
ورود عام بعد از وقت عمل به خاص
در این جلسه از مباحث عام و خاص، استاد به بررسی مسئلۀ ورود عام پس از وقت عمل به خاص میپردازند و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در ترجیح تخصیص بر نسخ بهواسطۀ کثرت تخصیص را نقد میکنند. سپس نظریۀ آیتالله خویی درباره تقدیم عموم وضعی بر اطلاق دلیل خاص و نیز دیدگاه مرحوم نائینی در نفی اطلاق از دلیل خاص و ابتنای استمرار حکم بر استصحاب مورد ارزیابی قرار میگیرد. در ادامه، اشکال خلط میان متعلّق حکم و استمرار حکم تبیین شده و ملاک واقعی ترجیح میان عام و خاص در عالم ثبوت بررسی میشود. استاد در نهایت بر این نکته تأکید میکنند که تقدّم و تأخّر زمانیِ عام و خاص در عالم اثبات نقشی در ترجیح ندارد و معیار اصلی، اقوائیت ظهور یکی از دو دلیل در مقام ثبوت است.
ورود عام بعد از وقت عمل به خاص
5اشکال در جانمایی تعارض
مسئلۀ دوم این است که آیا این خاص به اطلاق ـ نه به زید ـ دلالت بر اکرام دارد؟ آیا به اکرام دلالت اطلاقی دارد؟ «أکرم العلماء» به چه دلالتی دلالت دارد بر...
...[در «لا تُکرم العلماء»]؛ «لا تُکرم العلماء غداً» و «لا تُکرم العلماء بعد بُکرة» به قول عربها پسفردا، «لا تکرم العلماء سه روز دیگر» که نخوابیده است گفته: «لا تکرم العلماء». شما به دلالت اطلاقی استمرار حکم عام را میفهمید، آیا این هم بهصورت وضعی است؟! این دیگر وضعی نیست این اطلاقی است؛ پس تعارض در اینجا بین دو اطلاق واقع میشود. اینطور نیست که تعارض بین دلالت وضعی عام و اطلاق دلیل خاص واقع شود؛ تعارض بین دو اطلاق است یکی تعارض بین اطلاق دلیل خاص است مثل أکرم زیداً بالنسبة إلی هذا الیوم، بالنسبه إلی فردا، بالنسبه إلی پسفردا و بالنسبه إلی ازمنة الآتیه، این یک اطلاق، و بین اطلاق لا تکرم جمیع العلماء بالنسبة إلی هذا الیوم، بالنسبه إلی فردا و پسفردا و بقیة ازمنه، بین اینها تعارض میافتد. اینطور نیست که تعارض بین اطلاق استمرار حکم خاص و عمومیت عام بالنسبه به افراد باشد، این چه ربطی به آن دارد؟! اگر شما تعارض را بین دلیل خاص بالنسبه به متعلّق و دلیل عام میبینید خُب خاص اقواست؛ این میگوید: «أکرم زیداً»، او میگوید: «لا تکرم العلماء» خُب قطعاً این بر آن اقواست. اگر شما تعارض را در دو اطلاق در آنجا میبینید؛ بین دو اطلاق تعارض است؛ یعنی اطلاق «أکرم زیداً» بالنسبه به جمیع ازمنه، اطلاق «لا تکرم العلماء» بالنسبه به جمیع ازمنه، اگر اینطور میبینید باز در اینجا این دلیل خاص اقواست، چرا؟ چون ظهور اطلاقی که آن اطلاق، معلول برای متعلّق خاص باشد، این اطلاق اقوائیت در ظهور دارد بالنسبه به اطلاقی که متعلّق آن عام است. این یک امر واضح است. این از نقطهنظر فنی.
بنابراین این کلام که تعارض بین اطلاق و وضع است و لذا ما نسخ را بر تخصیص غلبه میدهیم و عام وارد بر دلیل خاص است، غیر موجه مینماید.
