اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ورود عام بعد از وقت عمل به خاص

0
اصول
اصول

در این جلسه از مباحث عام و خاص، استاد به بررسی مسئلۀ ورود عام پس از وقت عمل به خاص می‌پردازند و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در ترجیح تخصیص بر نسخ به‌واسطۀ کثرت تخصیص را نقد می‌کنند. سپس نظریۀ آیت‌الله خویی درباره تقدیم عموم وضعی بر اطلاق دلیل خاص و نیز دیدگاه مرحوم نائینی در نفی اطلاق از دلیل خاص و ابتنای استمرار حکم بر استصحاب مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در ادامه، اشکال خلط میان متعلّق حکم و استمرار حکم تبیین شده و ملاک واقعی ترجیح میان عام و خاص در عالم ثبوت بررسی می‌شود. استاد در نهایت بر این نکته تأکید می‌کنند که تقدّم و تأخّر زمانیِ عام و خاص در عالم اثبات نقشی در ترجیح ندارد و معیار اصلی، اقوائیت ظهور یکی از دو دلیل در مقام ثبوت است.

ورود عام بعد از وقت عمل به خاص

4
  • البته این اطلاقی است که آقایان به این اطلاق قائل‌اند و اما آن اطلاقی که ما به آن معتقد هستیم همان‌طوری‌که عرض شد تفاوتی با عموم ندارد الاّ از حیث کیفیت بیان؛ یعنی به همان مرتبه‌ای که عموم به دلالت وضعی خودش ظهور در افراد و متعلّقین خودش دارد به همان اقوائیت و ظهور، نه کم و زیاد، اطلاق هم بالنسبه به متعلّق خودش بیان و حجت و دلیل دارد؛ ولی در اینجا بین دلالت دلیل خاص به دلالت اطلاقی بر استمرار حکم خاص و دلالت عام به دلالت وضعی بر متعلّق خلط شده است، چه ربطی به ‌هم دارند؟! عام به ‌دلالت وضعی بر متعلّق‌های خود دلالت دارد که متعلّق‌هایش عبارت‌اند از زید، عمرو، بکر، خالد، تقی، نقی و امثال‌ذلک. من‌باب‌مثال «لا تکرم العلماء» به دلالت وضعی بر همۀ علما دلالت می‌کند، زید، عمرو، بکر، خالد، تقی، نقی و امثال‌ذلک؛ خاص هم بر زید دلالت می‌کند که می‌گوییم «أکرم زیداً العالم»، آیا خود این دلیل خاص بر متعلّق خودش هم در اینجا اطلاق دارد یا نص دارد و دلالت وضعیه دارد؟! وقتی که می‌گویم: «أکرم زیداً» من در اینجا به‌صراحت زید را بیان کردم، وقتی که می‌گویم: «لا تکرم العلماء» این دلالت وضعیه بر همۀ افراد دارد، این به آن چه ربطی دارد؟! آن دلالت وضعیه بر همۀ افراد دارد، این دلالت تصریحیۀ بر متعلّق خودش دارد، اطلاق کجاست؟! اطلاق در استمرار حکم است نه در متعلّق حکم. اطلاق در زید نیست؛ بلکه در استمرار حکم اکرام در همۀ ازمنه است و این چه ربطی به آن دارد؟! اینکه دلالت خاص بر استمرار حکم خاص به اطلاق است، این چه تعارضی بر دلالت عام به دلالت وضعی بر متعلّقین خود دارد؟! آن «أکرم العلماء» به دلالت وضعیه بر همۀ افراد عادل دلالت می‌کند، بسیارخوب دلالت کند؛ حالا ما باید ببینیم آن علمائی که بر همۀ افراد دلالت می‌کند دلالت و ظهورش بر افرادش اقواست یا دلالت «أکرم زیداً» اقواست؟ «أکرم زیداً» اقواست دیگر. این یک مسئله است که اصلاً این دوتا ربطی به‌هم دیگر ندارند.