اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارجاع استثناء بر جمل متعاقبه به جمیع یا به جملۀ اخیر

14٬029
اصول

ارجاع استثناء در جمل متعاقبه موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا مسئلۀ بازگشت استثناء به جملۀ اخیر یا همۀ جملات پیشین را مطرح می‌کند و با استناد به آیۀ قذف، نمونه‌ای قرآنی از این بحث اصولی را بررسی می‌نماید. سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره دلالت ادات استثناء و عدم ظهور آن در رجوع به همۀ جملات را تبیین کرده و اشکالات مربوط به نظریۀ وضع عام و موضوع‌له خاص را تحلیل می‌کند. در ادامه تفاوت میان اصول لفظی و اصول عملی در تشخیص مخصّص و نقش اصالةالعموم مورد بحث قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به تقریر دیدگاه آیت‌الله خویی اختصاص دارد که معیار اصلی را وحدت یا تعدد سیاق کلام می‌داند و بر اساس آن، ضابطۀ رجوع استثناء به جملات متعدد را تبیین می‌کند.

ارجاع استثناء بر جمل متعاقبه به جمیع یا به جملۀ اخیر

توضیحات:

ارجاع استثناء در جمل متعاقبه موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا مسئلۀ بازگشت استثناء به جملۀ اخیر یا همۀ جملات پیشین را مطرح می‌کند و با استناد به آیۀ قذف، نمونه‌ای قرآنی از این بحث اصولی را بررسی می‌نماید. سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره دلالت ادات استثناء و عدم ظهور آن در رجوع به همۀ جملات را تبیین کرده و اشکالات مربوط به نظریۀ وضع عام و موضوع‌له خاص را تحلیل می‌کند. در ادامه تفاوت میان اصول لفظی و اصول عملی در تشخیص مخصّص و نقش اصالةالعموم مورد بحث قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به تقریر دیدگاه آیت‌الله خویی اختصاص دارد که معیار اصلی را وحدت یا تعدد سیاق کلام می‌داند و بر اساس آن، ضابطۀ رجوع استثناء به جملات متعدد را تبیین می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارجاع استثناء بر جمل متعاقبه به جمیع یا به جملۀ اخیر

11
  • لذا همان‌طوری‌که عرض کردیم در آنجا نمی‌توانیم به اصالةالعموم تمسک کنیم؛ ولی در اینجا اصلاً در خود صلاحیت فعلی شک داریم که اصلاً این صلاحیت دارد یا ندارد؟ درست مثل اصول عملیه است؛ فرض کنید که طهارت دارید بعد یک صدایی از اینجا برمی‌خیزد، شک دارید که آیا صدای هواپیما بود یااینکه صدای چیز دیگر بود، در اینجا چه‌کار می‌کنید؟! در اینجا استصحاب عدم حدوث و محدثیت و عدم ناقضیت و امثال‌ذلک می‌کنید! بنابراین این مورد با مانحن‌فیه فرق می‌کند.

  • دیدگاه آیةالله خویی طبق تقریر علامه طهرانی

  • مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ طبق تقریری که از آقای خویی دارند، بیانی دارند که آن بیان صحیحی به‌نظر می‌رسد و بیان درستی است گرچه با آنچه که مدّنظر بود قدری تفاوت دارد. آن بیان این است که به‌طورکلی ما به سه نحو می‌توانیم قضایا را تصور کنیم:

  • نحو اوّل: قضایایی که موضوعات و محمولات آنها متفاوت است، «أکرمِ العُلماء» و «جالِسِ النَحویین» و «أطعِمِ الفُقراء»، اینها هر کدام جدا است بعد «إلاّ الفساق» می‌آید، این یک نحو است.

  • نحو دوم: قضایایی که موضوعات آنها موضوع واحدی است ولی محمولات آنها متفاوت است، فرض کنید می‌گوید: «أکرمِ العُلماءَ و أطعمِ العُلماءَ و جالِسِ العُلماء إلاّ الفُسّاق» موضوع در اینجا واحد است و محمولات تفاوت پیدا می‌کند.

  • نحو سوم: اینکه محمولات واحد است اما موضوعات تفاوت پیدا می‌کند مثل اینکه می‌گوید: «أکرِمِ العُلماء و أکِرمِ التُجّار و أکرِمِ النَحویین و أکرِمِ الفُقهاء ...»

  • ...به‌طورکلی اصلاً کاری به این قضایا نداریم. ما باید در قضیه ببینیم که آیا سیاق در جمله سیاق واحد است یا سیاق متعدد است؟ این فقط برای ما ملاک است. ما اگر این تنقیح را کردیم آن‌وقت می‌توانیم استثناء را به هر کدام از این جمل یا به تک‌تک اینها یا به مجموع اینها برگردانیم. اگر سیاق، سیاق واحد بود یعنی فرض کنید که مولا می‌گوید: «أکرِمِ العُلماءَ و النحویینَ و التُجّار» در اینجا می‌بینیم که سیاق واحد است چون بر همۀ اینها یک جمله آورده است و آن جمله را به همه تسرّی داده است؛ یعنی اکرام گفته است و آن را هم به علماء و هم به نحویون و هم به فقهاء اطلاق کرده است، سیاق در اینجا واحد می‌شود؛ ولی یک وقت می‌بینیم که سیاق متعدد است و فرق می‌کند، من‌باب‌مثال می‌گوید: «أکرِم العُلماء و أطعِمِ الفُقراء» این اصلاً به‌طورکلی دو مطلب است؛ «أکرِمِ العُلماء» یک مسئله و یک جمله است و «أطعِمِ الفُقراء» جملۀ دیگر است یا اینکه این‌طور بیان کند: «أکرِمِ العُلماء و النَحویین» و بعد بگوید: «أطعِمِ الفُقراء» اصلاً در اینجا در جملۀ مولا سکته واقع شده است و این جملۀ قبل با آن جملۀ بعد، از نقطه‌نظر سیاق تفاوت پیدا کرده است. در این مورد لاشکّ که ـ حالا اگر لاشکّ بگوییم غلط است ـ ولی ظهور قضیه بر این است که اگر منظور مولا استثنای از همه بود، دیگر تکرار عبارات در اینجا چه معنایی داشت؟! یعنی اگر می‌خواست این‌طور بگوید: «أکرِمِ العُلماء و الفُقَهاء و النَحویین» از اوّل همین‌طور می‌گفت و بعد هم می‌گفت: «إلاّ الفُسّاق منهم» چرا دیگر بگوید: «أکرِمِ العُلماء، أکرِم الفُقَهاء، أطعِمِ الفُقراء، جالِسِ النَحویین إلاّ الفُسّاق مِنهم»؟!

/ 260