اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطه‌ای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان می‌دهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ می‌دهد، درحالی‌که در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام می‌دهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار می‌دانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگی‌های نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینه‌های پیشین در انتخاب‌های انسان ادامه می‌یابد و زمینه فهم دقیق‌تر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم می‌کند.

مبحث اراده و اختيار

توضیحات:

اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطه‌ای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان می‌دهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ می‌دهد، درحالی‌که در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام می‌دهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار می‌دانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگی‌های نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینه‌های پیشین در انتخاب‌های انسان ادامه می‌یابد و زمینه فهم دقیق‌تر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبحث اراده و اختيار

8
  • اشاره‌ای به روایت «السعیدُ سعیدٌ فی بَطنِ اُمِّه و الشَّقی شَقیٌ فی بَطنِ اُمِّه»

  • اینها جهاتی هستند که در این قضایا خیلی مهم هستند که اگر ما این مسائل را بررسی کنیم روایات بسیاری در این زمینه هستند مثل مورد «السعیدُ سعیدٌ فی بَطنِ اُمِّه و الشَّقی شَقیٌ فی بَطنِ اُمِّه»،1 یا روایاتی که دلالت می‌کنند بر اینکه مادر از هنگام انعقاد نطفه باید چه کارهایی را انجام دهد و این در سعادت فرزند مؤثّر هست، این‌همه روایاتی که دلالت می‌کنند برای اینکه از هنگام تولد چه ‌نحو تربیتی باید انجام بگیرد و یا روایاتی مثل این روایت که روایت مشهوری هم هست که در زمان امام صادق علیه‌السّلام ظاهراً همین دولت عباسی و اینها، برای اینکه مردم از دوروبر حضرت پراکنده شوند و پیش ابوحنیفه و امثاله بروند جایزه قرار می‌دادند، مثلاً کسی که می‌خواست به آنجا برود هر روز به او فلان قدر مبلغ می‌دادند تا اینکه افراد از دور امام صادق علیه‌‌السّلام پراکنده شوند، بعد شخصی بود مثل اینکه یک‌خرده پول می‌خواست و تهی‌دست شده بود حالا احتیاج به پولی داشت، گفت که عیب ندارد هم می‌رویم مجلس جناب ابوحنیفه شرکت می‌کنیم و بعد هم می‌آییم در مجلس امام صادق، در آنجا برای دنیای‌مان، اینجا هم برای آخرت‌مان بعد همین که حرکت کرد آمد به در منزل ابوحنیفه رسید، توقف کرد و داخل نرفت و گفت من دینم را به دنیا نمی‌فروشم و برگشت و آمد در مکانی که حضرت بودند، حالا یا منزلشان بود یا در آن مسجدی که حضرت در آنجا بودند، تا حضرت چشمشان به آن افتاد فرمودند اگر مادرت رفته بود تو هم رفته بودی! این شخص بعد از درس پیش مادرش آمد و خلاصه یقه‌اش را گرفت و گفت: امروز قبل از اینکه بگویم جریان من این‌طور شد؛ می‌خواستم بروم پیش ابوحنیفه و خلاصه آنجا یک پولی به ما بدهند بعدش بیاییم پیش شما و هر دو جا را داشته باشیم، حضرت تا چشمشان به من افتاد فرمودند: اگر مادرت رفته بود تو هم رفته بودی، به مادرش گفت که قضیه چیست؟! باید بگویی! گفت که برایت می‌گویم؛ من فقط یک قضیه به یاد دارم که همین باید منظور حضرت باشد؛ پدرت به مسافرت رفته بود و مدتی از این مسافرت گذشته بود و من در منزل تنها بودم، پدرت دیر کرد و نیامد عرصه برای ما تنگ شد، وقتی دیدم که نیامده است ما در منزل غلامی داشتیم یک روز بعد از ظهر به قصد همین عمل خلاف آمدم به‌سمت او بروم که در حجره بود وقتی که می‌خواستم در را باز کنم یک‌دفعه عذاب و عقاب الهی خدا به‌نظرم آمد و اینکه خدا ناظر است و من منصرف شدم و برگشتم. وقتی که برگشتم یک‌مرتبه پدرت در را باز کرد و از سفر آمد و خلاصه تو آنجا درست شدی!

    1. . التوحيد، شیخ صدوق، ج ۱، باب السعادة و الشقاوة، ص ۳56، ح 3:
      «[قال رَسولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلّم] الشَّقیُّ مَن شَقیَ فی بَطنِ أُمِّهِ و السَّعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ أُمِّهِ.»
/ 0