اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنى بداء و حقيقت قضاى كلى

0
اصول
اصول

بداء و قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا معنای بداء را به‌عنوان «ظهور بعد از خفا» بررسی می‌کند و سپس این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا بداء دربارۀ خداوند به معنای ظهور امر جدید است یا باید آن را به معنای ابداء و اظهار برای مخلوقات فهمید. در ادامه رابطۀ مشیت الهی با قضاهای کلی، نقش اعمال انسان در تحقق تقدیرات، و چگونگی تأثیر صدقه، دعا و سایر افعال در تغییر سرنوشت ظاهری تبیین می‌شود. استاد با نقد برخی تقریرات رایج، مسئلۀ علم فعلی و علم ذاتی خداوند را نیز بررسی می‌کند و نسبت آن را با بداء توضیح می‌دهد. بحث در پایان به نمونه‌های مطرح‌شده دربارۀ بداء در مسئلۀ امامت و تحلیل روایات مربوط به حضرت اسماعیل، امام کاظم و سایر ائمه علیهم‌السلام می‌رسد و زمینه را برای مباحث عمیق‌تر جلسات بعد فراهم می‌کند.

معنى بداء و حقيقت قضاى كلى

5
  • مدخلیت قضای کلی الهی در تحقق قضایا در عالم امکان

  • همین‌طور در تحقق قضایا در عالم امکان هم قضای کلّی الهی قطعاً مدخلیّت دارد؛ یعنی قضای کلّی الهی می‌آید و موضوع را معیّن می‌کند و وقتی که موضوع را معیّن کرد احکام مترتّب بر او را در عالم تکوین متعیّن می‌کند نه در عالم تشریع؛ یعنی یک موضوع با این خصوصیّت این قضاء بر آن حاکم است، حالا این موضوع با خصوصیّت دیگر قضای دیگری بر آن حاکم است؛ مثلاً صاحب‌دلی می‌آید می‌نشیند و دلش می‌سوزد، حال این دل سوختن هم از کجا می‌آید؟! آن‌هم براساس یک قضاء کلّی الهی است که باید بیاید و دلش بسوزد؛ چون ممکن است هزار بار هم صاحب‌دل بیاید و دلش نسوزد و همین‌طور بیر بیر نگاه کند و طرف هم بمیرد، آن‌هم یک قضا دارد. اینکه الآن دلش می‌سوزد براساس یک قضای کلّی الهی است، اینکه در آنجا دلش نمی‌سوزد براساس یک قضای کلّی الهی است، حالا چرا در آنجا دلش می‌سوزد و چه مسائلی بوده است؟ این را دیگر نمی‌دانیم. چرا دلش نمی‌سوزد و چه مسائلی بوده است؟! ما دیگر نمی‌دانیم. بنابراین اینکه او این حمد را می‌خواند طبق قضاء کلّی الهی است که اگر حمد در این شرایط خوانده شود مؤثّر واقع می‌شود، این هم می‌شود یک قضاء کلّی الهی. بنابراین در تصادم بین قضاهای کلّی الهی است که مشیّت الهی در قوالب امکان و تعیّنات جاری می‌شود و آن قضا را به‌صورت قدر در این عالم ایجاد می‌کند.

  • تلمیذ: پس مشیّت حق بی ‌رنگ، بی‌ قالب و بی‌ مثال است حقیقت وجود آن است که در قوالب مادّیات شکل می‌گیرد، مشیّت هم هیچ رنگ و بویی ندارد و می‌آید در قوالب قَدَر شکل می‌گیرد در این‌صورت منافاتی با قضای هم دیگر ندارد.

  • استاد: خود همان قَدَر مگر خارج از مشیّت او است؟!

  • تلمیذ: نه خارج نیست.

  • استاد: یعنی همان مشیّت او است که قضا را به این کیفیّت در می‌آورد؛ یعنی شما می‌گویید که قضای کلّی آمده به‌صورت تعیّن درآمده و بعد مُهر مشیّت می‌آید و به آن می‌خورد، او از کجا آمده است؟! اینکه الآن این قضا می‌آید و با این تصادم می‌کند، این مگر خارج از چارچوب مشیّت آمده و تصادم کرده است؟! مشیّت اوّل آمده و این قضا را آورده است اینجا که آمد یک‌دفعه [یک] قضا هم از اینجا آمد و این دوتا باهم برخورد کردند، حالا باید ببینیم که آیا این زورش می‌چربد یا این یکی زورش می‌چربد؟ من‌باب‌مثال صدقه به فقیر داده و خیلی دل فقیر را خوشحال کرده است ولی از آن‌طرف اهانت به پدر و مادر کرده است اما آن‌چنان اهانتی نبوده که حالا فرض کنید ریشه‌اش را بزند، در اینجا آن صدقه می‌آید بر این قضای کلّی می‌چربد.