اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند

14٬056
اصول
جلسات

در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مسئلۀ تعقّب عام به ضمیری می‌پردازند که مرجع آن تنها برخی از افراد عام است. بحث از آیۀ «والمطلقات یتربصن» آغاز می‌شود و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی دربارۀ نسبت میان اصالةالظهور عام و ظهور ضمیر مورد تبیین قرار می‌گیرد. سپس مبنای ایشان در حمل ضمیر بر بعض افراد عام و ادعای تصرف در اسناد به جای تصرف در مدلول لفظ نقد می‌شود. استاد با تحلیل جایگاه نص، ظاهر، اظهر و نقش قرائن خارجی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا ضمیر موجب تخصیص عام می‌شود یا خیر. حاصل بحث تبیین ملاک تقدیم خاص و اظهر بر عام و روشن شدن حدود جریان اصالةالظهور در موارد تعقّب عام به ضمیر است.

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

توضیحات:

در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مسئلۀ تعقّب عام به ضمیری می‌پردازند که مرجع آن تنها برخی از افراد عام است. بحث از آیۀ «والمطلقات یتربصن» آغاز می‌شود و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی دربارۀ نسبت میان اصالةالظهور عام و ظهور ضمیر مورد تبیین قرار می‌گیرد. سپس مبنای ایشان در حمل ضمیر بر بعض افراد عام و ادعای تصرف در اسناد به جای تصرف در مدلول لفظ نقد می‌شود. استاد با تحلیل جایگاه نص، ظاهر، اظهر و نقش قرائن خارجی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا ضمیر موجب تخصیص عام می‌شود یا خیر. حاصل بحث تبیین ملاک تقدیم خاص و اظهر بر عام و روشن شدن حدود جریان اصالةالظهور در موارد تعقّب عام به ضمیر است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

9
  • آن‌وقت در اینجا اصلاً نوبت به اصالةالظهور و اینها نمی‌رسد. اصالةالظهور برای رفع احتمال قرینه یا احتمال خاص است که آن قرینه معنای عام را که ظهور در عام دارد را مختصّ به خاص می‌کند یا اینکه این را در آن معنای مجازی منصرف می‌کند. اما در آن جایی که خود لفظ بر معنای حقیقی دلالت می‌کند این لفظ هم دلالت بر معنای حقیقی می‌کند و فقط در إسناد می‌خواهد تصرفی باشد، اصلاً به‌طورکلی اصالةالظهور به اینجا مربوط نیست و اصالةالظهوری که در اینجا است که همین ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ باشد، این اصالةالظهور در خود همان معنای «هُنَّ» وجود دارد؛ بلکه همان‌طور که عرض کردم اصلاً اصالةالظهوری در اینجا نیست، نص است و اگر تنازل کنیم می‌گوییم که اظهر است قطعاً این اصالةالأظهریه، ـ اصالةالأظهریه یعنی اصل در اینجا معنا ندارد ـ بر آن اصالةالظهوری که در آنجا است حکومت می‌کند و آن اصالةالظهور در ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ﴾ را کنار می‌زند.

  • و اینکه بعضی‌ها گفته‌اند که دلالت لفظ که مطلّقات باشد، بر آن معنای حقیقی که عام باشد یک اصل تعبدی است و اصل ظاهری نیست، این [بیان] خلاف است؛ بلکه این از همان اصالةالظهور و امثال‌ذلک استفاده می‌شود و آن اصالةالظهور وجود دارد تا وقتی که قرینه و اصل اقویٰ در اینجا وجود نداشته باشد. اگر در اینجا نص یا خاصی وجود داشته باشد و یا اینکه اظهری وجود داشته باشد دیگر نوبت به اصالةالظهور در دلالت لفظ بر آن معنای حقیقی که همان معنای عام است باقی نمی‌ماند.

  • ماحصل مطلب به تقریر دیگر

  • بناءًعلیٰ‌هذا ماحصل مطلب این است که ما این‌طور می‌توانیم بحث را تقریر کنیم، نه آن‌طوری که فرمودند؛ اگر عامی داشته باشیم که دلالتش از خارج بر افراد خودش مفروغٌ‌عنه بود، آن‌وقت ضمیری که بعداً می‌آید و ما قطع داریم بر اینکه آن ضمیر در بعضی از افراد عام است، این اصالةالظهور یا اظهریت و یا نصّیت، با اصالةالظهور در عام معارضه نمی‌کند؛ چون در آنجا آن مفروغٌ‌عنه است که عامّ ما بر طبق قرائن بر افراد عام از این ظاهر و این خاص و غیر از آن دلالت می‌کند. و این قطعاً باید در دو جمله باشد و هر کدام از این دو جمله در معنای خودشان مستقل باشند؛ اما اگر جملۀ واحده باشد همین دلیل بر این است که آن خاص در اینجا، این عام را تخصیص می‌زند.

/ 0