اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفصیل مرحوم نائینی دربارۀ نسخ بر اساس اقسام قضایا

بررسی اشکال آیةالله خویی

0
اصول
اصول

در این جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای مرحوم نائینی در مسئلۀ نسخ می‌پردازد. محور اصلی بحث، تفکیک میان قضایای خارجیه، قضایای حقیقیه موقته و قضایای حقیقیه مطلقه و تأثیر این تقسیم‌بندی در امکان یا امتناع نسخ پیش از وقت عمل است. مرحوم نائینی با تکیه بر حکمت شارع و علم الهی، نسخ را در قضایای خارجیه و موقته ممتنع دانسته و تنها در قضایای حقیقیه مطلقه امکان آن را مطرح می‌کند. در ادامه، اشکال آیةالله خویی بر این نظریه بررسی می‌شود؛ اشکالی که بر پایه عدم تفاوت واقعی میان قضیۀ حقیقیه موقته و حقیقیه مطلقه بنا شده است. همچنین مباحثی همچون تفاوت مولای عرفی و مولای حقیقی، نقش علم الهی در جعل احکام، مفهوم لغویت در خطاب شارع، حقیقت نسخ پیش از وقت عمل و تحلیل احکام حقیقی و ظاهری مورد واکاوی قرار می‌گیرد. این درس از مباحث بنیادین اصول فقه در فهم نسبت میان نسخ، تخصیص و اقسام قضایا به شمار می‌رود.

تفصیل مرحوم نائینی دربارۀ نسخ بر اساس اقسام قضایا

7
  • اقسام قضایای موقته

  • ولی در همۀ قضایا در واقع نگاه کنید همه‌اش موقته هستند الاّ اینکه یکی از اینها موقت قریب است، فرض کنید که دو ساعت دیگر وقتش می‌رسد و یک وقت موقت بعید است و من‌باب‌مثال تا ده سال دیگر هم وقتش نمی‌رسد این باعث تفاوت در اینجا نمی‌شود.

  • بنابراین مرحوم آقای خوئی می‌فرمایند که اگر وجوب حقیقی باشد، آن دیگر از مولای حکیم بعید است که حکمی را واقعاً بداند بر یک موضوعی تعلّق گرفته و بعداً بیاید بردارد. پس یا اطلاع اوّلش غلط است یا اطلاع دومش غلط است؛ چون وجوب حقیقی معنا ندارد. اگر وجوب ظاهری مثل تقیه و امثال‌ذلک باشد، نسخ در اینجا معنا دارد و اشکال ندارد الاّ اینکه کسی این را در اینجا نسخ نمی‌داند؛ وقتی حکمی را به‌عنوان وجوب ظاهری بگویند بعد، قبل از وقت عمل، آن وجوب را بردارند [نسخ] در اینجا معنا ندارد.

  • اشکال به آیةالله خویی

  • ما می‌توانیم این اشکال را به آقای خوئی وارد کنیم که در خود وجوب ظاهری هم این مسئله هست؛ چون یا اینکه بالأخره مولا اطلاع دارد بر اینکه زمینه برای تعلّق حکم واقع می‌شود یا اطلاع ندارد، اگر اطلاع نداشته باشد غلط است. درهرصورت بیان ایشان این است که اگر شرایط برای بیان تحقق آن موضوع مهیا نباشد مولای حکیم الاّ در یک مورد و آن موردی باشد که غرض مولا ارتداع مکلف از اتیان این عمل باشد یعنی گرچه شرایط آماده نشده است؛ اما به‌عنوان‌مثال «إن قَتَلتَ نَفساً قَتَلتُکَ اگر می‌کشتی می‌کشتمت» اینکه کسی را نکشته است، منظور مولا از القاء این حکم این است که این شخص کفّ نفس در محرمات کند و بخواهد محرمات را ترک کند، نه اینکه این واقعاً موضوع برای این باشد و دارد او را نهی می‌کند از اینکه حرمتی بخواهد در خارج انجام بگیرد.

  • البته در اینجا هم جای صحبت و جای مطلب هست و آن اینکه مولایی که این حکم را می‌کند به‌لحاظ حوادث آینده و استقبال این حکم را می‌کند یعنی اگر شرایط تحقق موضوع برای این مکلف آماده نباشد «إن قَتَلتَ نَفساً قَتَلتُکَ» دیگر چه معنا دارد؟! دیگر ارتداع چه معنا دارد؟! ارتداع مکلف و کفّ نفس مکلف از محرمات در صورتی است که شرایط آماده باشد والاّ باز در اینجا این اشکال پیش می‌آید و این قضیه هم داخل در اشکال به مرحوم نائینی در اینجا قرار می‌گیرد که زمینه برای وجود موضوع به‌عنوان قضیۀ حقیقیه اگر وجود نداشته باشد دیگر در اینجا ردع یا امر مولا در این‌صورت لغو خواهد بود؛ مولا امری بکند بعداً آن امر را پس بگیرد، چون اگر وجوب حقیقی مورد نظر است که مولا می‌داند شرایط چنین موضوعی پیدا نخواهد شد اگر وجود ظاهری مورد نظر است ـ بنا بر فرمایش آقایان ـ که اینها این را نسخ نمی‌دانند درست شد؟! این کلام مرحوم آقای خوئی بود.