اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

0
اصول
اصول

ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم می‌کند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

5
  • استاد: خلع کند یعنی صرف‌نظر کند، نه‌اینکه بمیرد.

  • تلمیذ: پس این عرفا بعضی همین را می‌گویند که یعنی حتماً از نشئۀ ماده باید انتقال پیدا کند تا به کمال مطلق وصل شود.

  • استاد: به این حرف‌ها گوش ندهید. با همین بدن و با همین مسائل که حضرت‌عالی هم بهتر می‌دانید انسان به همان کمال می‌تواند برسد، بقیّه هم رسیده‌اند.

  • تلمیذ: غضب هم همین‌طور است؟ برای عالم طبع است؟

  • استاد: بله، غضب هم همین‌طور است.

  • تلمیذ: غضب در آنجا نیست؟!

  • استاد: نه دیگر غضب هم وجود ندارد. اگر اسمش را غضب بگذاریم مثلاً به‌عنوان کدورت، حقد، حسد و کینه، این مسائل در آنجا هست و اینها از لوازم ابتعاد از حق است، تا وقتی که انسان پاک نشده باشد اینها با او وجود دارد، بعد که پاک می‌شود طبعاً اینها ازبین می‌رود.1

  • تضارب و تصادم علل در عوالم ربوبی

  • بحث در این بود که به مقتضای سلسلۀ علّیت هرچه که در عالم طبع اتفاق می‌افتد باید از نقطه‌نظر علّیت مراتبی را طی کند و چون عالم، عالم طبع و حادثات است و هر حادثی موجب زوال دیگر و زوال شیئی موجب حدوث شیء دیگر خواهد بود، بنابراین لا جَرم ما ملزم و ملتزم هستیم به اینکه این علل و عواملی که در عوالم ربوبی وجود دارد، باید در آن عالم دارای تضارب و تصادم باشند؛ به این عبارت که هر علت برای تحقّق معلول خود در نزولش به عالم کثرت، ممکن است در طی این نزول با علل دیگر ـ یا علت قوی‌تر دیگر، یا علت ضعیف‌تر ـ برخورد کند و این علل و معلولات است که آنچه در عالم طبع تحقّق پیدا می‌کند را می‌سازد. آن‌وقت در این زمینه ما مسائل زیادی داریم و دیگر متعرّض اخبار نمی‌شویم؛ چون اگر بخواهیم متعرّض شویم خیلی طول می‌کشد؛ لذا خود رفقا راجع به این قضیه مطالعاتشان را انجام بدهند.

  • روایاتی که مربوط به این است که «صدقه رفع بلا می‌کند»،2 معانی این روایات را ما در اینجا می‌فهمیم. روایاتی که دلالت می‌کنند بر اینکه «تقدیر و مشیّت الهی بر این تعلّق گرفته بود که فلان شخص این‌طور بشود بعد به‌واسطۀ یک صلۀ رحم یا به‌واسطۀ صدقه سی‌سال به عمرش اضافه شد».3 روایاتی که دلالت می‌کنند یا مثلاً حکایاتی که مثلاً اجل یک شخص در یک مدّت معین رسیده بود، بعد به‌واسطۀ التجاء و دعا این اجل تأخیر شد و به‌واسطۀ شفاعت بزرگی از بزرگان یا امامی از ائمه علیهم‌السّلام اجل به تأخیر افتاد. حکایات و روایاتی که در این زمینه هست، بسیار است. در مورد دعا، صلۀ رحم، صدقه، زیارت مرضیٰ یا فرض کنید که انفاق بر فقرا و مساکین، در مورد طاعات و عبادات و همین‌طور در همۀ مواردی که روایات داریم، همه حکایت از یک مطلب می‌کنند و آن اینکه حقیقت این اعمال که جنبۀ ملکوتی این اعمال را دارد، می‌تواند به‌عنوان علت در بروز حادثه یا در عدم بروز حادثه و منع از قضیه‌ای مؤثّر باشد. این مربوط به عالم تصادمات و عالم تضارب است که در اینجا روایات خیلی زیاد است و ما به این قسمت نمی‌پردازیم؛ این قسمت مسلّم است و در این شکّی نیست. 

    1. تلمیذ: فرموديد كه در عالم معنا و آن بالا تكليف نيست آن وقت اين مطالب و آثارى كه در نفس انسان نقش بسته است نبايد انسان آنها را پاك بكند؛ آيا آنجا مرحله‌اى قوى‌تر از مرحله تكاليف ظاهرى وجود دارد [كه آن مرحله آن‌قدر قوى است كه اينها را پاك مى‌كند؟!]
      استاد: آن را پاك مى‌كنند با همين نيم سوزها پاكش مى‌كنند، نياز به انسان ندارد، «بخواهد و نخواهد» است، آنجا اين حرف‌ها نيست، تكليف «عالم اختيار» است. شما نگران نباشيد آنجا ترتيب داده است.
    2. مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۳۸۸؛ وسائل الشیعة، ج ۲، أبوابُ الاِحتِضار و ما یُناسِبُهُ، بابُ اِستِحبابِ الصَّدَقَةِ لِلمَریضِ و الصَّدَقَةِ عَنهُ و رَفعِ الصَّوتِ بِالأذانِ فی المَنزِلِ، ص 4۳۳، ح 2.
    3. 2. الکافی، ج ۲، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ صِلةِ الرّحِمِ، ص ۱5۰، ح 3:
      «عن مُحمّدِ بنِ عُبیدِاللهِ قال: قال أبوالحَسنِ الرِّضا عَلیهِ السّلامُ: ”یَكونُ الرّجُلُ یَصِلُ رَحِمَهُ فیَكونُ قَد بَقیَ مِن عُمُرِهِ ثَلاثُ سِنینَ فیُصَیِّرُها اللهُ ثَلاثین سِنَةً و یَفعلُ اللهُ ما یَشاءُ“
      «از محمد بن عبیدالله نقل شده که امام رضا عليه‌السّلام فرمود: مردي كه سه سال از عمرش باقى مانده صله‌رحم مي‌كند، خدا عمرش را 30 سال قرار مي‌دهد و خدا هر چه خواهد مي‌كند.»