اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء

0
اصول
اصول

حقیقت نسخ و نسبت آن با بداء در تشریع و تکوین موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه رایج درباره نسخ را بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که نسخ به معنای ابطال حکمی که از ابتدا برای همیشه جعل شده باشد نیست، بلکه با تغییر موضوع و شرایط، حکم نیز دگرگون می‌شود. سپس با مثال‌هایی مانند احکام سبق و رمایه، قبله، بیع خون و برخی احکام اجتماعی نشان می‌دهد که تغییر موضوع چگونه منشأ تغییر حکم می‌شود. در ادامه، ارتباط این بحث با مسئله بداء مطرح می‌شود و نسبت میان نسخ در عالم تشریع و بداء در عالم تکوین بررسی می‌گردد. استاد همچنین مسیر پژوهش در مسئله بداء را در سه محور آیات قرآن، روایات و مباحث عقلی ترسیم می‌کند و جایگاه قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان را در این چارچوب توضیح می‌دهد. حاصل بحث، ارائه تصویری منسجم از معنای نسخ و بداء و رفع برخی برداشت‌های نادرست درباره این دو مفهوم است.

محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء

9
  • بحثی پیرامون تبدل موضوع با استحالۀ اشیاء

  • تلمیذ: این انتفاعی که از فضولات انسانی می‌گیرند چطور است؟

  • استاد: استحاله می‌شود یا نمی‌شود؟

  • تلمیذ: نحوه‌اش را نمی‌دانم فقط این کار را کرده‌اند.

  • استاد: بله این استحاله است.

  • تلمیذ: چون فقهای قبل حکم حرمت داده بودند.

  • استاد: نه، این اصلاً به‌طورکلی استحاله است.

  • تلمیذ: مرحوم آقا هم آوردند در همین کتا‌بشان که از حرمت فقها تمجید هم کردند که در اصفهان چنین کاری کردند1 و ...

  • استاد: البته آدم بدش می‌آید؛ صحبت بد آمدن و ناراحت شدن و چِندِش شدن، این یک مسئله‌ای هست. اما اینکه حالا واقعاً اگر من‌جمیع‌الجهات اصلاً این تبدّل موضوعی پیدا کند [اشکال ندارد] حالا فرض کنید [راجع به] انسان [نگوییم]، [راجع به] فرس و حمار و امثال‌ذلک بگوییم، حالا فرقش این است که این نجس است و آن نجس نیست، در آنجا چه می‌گویید؟! فقط بحث نجاست و حلّیت است دیگر، یک وقت ما روی اصل مسئله بحث می‌کنیم که مسائل طبعی و انس و امثال‌ذلک و به‌طورکلی بحث جهات تعلقی انسان است؛ لذا این یک حرفی است که بالأخره انسان بدش می‌آید وقتی می‌بیند که به آن یک مارک زدند و اسمش را هم فلان گذاشتند و امثال‌ذلک. اما فرض کنید که به قول اصفهانی‌ها همین را می‌برند زیر پای گلابی‌شان می‌ریزند بعد شما آن گلابی را میل می‌کنید و خوشتان‌ هم می‌آید، این آزمایشگاه کار همان را می‌کند، مگر چه‌کار می‌کند؟!

  • تلمیذ: قمی‌ها آقا، این کاهوهایی که از قم می‌آورند ...

  • استاد: بله می‌گویند که اتفاقاً اینها خیلی هم مفید هستند!

