانبه حجّیت داشته باشد، عبارة اُخرای همان ظهور است که بالنسبه به مخاطبین حجّیت دارد. همانطور که این ظهور برای مخاطبین با توجه به قرائن حالیه و مقالیۀ معهودیه بین مولا و مخاطبین حجت بود، همینطور بهواسطۀ قاعدۀ اشتراک، آن مفادی که از همین ظهور استفاده میشود بالنسبه به غیر مخاطبین حجّیت دارد؛ آن مفادی که از همین ظهور استفاده میشود نه از جای دیگر. اگر بگوییم که از جای دیگر استفاده میشود، پس اصلاً به خطاب ربطی ندارد اما اگر بگوییم که این مفاد بهواسطۀ قاعدۀ اشتراک به غیر مخاطبین تعمیم داده میشود. بنابراین خود آن ظهوری که موجب این مفاد شده است هم بهواسطۀ قاعدۀ اشتراک بالنسبه به غیر مخاطبین حجّیت دارد، [البته] اگر ما حکم را از همین خطاب استفاده و استنتاج کنیم نه از خطابات دیگر. بنابراین ثمره اصلاً در اینجا هیچ فایدهای ندارد.
