اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعارض عام کتابی و خبر واحد محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آیت‌الله خویی را درباره نوع تعارض میان عمومات قرآن و اخبار آحاد بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که بنابر این دیدگاه، تعارض در دلالت‌ها شکل می‌گیرد نه در اسناد. سپس با نقد این مبنا، استدلال می‌کند که در مقام استنباط، پیش از بررسی دلالت باید سند تنقیح شود و ازاین‌رو محل اصلی تعارض، سند و صدور ادله است. در ادامه، بحث به حقیقت حجیت خبر واحد و نقش وثاقت در پذیرش روایت کشیده می‌شود و تفاوت میان وثاقت راوی و وثاقت روایت تبیین می‌گردد. همچنین نسبت میان سیره عقلایی، روایات حجیت خبر واحد و وظیفه شارع در بیان احکام مورد بررسی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به تفاوت اعتماد به اخبار آحاد در احکام فقهی و مسائل اعتقادی اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا روایات آحاد می‌توانند مبانی اعتقادی و معارف قرآنی را تخصیص یا تفسیر کنند یا خیر.

بررسی نوع تعارض عامّ کتابی با خبر واحد

توضیحات:

تعارض عام کتابی و خبر واحد محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آیت‌الله خویی را درباره نوع تعارض میان عمومات قرآن و اخبار آحاد بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که بنابر این دیدگاه، تعارض در دلالت‌ها شکل می‌گیرد نه در اسناد. سپس با نقد این مبنا، استدلال می‌کند که در مقام استنباط، پیش از بررسی دلالت باید سند تنقیح شود و ازاین‌رو محل اصلی تعارض، سند و صدور ادله است. در ادامه، بحث به حقیقت حجیت خبر واحد و نقش وثاقت در پذیرش روایت کشیده می‌شود و تفاوت میان وثاقت راوی و وثاقت روایت تبیین می‌گردد. همچنین نسبت میان سیره عقلایی، روایات حجیت خبر واحد و وظیفه شارع در بیان احکام مورد بررسی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به تفاوت اعتماد به اخبار آحاد در احکام فقهی و مسائل اعتقادی اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا روایات آحاد می‌توانند مبانی اعتقادی و معارف قرآنی را تخصیص یا تفسیر کنند یا خیر.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نوع تعارض عامّ کتابی با خبر واحد

7
  • تبیین ابعاد وثاقت راوی

  • مگر وثاقت فقط در کذب است؟! وثاقت در خطا، ضبط، حفظ، تحفّظ و حافظه تمام اینها در وثاقت دخیل هستند، فقط دروغ و جعل کذب که قادح و رادع برای وثاقت نیست؛ بلکه هزار زمینه و هزار مقطع برای تحقّق وثاقت داریم، فقط کذب نیست. ممکن است شخصی حافظه‌اش کم باشد، ضبطش کم باشد یا ممکن است خیالاتی باشد، وسواسی باشد، هزار عامل و مقطع و محور هست، انسان باید تمام اینها را من‌حیث‌المجموع جمع کند، ممکن است یکی دینش بیشتر باشد واقعاً تقوایش بیشتر باشد اما وسواسی است. در ادلّه و حجّیت ترجیح یکی از مجتهدَین بر دیگری، یکی از مواردی که موجب ترجیح است عدم وسواسیت مجتهد است، این یکی از آنهاست؛ مجتهدی که وسواس دارد نمی‌تواند در بیان احکام حکم را به ضرس قاطع بگوید بلکه دائماً در حال تذبذب است؛ این‌طور آن‌طور، آن‌طور این‌طور، حلال را حرام می‌کند، کراهت را حرام می‌کند، به لحاظ وسواسی که دارد سخت می‌گیرد و می‌گوید: این‌طور کنید، آن‌طور کنید، حالا ولو اینکه تقوایش بیشتر است. مگر بیشتر بودن تقوا موجب می‌شود که واقعیت بیشتر برای انسان منکشف شود؟! یک وقت بحث تقوا بحث انکشاف واقعیت است، به عبارت دیگر بحثِ صعود در مراتب کمالیه است، یک وقت هم بحث تقوا بحث رعایت احتیاط و تحفّظ بیشتر است، این مسائل که موجب اعلمیت نمی‌شوند، در راوی هم همین‌طور است. لذا ما در اینجا قائل هستیم بر اینکه اگر دو مجتهد از نظر علمی مساوی بودند، ولی یکی وسواس دارد و دیگری ندارد، قطعاً او راجح است؛ حالا چه برسد به اینکه از دیگری اعلم باشد. بحث تقوا اصلاً در اینجاها مطرح نمی‌شود؛ بلکه در جایی مطرح می‌شود که از نقطه‌نظر سیر کمالی به افق‌های بیشتری دسترسی پیدا کرده است و ارتباط دارد. بله! اگر مساوی بودند یا فرض کنید که دیگری پایین‌تر بود، این ارجح است.

  • راوی هم همین‌طور است؛ ممکن است تقوای راوی از شخصی بیشتر باشد ولی ملاک برای ارجحیت که تقوا نیست، ملاک برای ارجحیت فقاهت بیشتر است، افقهیّت بیشتر است، اعملیّت بیشتر است، تدبّر بیشتر است، حفظ بیشتر است، ضبط بیشتر است، اینها ملاک برای ارجحیت یکی از اینها بر دیگری است. 

/