
محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء
حقیقت نسخ و نسبت آن با بداء در تشریع و تکوین موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه رایج درباره نسخ را بررسی میکند و توضیح میدهد که نسخ به معنای ابطال حکمی که از ابتدا برای همیشه جعل شده باشد نیست، بلکه با تغییر موضوع و شرایط، حکم نیز دگرگون میشود. سپس با مثالهایی مانند احکام سبق و رمایه، قبله، بیع خون و برخی احکام اجتماعی نشان میدهد که تغییر موضوع چگونه منشأ تغییر حکم میشود. در ادامه، ارتباط این بحث با مسئله بداء مطرح میشود و نسبت میان نسخ در عالم تشریع و بداء در عالم تکوین بررسی میگردد. استاد همچنین مسیر پژوهش در مسئله بداء را در سه محور آیات قرآن، روایات و مباحث عقلی ترسیم میکند و جایگاه قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان را در این چارچوب توضیح میدهد. حاصل بحث، ارائه تصویری منسجم از معنای نسخ و بداء و رفع برخی برداشتهای نادرست درباره این دو مفهوم است.
محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء
11تلمیذ: ولو به اندازۀ کُر نشود؟!
استاد: ولو به اندازۀ کُر نشود! چون این برای تبدّل ظروف است که این ظرف، داخل در ظرف دیگر بشود یا نشود، تا وقتی که در ظرف دیگر داخل نشود، نمیتوانیم بگوییم که [پاک است] اما اگر این ظرف را در حوض ریختید آنوقت میتوانید از آب حوض بخورید و اشکالی ندارد، این برای جنبۀ استحاله است که بهطورکلی این آب در آب دیگر مستحیل میشود.
حالا این یک مطلب است، اگر ببینم که واقعاً این عذرۀ انسان یا بهطورکلی هر عذرۀ نجس العینی یا عذرۀ نجسی استحاله شود؛ منبابمثال این را به آزمایشگاه بیاورند و این عذره را آزمایش کنند، همانطور که نفت را در آزمایشگاه میریزند و دهها مورد از آن میگیرند و هر حرارتی که میدهند مقداری از این نفت تبخیر میشود و یک جرم خاصی را تشکیل میدهد، منبابمثال وازلین میشود، نایلون درست میکنند مواد نایلونجات درست میکنند، مواد شیمیایی درست میکنند و امثالذلک. عجیب است که در هر مرتبهای، مادهای از این نفت استخراج میکنند، حالا آیا شما به وازلین یا منبابمثال به مادهای که از نفت میگیرند مثل پارافین، نفت میگویید؟! دیگر نفت نیست! این پارافین است, منبابمثال این وازلین است، منبابمثال یک اسم دیگری دارد، فرض کنید پیویسی است، حالا مادۀ پلاستیک است, این را از این استخراج میکنند، این دیگر آن نیست و خاصیت آن را ندارد؛ بلکه خودش خاصیت جدایی دارد. اگر عذرۀ انسان را یک پالایشگاهی مانند پالایشگاهی که نفت را پالایش ـ پالایش یعنی تجزیه ـ میکند تجزیه کند و فرض کنید ویتامین E آن را جدا کند، ویتامین A را جدا کند، مواد قندی را جدا کند، مواد نشاستهای را جدا کند و امثالذلک، تمام اینها همان چیزی است که از حضرتعالی آمده است و تبدیل به این مواد شده است و دیگر به آن عذره نمیگویند! اینها عذره نیستند.
اللهم صَلّ عَلیٰ محمدٍ و آل محمد
