
ارجاع استثناء بر جمل متعاقبه به جمیع یا به جملۀ اخیر
ارجاع استثناء در جمل متعاقبه موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا مسئلۀ بازگشت استثناء به جملۀ اخیر یا همۀ جملات پیشین را مطرح میکند و با استناد به آیۀ قذف، نمونهای قرآنی از این بحث اصولی را بررسی مینماید. سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره دلالت ادات استثناء و عدم ظهور آن در رجوع به همۀ جملات را تبیین کرده و اشکالات مربوط به نظریۀ وضع عام و موضوعله خاص را تحلیل میکند. در ادامه تفاوت میان اصول لفظی و اصول عملی در تشخیص مخصّص و نقش اصالةالعموم مورد بحث قرار میگیرد. بخش پایانی جلسه به تقریر دیدگاه آیتالله خویی اختصاص دارد که معیار اصلی را وحدت یا تعدد سیاق کلام میداند و بر اساس آن، ضابطۀ رجوع استثناء به جملات متعدد را تبیین میکند.
ارجاع استثناء بر جمل متعاقبه به جمیع یا به جملۀ اخیر
توضیحات:
ارجاع استثناء در جمل متعاقبه موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا مسئلۀ بازگشت استثناء به جملۀ اخیر یا همۀ جملات پیشین را مطرح میکند و با استناد به آیۀ قذف، نمونهای قرآنی از این بحث اصولی را بررسی مینماید. سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره دلالت ادات استثناء و عدم ظهور آن در رجوع به همۀ جملات را تبیین کرده و اشکالات مربوط به نظریۀ وضع عام و موضوعله خاص را تحلیل میکند. در ادامه تفاوت میان اصول لفظی و اصول عملی در تشخیص مخصّص و نقش اصالةالعموم مورد بحث قرار میگیرد. بخش پایانی جلسه به تقریر دیدگاه آیتالله خویی اختصاص دارد که معیار اصلی را وحدت یا تعدد سیاق کلام میداند و بر اساس آن، ضابطۀ رجوع استثناء به جملات متعدد را تبیین میکند.
ارجاع استثناء بر جمل متعاقبه به جمیع یا به جملۀ اخیر
4دیدگاه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند در اینجا مطلبی دارند؛ ایشان میفرمایند که در اینجا ما یک عموماتی داریم و لاشکّ بر اینکه ادات استثناء، ظهور در مورد اخیر را ندارند؛ بهجهت اینکه ادات استثناء برای استثناء وضع شدهاند؛ حالا سواءٌ اینکه این استثناء از جمل متعدده باشد یا جمل واحده باشد، دیگر در اینصورت فرقی نمیکند. وقتی که میگوید: «أکرِمِ العُلماءِ و جالسِ الفُقهاء و أطعِمِ النحویین إلاّ الفُسّاق»، «إلاّ» کاری ندارد به اینکه قبل از او چه بوده است و بعد از او چه خواهد بود، إلاّ میگوید: «غیر از»، همین. این «غیر از» یک معنای سِعِی و شمول ندارد یا اینکه یک معنای خاص یا بهخصوصی در اینجا نیست. عبارتی که ایشان در اینجا دارند این است که وضع این ادات عام است، ولی موضوعٌله اینها ممکن است خاص باشد یا اینکه موضوعٌله هم عام است مانند بعضی از حروف و امثالذلک. لذا إلاّ برای «استثناء» و «مگر» وضع شده است. منظور از «مگر» این نیست: «مگر این نحویون که اخیر الذکر هستند یا این نوع علماء و فقهایی که بعید الذکر هستند»، این دو در إلاّ لحاظ نشده است. واضع وقتی که إلاّ را برای استثناء جعل کرده است، برای استثناء کلی جعل کرده است؛ گرچه موضوعٌله خاص باشد.
اشکال بر نظر مرحوم آخوند
مطلبی که در اینجا نسبت به این فقرۀ اخیر از ایشان بهنظر میرسد ـ گرچه نمیتوانیم در آخر و در مبنا بحثی داشته باشیم و منحیثالمجموع باید کلام ایشان را بپذیریم؛ اما از نقطهنظر ظاهر شاید قرائنی بر ارجاع آن به همه یا بر هر یک از اخیر وجود داشته باشد ـ این است که اصلاً بهطورکلی نحویون در وضع گفتهاند که ممکن است کلمات و حروف و بهطورکلی موضوعٌله وضع عام باشد و وضع هم عام باشد یا ممکن است وضع عام باشد و موضوعٌله خاص باشد و عکس آن هم نمیشود که وضع خاص باشد و موضوعٌله عام باشد ولیکن شقّ رابعۀ آن این است که وضع خاص و موضوعٌله خاص باشد مثل اعلام و امثالذلک که این خالی از اشکال و تأمل نیست.
