
تخصیص یا نسخ قرآن با روایت
بررسی دیدگاه علامه طباطبائی
بحث از اینجا آغاز میشود که آیا میتوان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی میشود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیهالسلام میداند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهمالسلام مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.
تخصیص یا نسخ قرآن با روایت
4دیدگاه علامه طباطبایی دربارۀ تخصیص قرآن با روایت
نظر مرحوم علاّمه طباطبائی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بر این است که ما نمیتوانیم در اینجا با اخبار آحاد آیات قرآن را تخصیص بزنیم یا نسخ کنیم1 ـ البته ایشان در مورد نسخ این مطلب را ندارند اما در مورد تخصیص دارند، نسخ یک مبنایی دارد که حالا عرض میکنیم این قضیه در بحثی که میخواهیم شروع کنیم میآید ـ بلکه درصورتیکه خبر متواتر باشد، در آنجا میتوانیم آیات را تخصیص بزنیم یا فرض کنید که آیات را تعمیم بدهیم؛ آیات زیادی داریم:
﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَهِ بِهۦ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾.2
چند مورد در اینجا آمده است و آیات را در اینجا مثال آوردهاند و بعد آیاتی آمدهاند که این عمومات را تخصیص زدهاند و بهصورت موارد دیگری نقل کردند و موارد دیگری هست. ما اینهمه محرمات داریم؛ فرض کنید که ماهی غیر فلسدار یا حیوانات، سباع، ذئب و نجاسات و امثالذلک، اینها همه مخصِّصات هستند. ﴿لاّ اَجِدُ﴾ بیان عام است و باید در اینجا روشن شود که معنای آن چیست. درهرصورت این عام است.
نظر ایشان در اینجا بر این است که ما فقط میتوانیم این عمومات را با اخبار متواتر تخصیص بزنیم اما خبر واحد در اینجا نمیتواند ملاک باشد.3
البته شاید برگشت نظر ایشان هم به همان عرض ما است که ایشان هم میخواهند وثاقت را در اینجا مورد نظر قرار بدهند و میخواهند بفرمایند که وقتی یک خبر، متواتر شد قطعاً این خبر از امام علیهالسّلام صادر شده است و لاشک در اینکه کلام امام علیهالسّلام از نقطهنظر حجّیت و دلالت مانند آیات قرآنی است؛ یعنی همانطور که آیات قرآن از نقطهنظر حجّیت و دلالت تام است و ظهورات و تصریحات آن برای انسان حجت است، همینطور کلام امام علیهالسّلام از نقطهنظر حجّیت و دلالت بلاشک و لاشبهه مثل آیات قرآنی است؛ بنابراین اگر انسان شخصاً و مشافهةً از امام علیهالسّلام تخصیصی را نسبت به آیات شنید، آیا این خاص حجت است یا نه؟ قطعاً حجت است چون مشافهةً بوده است. مثل موردی که از خود آیات قرآن تخصیصی برای آیه آمده باشد، هیچ فرقی نمیکند یعنی عام و خاص هردو مقترناً نازل شدهاند و قبل از وقت عمل به عام آن خاص آمده است، میگویند که این تخصیص است. [کلام] امام علیهالسّلام هم همینطور است. صحبت در این است که انسان کلامی را بهواسطه از امام بشنود، اشکال در اینجا پیدا میشود که آیا همان وثاقتی که انسان شخصاً از امام علیهالسّلام مسئلهای را میشنود همان وثاقت آیا در این مورد که بهواسطه میشنود هست یا نه؟
- حاشیة على کفایة الأصول، ج 2، ص 210.
- سوره انعام (6) آیه 145. امام شناسی، ج 8، ص 62:
«بگو اى پيغمبر! من پيدا نمىكنم در آنچه به سوى من وحى شده است چيز حرامى را بر هر خورنده كه بوده باشد مگر آنكه مردار باشد، يا خون ريخته شده، و يا گوشت خوك بوده باشد ـ چون گوشت خوك پليد است ـ و يا اينكه ذبيحه فسق و بيرون از رويه باشد كه براى غير خدا ذبح كرده باشند، و نام غير خدا بر آن برده باشند. پس كسى كه در ضرورت افتد و ميل به خوردن آن نداشته باشد و از حد تجاوز نكند، خداوند تو آمرزنده و مهربان است.» - حاشیة على کفایة الأصول، ج 2، ص 210.
