
علم ذات حقّ به مخلوقات
و مقایسۀ تثلیث با وحدت وجود
علم خداوند به مخلوقات محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را با تبیین حقیقت علم و تفاوت علم حصولی و علم حضوری آغاز میکند و سپس نشان میدهد که همۀ موجودات بهسبب رابطۀ علّی و قیّومی خود، نزد پروردگار حضور عینی و حضوری دارند. در ادامه با استناد به آیات مختلف قرآن، احاطۀ علمی و قیّومیت خداوند نسبت به همۀ اشیا، حتی حوادث آینده و امور غیبی، بررسی میشود. استاد سپس آیاتی مانند ﴿ما یکون من نجوی ثلاثة﴾ را در توضیح معیت الهی و وحدت وجودی تحلیل میکند و از همین مسیر به نقد دیدگاه تثلیث در مسیحیت میپردازد و تفاوت آن را با وحدت وجود توضیح میدهد. حاصل بحث این است که هیچ موجودی از حیطۀ علم الهی خارج نیست و همۀ اشیا پیش از ظهور در عالم ماده، نزد حق تعالی حضور عینی و علمی دارند.
علم ذات حقّ به مخلوقات
توضیحات:
علم خداوند به مخلوقات محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را با تبیین حقیقت علم و تفاوت علم حصولی و علم حضوری آغاز میکند و سپس نشان میدهد که همۀ موجودات بهسبب رابطۀ علّی و قیّومی خود، نزد پروردگار حضور عینی و حضوری دارند. در ادامه با استناد به آیات مختلف قرآن، احاطۀ علمی و قیّومیت خداوند نسبت به همۀ اشیا، حتی حوادث آینده و امور غیبی، بررسی میشود. استاد سپس آیاتی مانند ﴿ما یکون من نجوی ثلاثة﴾ را در توضیح معیت الهی و وحدت وجودی تحلیل میکند و از همین مسیر به نقد دیدگاه تثلیث در مسیحیت میپردازد و تفاوت آن را با وحدت وجود توضیح میدهد. حاصل بحث این است که هیچ موجودی از حیطۀ علم الهی خارج نیست و همۀ اشیا پیش از ظهور در عالم ماده، نزد حق تعالی حضور عینی و علمی دارند.
علم ذات حقّ به مخلوقات
8پس اگر بخواهیم معنای این آیه را درست کنیم، نمیتوانیم رفع اشکال در اینها کنیم، اینها در مقابل همدیگر هستند؛ همانطور که بنده در مقابل ایشان و ایشان در مقابل ایشان هست، کثرات در مقابل همدیگر هستند، آن واحدی که با همۀ این کثرات مستقلاً جمع میشود باید واحد بالصرافه باشد و واحد بالصرافه، آن واحدی است که با تمام آن عالم تعیّنات و با تمام مظاهر قیّومیت دارد، آن واحد بالصرافه دیگر نمیتواند حد بردارد چون اگر حد بردارد دیگر نمیتواند با این باشد پس واحد بالصرافه واحد بیحدّ است و این همان معنای وحدت وجود و موجود است که در این آیه استفاده میشود.1 منظور بیان این آیه در اینجا استفادۀ علمی بود؛ اینکه حضور عینی حضرت حق و قیّومیت با اشیاء، حضور علمی او است و این حضور علمی عبارت است از این حضوری که اشیاء پیش پروردگار متعال دارند، این یک آیه بود.
آیات دالّ بر غایب نبودن اشیاء از ذات پروردگار
آیۀ دیگری که در اینجا است و ما روی بحث عدم غیبوبیت اشیاء از ذات پروردگار میرویم و از اینجا وارد این بحث میشویم،
آیۀ ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾
یکی آیۀ شریفۀ ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾2 است، خداوند متعال اوّل است و آخر، اوّلیت و آخریّت یعنی چه؟ آیا اوّلیت وجود بگیریم و آخریّتِ او بگیریم؟ یا اوّلیتِ نشئات بگیریم و آخریتِ نشئات بگیریم که عالم کثرات است؟! هرچه بخواهیم بگیریم، اوّل خلق و آخر خلق، پروردگار متعال است؛ یعنی الآن پروردگار متعال اوّلیت و آخریّت، ابدیت و اَزَلیت است, آیا میتوانیم بگوییم که الآن ابدیت برای پروردگار متعال است درحالیکه هنوز ابدیتی تحقق خارجی ندارند؟! آیا میتوانیم چنین حرفی بزنیم؟! آیا میتوانیم بگوییم که آخر او است درحالیکه هنوز آخری نیامده است؟! چطور ما میتوانیم بگوییم که آخر او است؟! آیا میتوانیم بگوییم که اوّل خلق او است و آخر خلق هم او است؟! درحالیکه هنوز او نیامده است، هنوز خلقی نیامده است چیزی هنوز نیامده است تا اینکه او باشد. اگر بیاید او است، درحالیکه میگوییم: الآن او است؛ هُوَ الأوّل، الآن بهاصطلاح اینطور است.
- جهت اطلاع بیشتر به الله شناسى، ج 3، ص 188 رجوع شود.
- سوره حدید (57) آیه 3. افق وحى، ص 66:
«اوست اوّل و آخر، و ظاهر و باطن (پيدا و پنهان) و او به هر چيز داناست.»
