اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

بررسی دیدگاه علامه طباطبائی

0
اصول
اصول

بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا می‌توان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی می‌شود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیه‌السلام می‌داند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهم‌السلام مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

3
  • با توجه به این نکته، ما به این مطلب می‌رسیم که از نقطه‌نظر اِتقان و اِحکام بالاتر از آیات قرآن نداریم یعنی روی تک‌تک حرف‌های آیات، نظر است، روی استفادۀ صفت یا استفادۀ فعل، نظر است، در استفادۀ اسم فاعل یا استفادۀ فعل مضارع یا ماضی نظر است. یک طرف قضیه خداوند متعال است و قرآنی که اعجاز است و عمومات و اطلاقاتی که در این قرآن مبین آمده است. صحبت در این است که آیا با توجه به چنین مبانی‌ای که ما با آن مبانی، آیات قرآن را درنظر می‌گیریم؛ کلام حق است، دخل و تصرفی در کلام الهی وجود ندارد، آیات براساس ظنّ راوی بیان نمی‌شوند بلکه براساس یقین، ضبط و حفظ است، اشتباه راوی، فقاهت، عدالت و افقهیت و اینها در بیان آیات هیچ‌گونه دخالتی ندارند. درحالی‌که ما در مورد روایات اینها را مدنظر قرار می‌دهیم؛ شما در دو روایت متعارض افقهیت یک راوی را بر راوی دیگر مدنظر قرار می‌دهید ولی در آیات این‌طور نیست. آنچه که مسلّم است آیات یقیناً همین است که بر قلب پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نازل شده است و مورد آیات مواردی است که در بیان حکم واقع هستند یعنی آیات در مقام بیان حکم واقع آمده‌اند نه در مقام بیان اجماع. ما باید با توجه به اینها ببینیم که اگر خاص یا ناسخی برای این آیات از روایات آمد چه معامله‌ای با آن انجام بدهیم؟ طبعاً این مسئله در بحث سیرۀ عقلائیۀ عرفیه می‌رود. اگر فرض کنید که مولایی مثل خداوند متعال روی زمین بیاید و مطلبی را بیان کند و یک فرد عادی هم بیاید یک خاصی را بیان کند ما چگونه می‌توانیم دربارۀ این مورد تصمیم بگیریم و باید چه موضعی نسبت به این قضیه اتخاذ کنیم؟ شکی نیست که ما در اینجا ناقل ناسخ یا ناقل مخصِّص را مدّنظر قرار می‌دهیم و اهمیت موضوع را می‌سنجیم و بعد قضاوت می‌کنیم.