اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

0
اصول
اصول

ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم می‌کند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

6
  • ما بحث را می‌بریم در جنبۀ دیگر که جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر است که اینجا مسئله مورد بحث است و ادلّۀ نقلیه را در اینجا باید لحاظ کنیم. نسبت به ادلّۀ نقلیۀ مربوط به بداء که در آیات قرآن یا در روایات و اینها هست در اینجا هم ما نمی‌توانیم بحث کنیم. اگر بخواهیم وارد بشویم دیگر بحث به درازا می‌کشد و خیال می‌کنم با توجه به ادراک و وصول به آن مغزیٰ و حقیقت بحث‌های عقلی که عرض شد دیگر انسان بتواند این روایات را تا حدود معرفت خود استیعاب کند و بتواند اشکالاتی که ممکن است متوجه بشود را چه‌بسا به‌واسطۀ همین براهین عقلیه رفع کند، یا توجیهات و تأویلاتی که در بعضی از آنها هست بتواند به این ‌وسیله انجام بگیرد. حالا ما در همین زمینۀ مسئلۀ اختیار، مسئلۀ مشیّت، ارتباط فعل با فاعل و غایت اولیٰ مطالبی می‌گوییم و روایاتی که مربوط به این مسئله می‌شود را عرض می‌کنیم.

  • حوادث عالم، کاشف از تقدیر لایتغیر الهی

  • به‌طورکلی آنچه که در اینجا باید مورد دقت و بحث قرار بگیرد این است که آن فعلی که در خارج انجام می‌گیرد و پس از انجام گرفتن ما به آن فعل نظر می‌اندازیم، کشف می‌کند از اینکه تقدیر الهی و آنچه که لا یتغیّر است همین است که بوده است، نه‌اینکه این قبلاً مشخص نبوده است و بعداً در تقدیر الهی و در عالم قضا مبرم شده است، این‌طور نیست. تمام قضایایی که این قضایا به‌نظر، اَبتر و منقطع می‌نمایند، هیچ‌کدام از اینها اَبتر نیستند و غایت تمام اینها مشخص و معیّن بوده است. ما خیال می‌کردیم که این حادثه باید به نتیجۀ قطعی خود برسد ولی مانع و رادعی آمد و جلوی وصول به آن حقیقت و نتیجۀ اصلی را منع کرد، نه‌خیر این‌طور نیست؛ این حادثه باید تا اینجا بیاید و در اینجا توقف کند. اینکه دفعتاً و صُدفتاً این اتفاق افتاده است که این قضیه تا اینجا بیاید، این مسئله به برهان عقلی مردود است.