
تفصیل مرحوم نائینی دربارۀ نسخ بر اساس اقسام قضایا
بررسی اشکال آیةالله خویی
در این جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای مرحوم نائینی در مسئلۀ نسخ میپردازد. محور اصلی بحث، تفکیک میان قضایای خارجیه، قضایای حقیقیه موقته و قضایای حقیقیه مطلقه و تأثیر این تقسیمبندی در امکان یا امتناع نسخ پیش از وقت عمل است. مرحوم نائینی با تکیه بر حکمت شارع و علم الهی، نسخ را در قضایای خارجیه و موقته ممتنع دانسته و تنها در قضایای حقیقیه مطلقه امکان آن را مطرح میکند. در ادامه، اشکال آیةالله خویی بر این نظریه بررسی میشود؛ اشکالی که بر پایه عدم تفاوت واقعی میان قضیۀ حقیقیه موقته و حقیقیه مطلقه بنا شده است. همچنین مباحثی همچون تفاوت مولای عرفی و مولای حقیقی، نقش علم الهی در جعل احکام، مفهوم لغویت در خطاب شارع، حقیقت نسخ پیش از وقت عمل و تحلیل احکام حقیقی و ظاهری مورد واکاوی قرار میگیرد. این درس از مباحث بنیادین اصول فقه در فهم نسبت میان نسخ، تخصیص و اقسام قضایا به شمار میرود.
تفصیل مرحوم نائینی دربارۀ نسخ بر اساس اقسام قضایا
4با توجه به این قضیه دیگر چه معنا دارد که مولا چنین حکمی را القاء کند و بعد نسخ کند؟! معنا ندارد چون لغو است. بناءًعلیٰهذا حالا ما میخواهیم در قضایای حقیقیۀ موقته بگوییم که منبابمثال یک ساعت به ظهر است و مولا حکم بر وجوب صلوة عند الزوال میکند، حالا فرض ما بر این است که قبل از زوال هنوز وقت عمل به این امر نیامده است. وقتی که هنوز وقت عمل نیامده است چه فرق میکند که یک ساعت مانده باشد بر اینکه این موضوع در خارج تحقق پیدا کند یا ده سال مانده باشد؟! این چه فرق میکند؟! وقتی که ما قضیه را حقیقیه بدانیم که هنوز موضوع در خارج تحقق پیدا نکرده است؛ یعنی اعم است از اینکه تحقق پیدا کرده باشد یا نکرده باشد، یعنی غیر از قضایای خارجیه است که افرادش در خارج هستند، مثل أکرم علمایی که در مدرسۀ فیضیه هستند؛ موضوعات در خارج هستند متعلق آن در خارج هست؛ اما قضایای حقیقیه منبابمثال «أکرم العلماء»، سواءٌ افراد و موضوعاتش در خارج باشند یا در خارج نباشند. حالا در چنین قضیۀ حقیقیه که موضوعش توسعه پیدا کرده است از خارج و از ذهن، موجودة و مفقودة، بالفعلیة و بالاِستعداد و بالقوة، وقتی که موضوع ما در قضایای حقیقیه اعمّ از فعلیت و عدمالفعلیة است، دیگر در عدمالفعلیة چه فرقی میکند بین یک ساعت و ده سال؟! چطور شما در قضایای حقیقیه جایز میدانید که مولا حکمی را بر موضوعی حمل کند؛ درحالیکه هنوز آن موضوع وجود خارجی ندارد؛ مثلاً ده سال دیگر وجود خارجی پیدا میکند یا سال دیگر وجود خارجی پیدا میکند؛ اما در قضیۀ حقیقیۀ موقته که قبل از زوال باشد میگویید که اشکال دارد؟! فرض کنید که اگر مولا دو ساعت به ظهر یک امری کند، یک ساعت به ظهر میتواند نسخ کند، چه فرق میکند؟! وقتی هنوز موضوع تحقق خارجی ندارد، در عدم لا تَمایزَ بین الأعدامِ و لا اِختلافَ بَین الأعدام؛ أعدام، أعدام است عدم زیدِ الآن، با زیدی که ده سال دیگر هم وجود پیدا نمیکند چه فرقی میکند؟! عدم، عدم است. حکمی که شما براساس عدم بار میکنید و از عدم انتزاع میکنید، چه عدم لحظهای باشد یا عدم استدامهای باشد، هیچ فرقی در اینجا و در اینصورت ندارد. این به عدم الاختلاف در قضیۀ حقیقیه و قضیۀ حقیقیۀ موقته مربوط میشود؛ یعنی در قضیۀ حقیقیۀ مطلقه و حقیقیۀ موقته.
