
ثمرۀ بحث تعلق خطابات نسبت به مشافهین و غیرمشافهین
بیان و نقد تتمۀ مطالب مرحوم آقا ضیاء عراقی
ثمره بحث خطابات مشافهین و غیرمشافهین در اصول فقه، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی را درباره اطلاق خطابات و کشف مصلحت بررسی میکند و سپس به نقد این مبنا میپردازد. در ادامه، نسبت میان حجیت ظهور، مخاطبان اصلی خطاب و قاعده اشتراک تحلیل میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا غیرمشافهین نیز میتوانند به ظهورات و اطلاقات ادله شرعی تمسک کنند یا خیر. استاد با تبیین نقش قاعده اشتراک نشان میدهد که بسیاری از ثمرات مطرحشده در این بحث، در عمل نتیجه مستقلی ندارند و تعمیم حکم به غیر مخاطبان از همان مبنای اشتراک قابل استفاده است. حاصل بحث، روشن شدن جایگاه واقعی خطابات شرعی، حدود حجیت ظهور و ارزیابی فایده عملی نزاع میان اختصاص یا عدم اختصاص خطابات به مشافهین است.
ثمرۀ بحث تعلق خطابات نسبت به مشافهین و غیرمشافهین
4بهدنبال این قضیه ثمرۀ دیگری که بر این مترتّب است این میباشد که آیا مغایَبین میتوانند به این اطلاقات تمسک کنند یا نه؟ این هم پی کارش میرود؛ یعنی وقتی که ما خصوصیت حضور را دیگر در اینجا لحاظ نکردیم و گفتیم که آن قاعدۀ اشتراک در اینجا تعمیم دارد، تمسک به اطلاقات و تمسک به خطابات و تمسک به ظهورات برای غیر مخاطبین هم در اینصورت بلا اشکال خواهد بود. من خواستم همه را نقل کنم که دیگر چیزی باقی نمانده باشد.
آنوقت نکتهای که در اینجا هست این است که اینها با توجه به این ارتکازی که در ذهن دارند بازهم در اینجا یک بحث دیگر مطرح میکنند؛ درحالیکه ـ جان من! ـ تمام ادلّهای که برای تعمیم میآورند بهخاطر این اصل مفروغٌعنه و موضوعه است که در ذهن آنها است بر اینکه مغایَبین با مخاطبین در حکم، مشترک هستند. این اصل را در ذهن گرفتهاند و میگویند که آیا خطاب مختصّ به مَن قُصِد است؟ خُب این چه نتیجهای در اینجا دارد؟! حالا مَن قُصِد یا غیر مَن قُصِد باشد، آیا شما میتوانید به ظهور تمسک کنید یا نمیتوانید؟! اگر نمیتوانید که این با قاعدۀ اشتراک منافات دارد؛ اگر هم میتوانید پس فایدۀ این بحثها در اینجا چیست؟! لذا خود مرحوم بروجردی در تتمۀ تقریرشان برای آقا ضیاء فرمودند که اصلاً این بحثها فایدهای ندارد و غیر از تشویش ذهن و تشویش خاطر ثمرۀ مهمی برایش مترتّب نخواهند شد1 و اصل و مغزای مطلب همان است که عرض شد؛ اینکه خطاب واقعاً و حقیقتاً آن است که بر مَن قُصِدَ إفهامُه دلالت کند، آن مخاطب، مخاطب حقیقی است و دیگران مخاطب حقیقی نیستند بنابراین تمام این مسائل مشافهین و غیر مشافهین برداشته میشوند. این هم بالإجمال. دیگر مطالبی که در ضمن بود از قبیل رد و ایراد و این مطالب خدمتتان عرض نشد. إنشاءالله از جلسۀ آینده به سراغ مطلب بعد میرویم.
- نهایة الافکار، ج 1، ص 540.