  • استاد: حکم شرعی که دائر مدار موافقت طبع و عدم موافقت طبع نیست، حالا یک وقت انسان خودش هم بدش هم می‌آید؛ ولی صحبت در این است که اگر ما بدانیم که این استحاله است آن‌وقت دیگر حکم فرق می‌کند، حالا من یک مثال برای شما بزنم، من‌باب‌مثال بچه‌ای یک سنگ را ببلعد و این سنگ از این بچه خارج شود و شما هیچ اثری از آثار قاذورات را در آن نبینید، در اینجا اصلاً نمی‌توانیم بگوییم که چون از این مجرا خارج شده است نجس است، این‌طور نیست، لازمۀ نجاست استحاله است؛ یعنی اگر این غذایی که می‌خوریم به این کیفیت استحاله پیدا کند نجس می‌شود. اما اگر فرض کنید که این بیاید و به همین کیفیت بدون کمترین چیزی خارج شود، چه کسی می‌گوید که این نجس است؟! نمی‌توانیم حکم به نجاست کنیم. بله، اگر به این سنگ چیزی باشد یعنی مُلوَّث باشد انسان آن را می‌شوید و بعد تبدیل به سنگ می‌کند، آیا دیگر نمی‌شود به این سنگ دست زد؟! شما با آن نماز هم بخوانید من می‌گویم که نمازتان صحیح است، اگر مهر هم قرار دهید اشکال ندارد یا می‌توانید روی آن تیمم هم بکنید! چرا؟! چون استحاله پیدا نکرده است و این مسئله خیلی چیزها را عوض می‌کند؛ یعنی می‌توانیم در خیلی از مسائل این را گسترش بدهیم. در مانحن‌فیه قضیه این است که این را پای درخت می‌برند و بعد درخت این را به یک شکل خاصی مستحیل می‌کند و یک‌یک اجزائش را جدا می‌کند؛ آن مقدار که به‌دردش می‌خورد را می‌کشد و آن مقدار که به‌دردش نمی‌خورد را جذب نمی‌کند و این جذب به یک سیب متبدّل شود؛ سیب معطر و یک گلابی بسیار خوبی که حضرت‌عالی جلوی مهمان هم می‌گذارید! لذا این در اینجا استحاله شده است.

    1. نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت، ص 87، تعلیقه:
      «يكى از موادّ غذائى و داروهایی كه امروزه در كشورهاى كفر از آن استعمال مي‌كنند و آن را بهترين مواد و دارو از نظر بهداشتى می‌دانند، غذاها و دواهایی است كه از فاضلاب شهرها تهيه می‌نمایند. بدين طريق كه كارخانه تجزيه مواد شيميائى را در محل اجتماع فاضلاب‌ها نصب مي‌كنند و آنچه از نجاسات و فضولات انسان و حيوانات و سایر كثافات در فاضلاب است در آن كارخانه مي‌رود و تجزيه مي‌شود. و از مواد به دست آمده، روغن و كره و مواد نشاسته‌های و پروتئينى و حتى گوشت می‌سازند و همه اقسام از ویتامین‌ها را كه به طور سرشار در آن وجود دارد، به‌صورت مواد غذائى و اقسام دارو در مي‌آورند و به بازار عرضه مي‌كنند. در زمان طاغوت در نظر داشتند در طهران فعلاً كارخانه كوچكى از آن را در ممرّ فاضلاب بيمارستان هزار تختخوابى نصب كنند كه با اقدام و جلوگيرى علماء اعلام عملى نشد. و نيز در اصفهان نزديك بود اين كار جامۀ عمل بپوشد؛ يك نفر مهندس از فاضلاب آنجا كره‌اى تهيّه كرد و به بازار عرضه كرد و خودش هم در مجمع عرضه از آن خورد. گويند: به قدرى شبيه به كره طبيعى بود كه متخصّصين مشكل بود بتوانند بين آن دو را فرق بگذارند؛ از آن عمل هم جلوگيرى شد. اما در كشورهاى كفر از ساليان درازى است كه اين عمل‌ مشهور است. و حتى از آن كارخانه عِطر مصنوعى مي‌گيرند. گويند صابون‌های معطّرى كه از خارجه مي‌آيد، در بعضى از اقسام آنها همين عطر را زده‌اند. بايد دانست كه اين مواد غير از موادى است كه از نفت مي‌گيرند و مي‌گويند: هفتاد درصد مواد خوراكى از نفت تهيه مي‌شود، و غير از عطرى است كه از آن به‌دست مي‌آورند و گران‌قيمت‌ترين و نادرترين اقسام عطر در دنياست.»