
محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء
حقیقت نسخ و نسبت آن با بداء در تشریع و تکوین موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه رایج درباره نسخ را بررسی میکند و توضیح میدهد که نسخ به معنای ابطال حکمی که از ابتدا برای همیشه جعل شده باشد نیست، بلکه با تغییر موضوع و شرایط، حکم نیز دگرگون میشود. سپس با مثالهایی مانند احکام سبق و رمایه، قبله، بیع خون و برخی احکام اجتماعی نشان میدهد که تغییر موضوع چگونه منشأ تغییر حکم میشود. در ادامه، ارتباط این بحث با مسئله بداء مطرح میشود و نسبت میان نسخ در عالم تشریع و بداء در عالم تکوین بررسی میگردد. استاد همچنین مسیر پژوهش در مسئله بداء را در سه محور آیات قرآن، روایات و مباحث عقلی ترسیم میکند و جایگاه قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان را در این چارچوب توضیح میدهد. حاصل بحث، ارائه تصویری منسجم از معنای نسخ و بداء و رفع برخی برداشتهای نادرست درباره این دو مفهوم است.
محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء
7ارتباط بحث نسخ به مسئلۀ بداء
بهدنبال این مطلب بحث به اینجا کشیده شد که مسئلۀ بداء در اینجا چطور میشود؟ مسئلۀ نسخ را به مسئلۀ بداء مُرتبط کرده و گفتهاند که چنانچه در قضیۀ نسخ ابطال یک حکم یا ظهور اَمَد یک حکم است، در قضیۀ بداء هم آن عبارت است از ابطال یک حکم تکوینی یا ظهور اَمَد یک حکم تکوینی و خلاف آن پیش راعی و مکلف و انسان. گفتهاند که همانطوری که نسخ عبارت است از تبدّل یک حکم در عالم تشریع، بداء عبارت است از تبدّل یک حکم در عالم تکوین.
روایات بداء دربارۀ برخی از ائمه علیهمالسلام
و لذا روایاتی هم در این زمینه ذکر شدهاند مثل روایات مربوط به اسماعیل بن جعفر الصادق،1 روایات مربوط به حضرت محمد فرزند امام هادی علیهالسّلام2 و همینطور روایات دیگر. ممکن است چنین مسئلهای در مورد حضرت علی بن الحسین الأکبر با حضرت علی بن الحسین سجاد علیهمالسّلام به همین کیفیت باشد؛ چون از بعضی از روایت و از بعضی از السنۀ احادیث این مسئله استفاده میشود که حضرت علی بن الحسین الأکبر قطعاً از حضرت سجاد بزرگتر بودند3 و در این هیچ شکی نیست همانطوری که در بعضی موارد میشنویم که [ایشان] هیجده ساله بودند و یا چیز بودند، نهخیر! اینها صحت ندارد. حضرت سجاد علیهالسّلام قطعاً در کربلا بیست و چند سال سن داشتند و فرزند ایشان حضرت امام محمد باقر علیهالسّلام پنجساله بود که در کربلا هم حضور داشت و قطعاً حضرت علی اکبر بزرگتر از حضرت سجاد است و ادلّۀ تاریخی بر این مسئله هست و حتی به حضرت امام سجاد، علیٌ الاوسط میگفتند؛ علیٌ الأکبر و علیٌ الاوسط و علیٌ الأصغر و عنوان اوسط برای حضرت سجاد بوده است. و در آن صحبتی که معاویه با شخصی کرده است که در تاریخ هم هست [از او میپرسند که] بهترین فرد را برای خلافت بعد از خودت چه شخصی میدانی؟ او میگوید که چرا میگویید بعد از خودم؟ اصلاً بگویید بهترین شخص برای خلافت الآن چه کسی است؟ میگوید که علی بن الحسین الآن بهترین شخص است هم از نظر عقل و سیاست و هم از نظر جمال و بهاء و هم از نظر شرافت و امثالذلک.4 این نشان میدهد که او نمیخواهد پسر وسط امام حسین علیهالسّلام را معرفی میکند، قطعاً حضرت علی اکبر در آن موقع سنشان به نظر میرسد حتی به سی و چند سال رسیده بوده است. اتفاقاً من در یک جا دیدم که هنوز یک نسل از حضرت علی اکبر در بعضی از بلاد وجود دارد، نسلشان به حضرت علی اکبر میرسد، ظاهراً در بلاد هند بود، من یک وقت در بعضی از کتب مثل الملل و النحل و امثالذلک5 دیدم بااینکه مطلب بسیار مهمی است؛ ولی متأسفانه فراموش کردهام که این را یادداشت کنم و سندش را ذکر کنم. به هر صورت ما در مورد حضرت علی اکبر این مسئله را داریم که اگر امامت به حضرت سجاد نمیرسید قطعاً به حضرت علی اکبر میرسید؛ یعنی مقامش مساوی با امامت است الاّ اینکه امام نبودند؛ یعنی ایشان قابلیت برای امامت را دارند.
- التوحید، شیخ صدوق، ج ۱، باب البداء، ص 336، ح 10.
- الکافی، ج ۱، كِتابُ الحُجّةِ، بابُ الإشارةِ و النّصِّ على أبیمُحمّدٍ علیهِ السّلامُ، ص 326، ح 8.
- نفس المهموم، ص 192 و 193؛ دمع السّجوم، ص 164 و 165. جهت اطلاع بیشتر به امام شناسی، ج 15، ص 318 رجوع شود.
- مقاتل الطالبیین، ج 1، ص 86.
- مصدر در حال بررسی
