اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم می‌کند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

توضیحات:

ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم می‌کند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

9
  • تلمیذ: فعلی که انسان بر مبنای اراده انجام می‌دهد بر مبنای همان حکم قبل است، که تصدیق می‌کند که فلان شیء را برود انجام بدهد، و آن‌هم بر مبنای تصوّر نفی آن عمل است آن علت غایی است آن کاری که می‌خواهد انجام بدهد، ولی آن علت غایی برگشتش به همان شخص که فرمودید غرائز و خلقیّاتی که در خودش هست و این غرائز و خلقیّات هم برگشت به آن طینت خودش می‌کند که در حقیقت آن ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾،1 پس آن‌هم که در اختیار بشر نیست، طینت بشر هم به تفاوت فرق می‌کند، یکی خبث طینت دارد یکی طینتش طیّب است، در این صورت باز هم برگشت می‌کنیم به اینکه از اینجا اصلاً اراده و اختیاری نیست هر چه انسان را بر می‌گرداند و می‌برد همان طینت انسان‌ها است؟

  • استاد: شما وقتی منبر می‌روید آخر کم‌کم به روضه و دعا می‌رسید! شما الآن شروع کردید دعا می‌کنید و می‌خواهید پایین بیایید ولی ما هنوز اوّل قضیه هستیم! شما رفتید به کربلا زدید!

  • تلمیذ: بحث تصوّر ناخودآگاه است. شخصی مثلاً تنها خانه‌اش نشسته است چراغ‌ها هم خاموش است، هیچ‌چیز را هم نمی‌بیند چطور می‌شود بعضی‌ها تصوّر عبادت می‌کنند هم آنجا می‌نشیند عبادت می‌کند، یک عده بلند می‌شوند یک کار قبیح می‌کنند؟! می‌خواهم بگویم این تصوراتی که می‌آید طبق ...

  • استاد: عرض کردم این تصوّر بلااختیار است، حالا در علتش ما فعلاً بحث می‌کنیم، حالا یک‌قدری تأمّل کنید.

  • تلمیذ: سیر عوالم را ‌فرمودید، ذات را فرمودید بعد مشیّت و اراده را فرمودید بعد مقام واحدیت و مقام اسماء و صفات را؛ یعنی اسماء و صفات را نفی کردید، «كَمالُ التَّوحیدِ نَفیُ الصِّفاتِ عَنه»2 دارد، پس صفات جزء ذات نیست که بخواهیم بگوییم که صفات هم جزء آن است بعد خیالیه و واهمه یا اراده جزء آن است. یک ذاتی هست که اراده از آن نشأت می‌گیرد.

  • استاد: ببینید هرچه هست از ذات نشأت می‌گیرد؛ جنبۀ عالمیت از ذات نشأت می‌گیرد، جنبۀ حیات از ذات نشأت می‌گیرد. حیات و علم و قدرت، اینها صفات ملصق به ذات هستند و از آنجا نشأت می‌گیرند. یکی از آنها هم اراده است. اراده هم از ذات نشأت می‌گیرد، یعنی نسبت به ذات در صفات رتبۀ اوّل قرار دارد و اگر ما صفات را عین با ذات ندانیم اوّلین مرحلۀ تنزّل از ذات، صفات است، اگر هم عین ذات بدانیم که خیلی‌ها معتقد هستند، بنابراین این علم و حیات و قدرت و همین‌طور خود اراده یک صفات عین ذات هستند و سایر صفات مثل خالقیت و رازقیت و رحیمیت و اینها، صفات بعد از ذات هستند. درهرصورت اراده ملصق به ذات است و جدای از ذات نیست و واسطه‌ای بین او و ذات وجود ندارد. نه‌اینکه صفات دیگر معلول اراده هستند، نه‌خیر معلول اراده نیستند. صفات دیگری که جنبۀ فعلی داشته باشند معلول اراده هستند، اما صفات دیگری که جنبۀ ذاتی برای ذات باشند معلول اراده نیستند، بلکه مثل خود اراده هستند، در خود انسان هم همین‌طور است و فرقی نمی‌کند.

    1. . سوره أسرا (17) آیه 84. مهر تابان، ص 177:
      «هر يك از افراد بشر طبق شاكله و سازمان صورت‌بندی و سرشت خود عمل مى‌كند.»
    2. . التوحيد، شیخ صدوق، ج ۱، باب التوحید و نفی التشبیه، ص 56.
/