
ورود عام بعد از وقت عمل به خاص
در این جلسه از مباحث عام و خاص، استاد به بررسی مسئلۀ ورود عام پس از وقت عمل به خاص میپردازند و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در ترجیح تخصیص بر نسخ بهواسطۀ کثرت تخصیص را نقد میکنند. سپس نظریۀ آیتالله خویی درباره تقدیم عموم وضعی بر اطلاق دلیل خاص و نیز دیدگاه مرحوم نائینی در نفی اطلاق از دلیل خاص و ابتنای استمرار حکم بر استصحاب مورد ارزیابی قرار میگیرد. در ادامه، اشکال خلط میان متعلّق حکم و استمرار حکم تبیین شده و ملاک واقعی ترجیح میان عام و خاص در عالم ثبوت بررسی میشود. استاد در نهایت بر این نکته تأکید میکنند که تقدّم و تأخّر زمانیِ عام و خاص در عالم اثبات نقشی در ترجیح ندارد و معیار اصلی، اقوائیت ظهور یکی از دو دلیل در مقام ثبوت است.
ورود عام بعد از وقت عمل به خاص
7ایشان در اینجا میگویند که پس ما استمرار را از کجا میفهمیم؟! ـ بالأخره این «لا تَشرب الخَمر» استمرار دارد دیگر ـ از استصحاب میفهمیم؛ یعنی با استصحاب دلیل خاص استمرار را میفهمیم که آیا در آنِ بعد این حکم هست یا نه؟ استصحاب حکم را میکنیم، آیا در آنِ ثالث هم این حکم حرمت هست یا نه؟ استصحاب میکنیم. وقتی که استصحاب کردیم [کسی میگوید:] استصحاب دلیلٌ حیثَ لا دلیل. وقتی که ما در آنجا عام داریم این عام ما در آنجا خودش دلیل است و استصحاب در جایی است که دلیل نداشته باشیم؛ پس باید در اینجا نسخ را بر تخصیص مقدّم کنیم.
پاسخ به بیان مرحوم نائینی
جوابی که به این داده شده این است که استمرار فقط اختصاص به این ندارد تا شما از راه استصحاب وارد شوید، بلکه شما در اینجا از جای دیگر متوجه میشوید و آن این است که همانطوریکه موضوع در قضیۀ ما از نقطهنظر افراد و از نقطهنظر تشخّصات مکانیه، مطلق است؛ وقتی که میگوید: «لا تَشرب الخَمر»؛ یعنی «لا تَشرب الخَمر» اگر رنگش سفید باشد، «لا تَشرب الخَمر» اگر رنگش قرمز باشد، چون نسبت به اینها مطلق است، «لا تَشرب الخَمر» اگر رنگش سبز باشد، «لا تَشرب الخَمر» اگر رنگش زرد باشد، خصوصیات افرادیه در دلالت دلیل در اینجا ملغاء است، همینطور «لا تَشرب الخَمر فی هذا الغرفة»، «لا تَشرب الخَمر فی الشارع»، «لا تَشرب الخَمر فی المسجد»، این دلالت دلیل بالنسبه به خصوصیت مکانیه هم اطلاق دارد. وقتی که اینطور است در موضوع ما خصوصیات زمانیه هم ملغاء میشود؛ یعنی فقط خصوصیات فردیه و خصوصیات مکانیه الغاء نمیشوند؛ بلکه خصوصیات زمانی هم ملغاء است. «لا تَشرب الخَمر فی هذا الیوم»، «لا تَشرب الخَمر غداً»، «لا تَشرب الخَمر بعد البُکرة» و امثالذلک تمام اینها خصوصیات زمانیای است که در دلالت این دلیل الغاء میشوند. پس ما دیگر در اینجا اصلاً نیاز به استصحاب نداریم تا شما بگویید که استصحاب دلیلٌ حیث لا دلیل، پس در جایی که دلیل به ظهور خودش آمد و بر استصحاب حاکم شد، استصحاب کنار میرود. ما در اینجا اطلاق داریم و این اطلاق بهجای خودش محفوظ است. حالا که در اینجا اطلاق داریم، آن عمومات ـ طبق همان بیانی که مرحوم آقای خوئی فرمودهاند ـ میآید و به عموم خودش اطلاق این دلیل خاص را کنار میزند که البته عرض کردیم این غیر موجّه است. این یک مطلب بود.
