اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع ‌الحجّیه

14٬043
اصول
جلسات

تخصیص عمومات قرآنی با خبر واحد معتبر، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. استاد ابتدا دیدگاه موافقان و مخالفان تقیید و تخصیص آیات قرآن به وسیلۀ خبر واحد را بررسی می‌کند و به ادلّه‌ای مانند قطعی‌الصدور بودن قرآن، اجماع و روایات باب تعادل و تراجیح می‌پردازد. سپس با تبیین تفاوت حجیت انسدادی و حجیت مبتنی بر ادلۀ خاص، امکان تخصیص کتاب به خبر واحد معتبر را از منظر اصولی تحلیل می‌کند. در ادامه بحث به مسئلۀ مهم نقل به معنا در روایات کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا روایات نقل‌شده می‌توانند به همان میزانِ کلام معصوم، مفسّر یا مخصّص آیات باشند یا نه. حاصل بحث، تفکیک میان حوزه احکام و معارف اعتقادی و بررسی حدود اعتماد به روایات در هر یک از این دو عرصه است.

تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع ‌الحجّیه

توضیحات:

تخصیص عمومات قرآنی با خبر واحد معتبر، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. استاد ابتدا دیدگاه موافقان و مخالفان تقیید و تخصیص آیات قرآن به وسیلۀ خبر واحد را بررسی می‌کند و به ادلّه‌ای مانند قطعی‌الصدور بودن قرآن، اجماع و روایات باب تعادل و تراجیح می‌پردازد. سپس با تبیین تفاوت حجیت انسدادی و حجیت مبتنی بر ادلۀ خاص، امکان تخصیص کتاب به خبر واحد معتبر را از منظر اصولی تحلیل می‌کند. در ادامه بحث به مسئلۀ مهم نقل به معنا در روایات کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا روایات نقل‌شده می‌توانند به همان میزانِ کلام معصوم، مفسّر یا مخصّص آیات باشند یا نه. حاصل بحث، تفکیک میان حوزه احکام و معارف اعتقادی و بررسی حدود اعتماد به روایات در هر یک از این دو عرصه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع ‌الحجّیه

7
  • تحلیل نگاه عرفی به عام قرآنی و خاص روایی

  • بنابراین راه شارع برای وصول به احکام همین راه عرفی است. حالا عرف برای عام و خاص چه محاوره و قانونی دارد؟ قانون عرف چیست؟ آیا به صرف اینکه یک عامی دیدند و یک خاصی را شنیدند فوری این عام را تخصیص می‌زنند؟! یعنی آیا ما برای تخصیص عام به‌وسیلۀ خاص نیاز به هیچ چیز، صرف نفس آن خاص نداریم؟ یا اینکه اطمینان، مقدار دلالت، مقدار موضوعیت، مقدار قوّت و ضعف، در ترجیح أحدهما علی الآخر قطعاً در ملاحظات عرفی در‌نظر گرفته می‌شود؟! در اینکه کتاب قرآن کتابی است الهی و یک واو این کتاب و یک واو این آیات من‌درآوردی نیست و بر طبق اظهار سلیقه و فهم و بینش افراد وضع نشده است، شکی نیست. یعنی هر واو از این کتاب یا فاء یا ثمَّ یا هر کلمه‌ای در جای خود بر طبق نظم سماوی و نظم الهی است، به‌طوری‌که باعث شده است کلام از کلام عرفی بیرون بیاید. یعنی عامّ آن، عامّی غیر از عامّ عرفی شود، تفریع آن تفریعی غیر از تفریعات عرفی شود، اطلاق آن اطلاقی غیر از اطلاقات عرفی شود. یعنی کلامی الهی است که آن کلام بدون اظهارنظرِ راوی، محدِّث، حاکی، ناقل و طبق اظهار سلیقه و فهم خود برای ما بیان شده است ولو اینکه 1400 صد سال از [نزول] این کتاب گذشته است ولی به عین همین الفاظ و همین کلمات، دست‌نخورده برای ما باقی است و در این مسئله شک نداریم.

  • از آن‌طرف بیان امام علیه‌السّلام مانند قرآن است و هیچ تفاوتی بین کلام امام علیه‌السّلام و قرآن از نقطه‌نظر حجّیت و دلالت وجود ندارد. اینکه قرآن عامّی را بیان کند و یک نحوه معارفی را به انسان القا کند؛ معارف مبدأی یا معادی، امام علیه‌السّلام آن حکم یا موضوع اجتماعی را بیان کند و یا آن جنبۀ معرفتی مبدأ و معادی و اخلاقی را بیان کند [فرقی باهم ندارند] کلام امام هم عین قرآن کریم قابل خدشه و نقل‌وانتقال نیست. من‌باب‌مثال در قرآن در باب توحید داریم؛ سورۀ حشر، سورۀ حدید، ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾،1 سورۀ زمر و سورۀ ابراهیم و یا آیات سورۀ آل عمران که مربوط به توحید هستند، نحوۀ ترتیب کلمات در آن، همان‌طور که عین همان عبارت با آن معنا و مفهوم خاصّ خودش، به‌هیچ‌وجه قابل رد و ایراد نیست و به ذهنیت و بصیرت ما بستگی ندارد، همین‌طور کلمات امیرالمؤمنین، امام رضا، امام صادق، امام باقر، امام جواد، امام عسکری یا امام سجاد علیهم‌السّلام و امثالهم در حقیقت توحید و در حقیقت مبدأ و معاد و در احکام شرعی مثل قرآن است و هیچ فرقی نمی‌کند؛ ما می‌توانیم بگوییم که هیچ تفاوتی از نقطه‌نظر حجّیت و از نقطه‌نظر رد و ایراد و امثال‌ذلک با قرآن ندارد به‌نحوی‌که اگر امام علیه‌السّلام در مقابل ما بود و یک عامّ قرآنی را تخصیص می‌زد، مثل این بود که خود آیۀ قرآن یک عامّ قرآنی را تخصیص بزند، هیچ فرق نمی‌کرد یعنی ما در مقابل امام علیه‌السّلام بودیم و حضرت برای ما یک عامّ قرآنی را تخصیص می‌زد، هیچ فرقی نمی‌کرد و عیناً مانند آن بود که آیه‌ای بیاید این آیه را تخصیص بزند، متفقٌ علیه است. اگر کلام امام آیه را تخصیص بزند، مانند این است آیه‌ای آیه دیگر را تخصیص بزند همان‌طور که اگر یک جا خود کلمات امام عام باشد و [یک جا] خاص باشد، ما هیچ‌وقت با تخصیصی که به عام زده می‌شود به امام ایراد نمی‌گیریم، حضرت می‌گوید: در آن موقع دلم خواست عام را بیان کنم و الآن می‌خواهم آن را تخصیص بزنم، جای ایراد نیست.

    1. سوره اخلاص (114) آیه 1.
/