
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)
روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی میکند و نشان میدهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت میدهند و نه به یک جبر از پیشتعیینشده. سپس روایاتی مطرح میشود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگیهای نفسانی و تفاوتهای افراد در فهم، عقل و گرایشهای رفتاری سخن میگویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل میشود و این پرسش مورد توجه قرار میگیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)
توضیحات:
روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی میکند و نشان میدهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت میدهند و نه به یک جبر از پیشتعیینشده. سپس روایاتی مطرح میشود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگیهای نفسانی و تفاوتهای افراد در فهم، عقل و گرایشهای رفتاری سخن میگویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل میشود و این پرسش مورد توجه قرار میگیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)
8این روایتی است که همۀ ما باید این را بدانیم چون تجربه کردهایم.
میخواهم با مردی حرف بزنم، هنوز حرف نزده تمام منظور من را میفهمد به قول معروف تا «ف» را میگویی میرود فرحزاد! بعضی دیگر هستند که وقتی با آنها حرف میزنم تمام کلامم را آنطور که بایدوشاید میفهمند؛ یعنی باید همۀ جمله را تمام کنم تا متوجه شوند و اما دستۀ سوم همانطور که گفتیم همانطوری هم برمیگردد و میگوید که دوباره بگو [چون] نفهمیدم، دوباره میگوییم و میگوید که سه باره بگو، خلاصه آنطوری که بایدوشاید [نمیفهمد]. «فقال: یا إسحاقُ أ و ما تَدری لِم هذا؟ قُلتُ: لا»؛ ای اسحاق ... چرا اینطور است؟
از هنگامی که نطفۀ این بسته شده است همراه نطفهاش خداوند در او جنبۀ عقل را زیاد کرده است، همۀ اینها اشارات به یک معنایی است که حالا میگوییم. دیگر قرار بر این گذاشتیم بیاییم در اینجا و در این مسائل صحبت کنیم.
«و أمّا الّذی تُكلِّمُهُ فیَستوفی كلامك ثُمّ یُجیبُك على كلامِك؛ کسی که وقتی با او صحبت میکنید همۀ حرفت را تمام و کمال به او میزنی بعد همانطوریکه گفتی همان قِسم به شما بر میگرداند»، دیدهاید بعضیها وقتی که انسان با آنها صحبت میکند اصلاً یکجور دیگر برداشت میکنند.
کلام مرحوم علامه طهرانی دربارۀ تفاوت افراد در فهم
این را مرحوم آقا هم میفرمودند که من آن موقعها یادم هست که مثلاً دنبال آن افرادی بگرد یا با آن افرادی [باش] که وقتی حرفی را میزنی بدون اینکه نفس، دخل و تصرّف در آن کند، همانطور به صفای خودش میگیرد. بعضیها وقتی انسان صحبتی با آنها میکند گرچه صحبت هم صحبت روحانی است و جنبۀ نفسانی ندارد؛ ولی این را میگیرند و در خودشان قاطی میکنند، خلط میکنند، بالا و پایین میکنند و از شوائب نفسانی به آن میزنند و یک برداشتی میکنند که من چنین قصدی نکردم! او دارد چنین برداشتی میکند! بااینکه من قصدم خیلی صاف و ساذج و معنای ابتدایی بود اما چرا او این برداشت را در ذهن خودش کرده است و میگوید که منظور شما این بود و به من هم نسبت میدهد و بعد میرود نقل میکند، این چیست؟! چه مسائلی اینجا انجام میگیرد؟! شما چنین قصدی را ندارید و حرف را هم بیپیرایه زدهاید، مشکل بیان نکردهاید اینکه الآن او میآید و زیر و رو میکند و بعد به یک نحو دیگری [بیان میکند] این چیست؟!
